کد خبر: 58835 | صفحه ۱ | تاریخ: 01 اسفند 1404
ساعت صفر !؟
محمدعلی وکیلی / در این لحظات، واژه «ساعت صفر» بیش از هر زمان دیگربرای ما ایرانیان پر تکرارشده است. همه چیز به مو رسیده است. مرز تصمیمات سخت یک مواست. فاصله جنگ و صلح به یک موبند است. بسیاری از ناظران و تحلیلگران، با اشاره به تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، افزایش حضور ناوها و هواپیماهای جنگی در خاورمیانه و مواضع انفجاری ترامپ، و حتی گزارشهایی از آمادگی برای سناریوهای عملیاتی، این لحظات را شمارش معکوس جنگ مینامند. شاخص بازارهای مالی جنگ قریب الوقوع را نشان میدهند. اماساعت صفر، در این نگاه، لحظهای است که گزینه دیپلماسی بین ایران و آمریکا به پایان رسیده است و رابطه «نه جنگ و نه صلح» به ساعت صفر رسیده است. در این میان برخی از «ساعت صفر »شروع رگبار گلوله را برداشت میکنند وبرخی شروع عصرجدید درروابط رانتیجه میگیرند.
اما آیا واقعاً ساعت صفر، فقط به معنای آغاز بمباران و درگیری مستقیم است؟
نگارنده بر این باور است که ساعت صفر واقعی، نه لزوماً لحظه شلیک موشک، بلکه نقطهای است که شرایط موجود دیگر قابل ادامه نیست؛ نقطهای که یا به جنگ تمامعیار ختم میشود یا به توافق همه جانبه و شاید دردناک!. وبرغم حبس بودن نفسها درسینه ها ولی درگمانم ، شواهد کنونی بیشتر به سمت سناریوی دوم متمایل است تا اولین.
در هفته گذشته ، دور دوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در ژنو – با میانجیگری عمان – برگزار شد. گفتوگوها پس از چند ساعت به پایان رسید و هر دو طرف از «پیشرفت در برخی جنبهها» سخن گفتند؛ گروسی از آژانس آن را «گامی رو به جلو» خواند، عراقچی از فضای «خوشبینانه» گفت و حتی مقامات آمریکایی آن را «از برخی جهات مثبت» توصیف کردند، هرچند تأکید کردند که همه گزینهها همچنان روی میز است. این جملات آشنا، در تاریخ روابط دو کشور بارها شنیده شده، اما این بار تفاوتهایی مشهود است: فشار حداکثری اقتصادی ادامه دارد، حضور نظامی آمریکا تقویت شده، و همزمان کانال دیپلماتیک – هرچند شکننده – باز مانده است.
ترامپ و تیم او، برخلاف تصویر جنگطلبانهای که برخی رسانهها ترسیم میکنند، بارها از «صلح منطقهای» و تمایل به توافقی جامع سخن گفتهاند؛ توافقی که البته خطوط قرمز جاه طلبانه ویکطرفه (غنیسازی نزدیک به صفر، محدودیتهای موشکی و فعالیتهای منطقهای) را رعایت کند. از سوی دیگر، ایران نیز – با وجود رد خواستههای حداکثری – مسیر مذاکره را نبسته و حتی از «پیشرفت» سخن میگوید.
این وضعیت، دقیقاً همان ساعت صفر است: لحظهای که ادامه وضع موجود غیرممکن شده. اقتصاد ایران زیر بار تحریمها و تورم کمرشکن له شده، نارضایتی داخلی به نقطه جوش رسیده، در چنین نقطهای، ساعت صفرتصمیم نهایی فرا رسیده است .یاباید مسیر جنگ انتخاب شود که مسیرباخت -باخت برای همگان خواهدبود ویا باید دوطرف به توافق تمکین کنند.
به نظر میرسد مسیر دوم، با وجود تمام دشواریها، محتملتر است. نه به دلیل حسن نیت ناگهانی دو طرف، بلکه به این دلیل ساده که هزینه جنگ برای آمریکا در سال ۲۰۲۶ – با توجه به اولویتهای داخلی، انتخابات میاندورهای پیش رو،نزدیک بودن زمان برگزاری جام جهانی فوتبال در آن کشور و خستگی از درگیریهای طولانی – وشعاروژست صلح طلبانه ترامپ بسیار بالاست و برای ایران و منطقه نیز، جنگ تمامعیار میتواند به معنای واقعی ویرانگر باشد.
ساعت صفر، بنابراین، نه فقط لحظه آغاز بمباران، بلکه لحظه پایان «نه جنگ، نه مذاکره» است. به عبارتی «ساعت صفر» یعنی نحوه رابطه ۴۸ساله ایران و آمریکا به صفر رسیده و باید تصمیم گرفت . لحظهای که یکی از دو گزینه باید انتخاب شود و نشانههای فعلی – از ادامه مذاکرات ژنو تا اظهارات محتاطانه ومتناقض دو طرف – نشان میدهد که هنوز شمارش معکوس به سمت توافق، متوقف نشده است؛ هرچند این توافق، اگر حاصل شود، تلخ و پرهزینه خواهد بود.
تاریخ قضاوت خواهد کرد که آیا در این «ساعت صفر»، عقلانیت پیروز میشود یا غرور و محاسبات اشتباه، همه چیز را به سوی تاریکی بیشتر میبرد. اما فعلاً، عقربهها هنوز حرکت میکنند؛ نه به سوی انفجار، بلکه به سوی نقطهای که شاید بتوان آن را «صلح ناخواسته» نامید.