کد خبر: 58880 | صفحه ۳ | جامعه | تاریخ: 03 اسفند 1404
اثرات تعطیلات زمستانه مدارس را بررسی شد
آموزش زیرتیغ تعطیلات
یک کارشناس آموزش معتقد است: تغییر تقویم آموزشی باید بر اساس پژوهشهای میدانی، آزمایشهای محدود منطقهای و ارزیابی دقیق اثرات آن انجام شود. ما نمیتوانیم یکباره در مقیاس ملی، نظام زمانی مدارس را تغییر دهیم و بعد منتظر بمانیم ببینیم چه میشود.
اعلام رئیس کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس مبنی بر اینکه «موضوع تعطیلات زمستانه مدارس بهزودی در مجلس تصویب میشود» بار دیگر بحث قدیمی تغییر در تقویم آموزشی کشور را به صدر اخبار بازگردانده است؛ بحثی که سالها میان موافقان و مخالفان دستبهدست شده اما هیچگاه به شکلی پایدار و کارشناسی به اجرا نرسیده است.
حالا قرار است با کاهش تعطیلات تابستانی و افزودن تعطیلات زمستانی، الگوی جدیدی برای توزیع زمان آموزش در مدارس تعریف شود. پرسش اساسی این است: آیا این تغییر میتواند به بهبود کیفیت یادگیری منجر شود یا آنکه به فهرست تصمیمهای مقطعی و پرهزینه آموزش و پرورش افزوده خواهد شد؟
تغییر تقویم آموزشی صرفاً یک تصمیم اداری نیست
در سالهای اخیر، مدارس کشور به دلایل مختلف از جمله آلودگی هوا، برودت شدید، کمبود انرژی یا شرایط اضطراری، بارها و گاه بیش از یک ماه تعطیل شدهاند. همین تعطیلیهای ناخواسته، عملاً آموزش حضوری را مختل و آموزش آنلاین را جایگزین کرده است؛ جایگزینی که نه زیرساختهای آن کامل بوده و نه کیفیت آن قابل قیاس با آموزش حضوری. در چنین شرایطی، ایده «تعطیلات زمستانی رسمی» برای برخی سیاستگذاران راهحلی برای مدیریت بحرانهای فصلی به نظر میرسد.
اما تغییر تقویم آموزشی صرفاً یک تصمیم اداری نیست. این تغییر بر ساختار برنامه درسی، نظام ارزشیابی، زمانبندی امتحانات، برنامهریزی خانوادهها، اشتغال والدین و حتی الگوی سفر و اقتصاد گردشگری اثر میگذارد. بنابراین پرسش این نیست که «آیا تعطیلات زمستانی خوب است یا بد»، بلکه این است که «آیا نظام آموزشی آمادگی اجرای یک اصلاح ساختاری را دارد؟»
ایده تعطیلات میانترم یا توزیع متعادلتر زمان استراحت در طول سال، در بسیاری از کشورها تجربه شده و در صورت اجرای درست میتواند مفید باشد
بهنوش مرادی، کارشناس آموزش، در اینباره میگوید: اصل ایده تعطیلات میانترم یا توزیع متعادلتر زمان استراحت در طول سال، در بسیاری از کشورها تجربه شده و در صورت اجرای درست میتواند مفید باشد. به عبارت دیگر از نظر روانشناختی و شناختی، یادگیری زمانی پایدارتر است که دانشآموز در بازههای منظم، فرصت استراحت و بازیابی ذهنی داشته باشد.
او میافزاید: فاصله بسیار طولانی تابستانی، بهویژه برای دانشآموزان مقاطع پایینتر، باعث افت یادگیری میشود؛ پدیدهای که در ادبیات آموزشی به «افت تابستانی» معروف است. بنابراین اصل کاهش تعطیلات تابستانی و توزیع آن در طول سال میتواند قابل دفاع باشد، اما به شرط آنکه همراه با بازطراحی کامل برنامه درسی باشد.
تغییر تقویم آموزشی باید بر اساس پژوهشهای میدانی، آزمایشهای محدود منطقهای و ارزیابی دقیق اثرات آن انجام شود
این کارشناس آموزش اظهار میدارد: اگر قرار باشد صرفاً چند هفته از تابستان کاسته و به زمستان افزوده شود، بدون آنکه محتوای آموزشی، حجم کتابها، شیوه ارزشیابی و تقویم امتحانات تغییر کند، نتیجهای جز فشردهتر شدن آموزش و افزایش استرس دانشآموزان نخواهد داشت. مرادی هشدار میدهد: تغییر تقویم آموزشی باید بر اساس پژوهشهای میدانی، آزمایشهای محدود منطقهای و ارزیابی دقیق اثرات آن انجام شود. نمیتوانیم یکباره در مقیاس ملی، نظام زمانی مدارس را تغییر دهیم و بعد منتظر بمانیم ببینیم چه میشود.
اجرای تعطیلات زمستانی به مجموعهای از زیرساختهای جدی نیاز دارد
این کارشناس آموزش ادامه میدهد: اجرای تعطیلات زمستانی، اگر قرار است فراتر از یک تصمیم نمادین باشد، به مجموعهای از زیرساختهای جدی نیاز دارد. نخستین زیرساخت، آمادگی فیزیکی مدارس است. در بسیاری از مناطق سردسیر کشور، مدارس با مشکل تأمین گرمایش استاندارد مواجهاند. اگر سال تحصیلی به شکلی تنظیم شود که بخش بیشتری از زمان آموزش در ماههای سردتر متمرکز باشد، باید اطمینان حاصل شود که تجهیزات گرمایشی ایمن و پایدار در همه مدارس فراهم است.
او میافزاید: زیرساخت دوم، هماهنگی با نظام ارزشیابی است. امتحانات نیمسال، کنکور، آزمونهای هماهنگ کشوری و حتی زمانبندی اعلام نتایج باید متناسب با تقویم جدید بازتنظیم شود. بدون این هماهنگی، تغییر تعطیلات میتواند کل چرخه آموزشی را دچار اختلال کند. مرادی خاطر نشان میکند: سومین زیرساخت، آمادهسازی خانوادهها و معلمان است. تغییر تقویم آموزشی بر برنامه کاری والدین، زمانبندی سفرها، کلاسهای فوقبرنامه و حتی اشتغال فصلی نوجوانان اثر میگذارد. این تغییر نیازمند اطلاعرسانی گسترده، اقناع افکار عمومی و مشارکت ذینفعان در فرآیند تصمیمگیری است. او در ادامه تاکید میکند: مهمترین مساله اما زیر ساخت پژوهشی است. هر اصلاح ساختاری در آموزش و پرورش باید با شاخصهای دقیق ارزیابی همراه باشد؛ از سنجش میزان پیشرفت تحصیلی گرفته تا ارزیابی سطح رضایت دانشآموزان و معلمان. بدون این شاخصها، امکان تشخیص موفقیت یا شکست طرح وجود نخواهد داشت.
مرادی خاطرنشان میکند: نمیتوان نسخه واحدی برای کل کشور پیچید. در برخی استانها شاید کاهش تعطیلات تابستانی منطقی باشد، اما در مناطق بسیار گرم، حضور دانشآموزان در مدارس در اوج گرما میتواند آسیبزا باشد. انعطاف منطقهای باید در قانون پیشبینی شود.
تغییرات پیدرپی، بدون ارزیابی دقیق نتایج سیاستهای قبلی، میتواند منجر به فرسایش سرمایه اجتماعی شود
این کارشناس آموزش بر پیامدهای اجتماعی تصمیمهای شتابزده تاکید میکند و میگوید: آموزش و پرورش، نهادی نیست که بتوان در آن بهسادگی دست به آزمون و خطا زد. هر تغییر در نظام آموزشی، مستقیماً بر نسل آینده اثر میگذارد. وقتی سیاستها بهطور مداوم تغییر میکنند، احساس بیثباتی در دانشآموزان، معلمان و خانوادهها شکل میگیرد. این بیثباتی اعتماد عمومی به نظام آموزشی را کاهش میدهد. او هشدار میدهد: تغییرات پیدرپی، بدون ارزیابی دقیق نتایج سیاستهای قبلی، میتواند منجر به فرسایش سرمایه اجتماعی شود. خانوادهها وقتی میبینند هر سال بخشی از نظام آموزشی تغییر میکند ـ از شیوه ارزشیابی گرفته تا زمانبندی امتحانات و تعطیلات ـ دچار سردرگمی میشوند و به دنبال راههای جایگزین مانند مدارس غیردولتی یا کلاسهای خصوصی میروند؛ مسیری که شکاف آموزشی را تشدید میکند. مرادی خاطرنشان میکند: آموزش، حوزهای بلندمدت است. نتایج سیاستهای امروز، شاید ده سال بعد آشکار شود. بنابراین تصمیمها باید مبتنی بر اجماع کارشناسی و مطالعات طولانیمدت باشد، نه واکنش به فشارهای مقطعی.
یکی از نگرانیهای جدی، سیاسی شدن موضوع تقویم آموزشی است
مرادی اما به مساله دیگری هم اشاره کرده و میگوید: یکی از نگرانیهای جدی، سیاسی شدن موضوع تقویم آموزشی است. اگر تعطیلات زمستانی به ابزاری برای پاسخ به مطالبات کوتاهمدت یا مدیریت بحرانهای فصلی تبدیل شود، بدون آنکه اصلاحات ساختاری در کیفیت آموزش صورت گیرد، نتیجهای جز تغییر ظاهری نخواهد داشت. او در پایان تاکید میکند: مساله اصلی مدارس امروز، کیفیت یادگیری، تراکم بالای کلاسها، کمبود معلم و نابرابری آموزشی است. اگر تمام تمرکز سیاستگذاران بر جابهجایی تعطیلات باشد، ممکن است از مسائل بنیادیتر غافل شویم.