کد خبر: 58999 | صفحه ۲ | سیاست روز | تاریخ: 07 اسفند 1404
نتیجه دوئل دیپلماتیک ایران و آمریکا بر سر دوراهی تاریخ چه خواهد شد؟
ساعت صفر در ژنو
نشست امروز نمایندگان ایران و ایالات متحده در ژنو، در یکی از ملتهبترین مقاطع تاریخی خاورمیانه برگزار میشود. تحلیلگران و ناظران بینالمللی این رویداد را نه یک مذاکره معمول، بلکه «نقطه عطف» تقابل دو کشور میدانند؛ لحظهای که میتواند مسیر منطقه را به سمت یک توافق جامع و تنشزدایی پایدار هدایت کند، یا ماشه یک درگیری گسترده و غیرقابل پیشبینی را بکشد.
به گزارش ابتکار مذاکرات پیش رو در خلأ رخ نمیدهد. انباشت بحرانهای چند سال اخیر، از جمله تحولات پرشتاب برنامه هستهای ایران، تنشهای بیسابقه در دریای سرخ و خلیج فارس، جنگهای نیابتی و مستقیم در منطقه، و فشار بیامان تحریمها، دو طرف را به نقطهای رسانده که حفظ «وضعیت موجود» دیگر برای هیچکدام مطلوب و حتی امکانپذیر نیست. ژنو اینبار صحنه مدیریت تنش نیست، بلکه صحنه تصمیمگیری نهایی است.
متغیرهای کلیدی روی میز مذاکره
هدف اصلی واشنگتن، طولانی کردن زمان گریز هستهای ایران و بازگرداندن نظارتهای عمیق و فراگیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. نگرانی از غنیسازی با درصدهای بالا، اولویت اول امنیتی غرب محسوب میشود.
از سوی دیگر تهران برنامه هستهای خود را صلحآمیز و ابزار چانهزنی اصلی خود میداند. ایران خواستار لغو تضمینشده و راستیآزماییشده تحریمهای بانکی و نفتی در ازای هرگونه محدودیت داوطلبانه است.
سخنان ترامپ چه بود؟
شب گذشته ترامپ با طرح ادعاهای شدید ضدایرانی، بار دیگر به حمله متجاوزانه علیه تاسیسات هستهای ایران در ماه ژوئن اشاره کرد و به آن بالید و با وجود اینکه تاکید کرد مذاکرات میان ۲ طرف ادامه دارد و ترجیح او دیپلماسی است، تهران را به «تروریسم»، «سرکوب» و «تلاش مجدد برای ساخت سلاح هستهای» متهم کرد.
ترامپ در اظهاراتی ضدایرانی مدعی شد: «به همینخاطر تابستان گذشته به ایران حمله کردیم و در طول این حمله همه تأسیسات هستهای ایران را نابود کردیم. این عملیات بهعنوان چکش نیمهشب شناخته میشود.»
او ادعا کرد: «به مدت چندین دهه سیاست آمریکا جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بود. زمانی که آمریکا ۴۷ سال پیش کنترل ایران را از دست داد، دولت ایران و نیروهای نیابتی قاتل خود به چیزی جز تروریسم، تنفر و کشتار دامن نزده است. آنها هزاران آمریکایی را قطع عضو کرده و به میلیونها نفر در سراسر جهان آسیب زدهاند. در دولت اولم (سردار) سلیمانی را از میان برداشتم و این اقدام تأثیرات بسزایی داشت. (سردار) سلیمانی پدر بمبهای جادهای بود.»
ترامپ همچنین مدعی شد: «در اعتراضات ماههای گذشته در ایران، دولت ایران بیش از ۳۲ هزار معترض را در کشور خودشان به قتل رسانده است. دولت ایران یا به سوی آنها تیراندازی کرده یا آنها را اعدام کرده است. البته با تهدید به خشونت گسترده، مانع اعدام شدن بسیاری از این افراد شدیم. ایرانیان همین لحظه موشکهایی ساختهاند که میتواند اروپا را هدف قرار دهد و بزودی موشکهایی خواهند ساخت که میتواند آمریکا را هدف قرار دهد.»
او ادعا کرد: «پس از عملیات چکش نیمهشب به آنها هشدار داده شد که سلاح هستهای نسازند اما آنها بهدنبال شروع دوباره برنامه هستهای خود هستند. همین لحظه، آنها درحال دنبال کردن اهداف شوم خود هستند. ما درحال مذاکره با آنها هستیم. ایرانیان به دنبال توافق هستند، اما ما هنوز اظهاراتی مبنی بر تصمیم ایرانیان برای عدم دنبال کردن ساخت سلاح هستهای نشنیدهایم.»
ترامپ با تمجید دوباره از اقدامات نظامی خود علیه ایران مدعی شد: «یکی از پیچیدهترین عملیات نظامی در تاریخ را انجام دادیم. همه رهبران جهانی درحال مشاهده این عملیات بودند و یکی از آنها که نام آن را بیان نخواهم کرد به من گفت که کار بسیار خوبی انجام دادید.»
ادعاهای ترامپ درحالی است که مقامات ایرانی همواره تأکید کردهاند که سلاح هستهای در دکترین سیاسی و نظامی ایران هیچ جایگاهی ندارد. از طرفی، حتی مقامات آمریکایی از جمله مقامات دولت خود او نیز به این مسئله اذعان کردهاند.
از طرفی، او درحالی خود را دغدغهمند مردم ایران نشان میدهد که در روزهای اخیر، با انتشار پستی در تروثسوشال، مردم ایران را به جنگ و «اتفاقاتی بسیار بد و ناگوار» تهدید کرد.
ترامپ در ادامه اظهارات ضدایرانی خود مدعی شد: «ترجیح من این است که این مشکل را از طریق دیپلماسی حل کنیم، اما هرگز اجازه نخواهم داد که حامی شماره یک تروریسم در جهان به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
او همچنین گفت: «هیچ کشوری نباید در اراده آمریکا شک کند. ما قویترین ارتش جهان را داریم. مجبوریم که قویترین ارتش جهان را داشته باشیم. البته امیدوارم هرگز مجبور به استفاده از آن نشویم. صلح از طریق قدرت بسیار موثر است.»
گروسی: مذاکرات ژنو به اوج خود رسیده و بهتر است نتیجهبخش باشد
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی با تایید حضور خود در دور سوم مذاکرات ژنو میان تهران و واشنگتن، گفت که به نتیجه رسیدن این روند دیپلماتیک، با توجه به تهدیدهای جنگطلبانه آمریکا، بسیار حائز اهمیت است.
به گزارش ایسنا، «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گفتوگویی اعلام کرد که برای دور سوم گفتوگوهای ایران و آمریکا درباره برنامه هستهای ایران راهی ژنو میشود.
این مذاکرات فردا ۲۶ فوریه در ژنو و با میانجیگری عمان درباره متن پیشنهادی ایران برای یک توافق اولیه برگزار خواهد شد.
گروسی در گفتوگویی که با یک رسانه اسپانیاییزبان انجام داده است، در پاسخ به سوالی درباره آسیب وارد شده به تاسیسات برنامه هستهای صلحآمیز ایران در طی حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی در ماه ژوئن گفت: «تاسیسات فردو، نطنز و اصفهان آسیب بسیار جدی دیدند. ما اظهارات رئیسجمهور ترامپ درباره از بین بردن یا ویرانی کامل (برنامه هستهای ایران) و دیگر توصیفات دراین باره را به یاد داریم. اما الان چه اتفاقی میافتد؟»
مدیرکل آژانس افزود: «روند دیپلماتیکی که پس از این جنگ کوتاه آغاز شد، ناگزیر بود، چراکه حتی با وجود این ویرانی، مواد هستهای، یعنی اورانیوم غنیشده با خلوص بالا که برای ساختن کلاهکهای هستهای نیاز است و ایران آن را انباشته، هنوز در آنجا قرار دارد. هنوز در ایران است. بنابراین، یک روند دیپلماتیک آغاز شده است که اکنون به اوج آن رسیده، چراکه آمریکا صراحتا نشان داده است قرار نیست هفتهها و ماهها به بحث کردن ادامه دهد.»
او در ادامه با اشاره به تشدید تنشهای نظامی میان تهران و واشنگتن با گسیل ناوگروهها و جنگافزارهای اضافی ارتش آمریکا به منطقه، گفت: «این موضوع باعث شکلگیری شایعات جنگ شده است. به بیان دیگر، وضعیتی بسیار خطرناک در اینجا و در پسزمینه مذاکرات دیپلماتیک در حال شکلگیری است. بنابراین، به نتیجه رسیدن این مذاکرات بسیار مهم است، چراکه در غیر این صورت، به گفته شخص رئیسجمهور ترامپ که هفته گذشته شنیدیم، اگر مذاکرات دیپلماتیک موفقیتآمیز نباشد، "اتفاقات بدی" خواهد افتاد.»
آیا دیپلماسی زیر سایه تهدید به نتیجه میرسد؟
به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، در هفتههای گذشته، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، آرایشی گسترده از توان دریایی و هوایی آمریکا را به نزدیکی مرزهای ایران اعزام کرده است؛ آرایشی که هدف آن واداشتن ایران به پذیرش توافقی توصیف میشود که چارچوب آن عمدتاً بر مبنای منافع واشنگتن تنظیم شده است.
همزمان، دیپلماتهای ایران و آمریکا بهطور غیرمستقیم در عمان در حال گفتوگو بودهاند و قرار است نشست دیگری نیز روز پنجشنبه برگزار شود تا راهکاری دیپلماتیک برای مسئله هستهای ایران جستوجو شود. واشنگتن خواهان برچیدهشدن برنامه غنیسازی اورانیوم ایران است، در حالیکه تهران همچنان تأکید میکند فعالیتهایش ذیل ماده چهارم معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و در چارچوب حقوق تصریحشده خود انجام میشود.
آنچه اکنون در جریان است، یادآور الگوی کلاسیک «دیپلماسی ناوهای جنگی» در جامعه ای مدرن است؛ رویکردی که در آن قدرت دریایی و هوایی نه صرفاً برای بازدارندگی، بلکه بهعنوان اهرم فشار و چانهزنی اجباری به کار گرفته میشود. تا این لحظه ترامپ از احتمال اجرای حملات هوایی محدود برای واداشتن ایران به امضای توافق سخن گفته است؛ در غیر این صورت، تهران ممکن است با کارزارهایی گستردهتر مواجه شود؛ کارزارهایی که بنا بر برخی گمانهزنیها میتوانند با هدف تضعیف ساختار حاکم طراحی شده باشند.
منطق حاکم بر این رویکرد از نگاه ترامپ ساده به نظر میرسد: او بر این باور است که پس از جنگ ژوئن ۲۰۲۵ علیه ایران، ایران در موقعیتی شکننده قرار دارد و برای دستیابی به توافق، در وضعیت استیصال به سر میبرد. با این حال، این برداشت بر پیشفرضی آشنا اما محل تردید استوار است: این تصور که کارزارهای هوایی میتوانند دولتهای رقیب را به تسلیم وادار کنند یا به فروپاشی بینجامند. چنین نگاهی بازتاب سنتی دیرپا در نظریههای قدرت هوایی است؛ سنتی که به اوایل قرن بیستم و اندیشههای جولیو دوهه بازمیگردد؛ نظریهپردازی که بمباران شهرها را ابزاری برای درهمشکستن روحیه عمومی و تحمیل اراده سیاسی میدانست.
برای رؤسایجمهوری که تمایلی به ورود به جنگهای زمینی فرسایشی ندارند، قدرت هوایی میتواند ابزاری قاطع و کمهزینه جلوه کند؛ ابزاری که تلفات انسانی و تعهدات بلندمدت را برای ایالات متحده به حداقل میرساند. ترامپ از زمان بازگشت به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، ایران، عراق، یمن، سوریه، نیجریه، سومالی و ونزوئلا را هدف بمباران قرار داده و حتی رهبر یکی از کشورها را ربوده است. با این همه، تجربه جنگهای مدرن بارها محدودیتهای این تصور را آشکار کرده است.
توهم برتری هوایی؛ محدودیتهای اجبار از آسمان
ایران نیز بهاحتمال زیاد از این قاعده مستثنی نخواهد بود. توان هوایی ایالات متحده ابزاری برای تخریب است، اما تخریب لزوماً به تمکین سیاسی منتهی نمیشود. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در ۲۱ فوریه این موضع را چنین بیان کرد: «قدرتهای جهانی صف کشیدهاند تا ما را وادار کنند سر خم کنیم… اما با وجود تمام مشکلاتی که برای ما ایجاد میکنند، سر خم نخواهیم کرد.»
واقعیت آن است که وسعت جغرافیایی و عمق راهبردی ایران، ظرفیت قابلتوجهی برای تحمل حملات هوایی ایجاد کرده است؛ ظرفیتی که میتواند بدون تسلیم سیاسی دوام آورد. آخرینبار که ایران در برابر یک قدرت خارجی ناچار به تسلیم شد، به دوران جنگ جهانی دوم بازمیگردد؛ زمانی که نیروهای بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی در اوت ۱۹۴۱ با نقض بیطرفی ایران این کشور را اشغال کردند، پس از آنکه تهران درخواست آنان برای اخراج اتباع آلمانی را نپذیرفت.
ایران طی دههها خود را دقیقاً برای مواجهه با برتری آتش آمریکا آماده کرده است. دکترین نظامی آن بر جنگ نامتقارن، پراکندگی نیروها و ایجاد تأسیسات مستحکم استوار است. گزارشها حاکی از آن است که ایران در آستانه حملات احتمالی، اقدام به تقویت و ایمنسازی زیرساختهای هستهای خود کرده است تا آثار ضربات احتمالی را کاهش دهد. حتی در صورت تخریب کامل، ایران از ظرفیت فناورانه و صنعتی لازم برای بازسازی در گذر زمان برخوردار است؛ زیرا بمباران میتواند سازهها را نابود کند، اما دانش و فناوری را از میان نمیبرد.
از منظر سیاسی نیز جمهوری اسلامی از سطحی از تابآوری برخوردار است که در محاسبات صرفاً نظامی بهسادگی قابل اندازهگیری نیست. این نظام در بستر یک انقلاب شکل گرفت، موجی از ترورها و هشت سال جنگ تمامعیار را تجربه کرد و در برابر دههها فشار اقتصادی آمریکا بدون تسلیم تثبیت شد. در خلال جنگ ایران و عراق، صدها هزار نظامی و غیرنظامی جان باختند، اما ساختار سیاسی فرو نپاشید و به عقب ننشست.
در سطحی دیگر، تصمیمگیران ایرانی به عدم تقارن در حساسیت نسبت به تلفات واقفاند. فرهنگ سیاسی آمریکا که زیر نفوذ پاسخگویی دموکراتیک و نظارت رسانهای شکل گرفته است معمولاً نسبت به تلفات مستمر واکنش شدید نشان میدهد. در مقابل، تجربه تاریخی ایران در برابر حمله خارجی نشان داده است که تحمل بیشتری نسبت به سختیهای طولانیمدت و فداکاری وجود دارد. در چنین فضایی، مجازات هوایی ممکن است بیش از آنکه به فروپاشی اراده سیاسی بینجامد، انسجام حاکمیت و عزم ملیگرایانه را تقویت کند.
قدرت هوایی ابزار کاملی برای اجبار سیاسی نیست. این ابزار میتواند زیرساختها را ویران کند، اما بدون تهدید زمینی معتبر نمیتواند سرزمین را تصرف کند، رژیمها را جایگزین سازد یا به تسلیم پایدار سیاسی وادارد. هشدار بنیادین کارل فون کلاوزویتس نیز همین بود: جنگ پس از آغاز، منطق و پویایی خاص خود را پیدا میکند. رهبران سیاسی میتوانند لحظه شروع را انتخاب کنند، اما مسیر و دامنه آن را بهطور خطی کنترل نمیکنند. بهمحض استفاده از زور، چرخه تشدید، تلافی و پیامدهای ناخواسته میتواند در مسیری پیش رود که هیچ طرحی آن را بهطور کامل پیشبینی نکرده است.
اگر واشنگتن با این فرض پیش رود که بمبها بهتنهایی میتوانند تهران را وادار به عقبنشینی کنند، احتمال آن وجود دارد که بار دیگر با درسی مواجه شود که تاریخ بارها تکرار کرده است: مجازات از آسمان اغلب ارادهها را سختتر میکند، نه اینکه آنها را درهم بشکند و جنگهایی که بهعنوان ابزار فشار آغاز میشوند، میتوانند به درگیریهایی بسیار گستردهتر از آنچه طراحانشان در نظر داشتند تبدیل شوند.