کد خبر: 59000 | صفحه ۲ | سیاست روز | تاریخ: 07 اسفند 1404
چرا بحران روسیه و اوکراین قفل شده است؟
نافرجامی در صلح
با گذشت چهار سال از آغاز جنگ میان روسیه و اوکراین، نه میدان نبرد به پیروزی قاطعی برای هیچ یک از طرفین انجامیده و نه تلاشهای دیپلماتیک به صلحی پایدار منجر شده است؛ اختلاف بر سر شروط مسکو فشارهای واشنگتن و شکاف میان اروپا و آمریکا چشمانداز پایان این مناقشه فرسایشی را همچنان مبهم نگه داشته است.
به گزارش ایسنا، چهار سال از جنگ میان روسیه و اوکراین میگذرد، اما نه زلنسکی توانست به اهداف خود با حمایت تمام جبهه غرب و آمریکا دست یابد و نه روسیه آنطور که تصور میشد توانست با توانایی لجستیکی بالایی که دارد، پیروز این میدان باشد. دو طرف همچنان درگیر یک جنگ هویتی، ارضی و سیاسی ـ بینالمللی هستند که علاوه بر وخامت اوضاع سیاسی و اقتصادی و امنیتی در هر یک از این کشورها، بسیاری از امور بینالمللی و منطقهای تحت الشعاع این درگیری طولانی قرار گرفته است.
تحلیلگران معتقدند، جنگ روسیه و اوکراین در بن بستی گرفتار شده که راه برون رفت از آن دشوار است. اوضاع در میدان حاکی از این است که با وجود در اختیار داشتن بخشهایی از خاک اوکراین توسط روسیه، اما مسکو حاضر نیست به همین میزان بسنده کند. این تحلیلگران میگویند، شاید یکی از دلایل امتناع مسکو پرستیژ این کشور باشد که چون قدرت او زیر سوال رفته و ناتوانیاش در موازنه میان اوکراین و غرب بیش از آنچه تصور میکرد در دنیا بروز پیدا کرد، سعی دارد تا جای ممکن دست به تصرف سرزمین در اوکراین بزند.
در سال نخست جنگ، روسها استراتژی متزلزل و ناپایداری داشتند گرچه با پیشروی به سمت شرق و شمال شرق اوکراین بخشهایی را در اختیار گرفتند، اما بعد از آنکییف نیز توانست مناطقی را آزاد کند و تاحدودی روحیه از دست رفته خود را ترمیم کند اما هیچکدام از تحولاتی که اتفاق افتاد نه پایدار بود و نه توانست راهحلی برای این بحران باشد.
شکست دیپلماسی؛ از استانبول تا ژنو
در این سالها کشورهای مختلفی در قالب میانجیگر تلاش کردند تا راهحلی دیپلماتیک برای این بحران پیدا کنند، اما نه نشست جده دستاوردی برای اوکراین داشت، نه مذاکرات استانبول نتیجهای در بر داشت. موارد مشابه دیگر نیز هیچکدام برای حل بحران مسکو و کییف راهگشا نبودند. از یک سال پیش نیز به رهبری ترامپ و تلاشهای ایالات متحده فشارهایی به طرفین وارد شد تا مذاکرات صلح را آغاز کرده و به یک توافقی برسند. پیشنهاداتی مانند شرکت در بهره برداری از معادن اوکراین تا تحریمهای متعددی که علیه روسیه اعمال شد از جمله فشارهایی بود که از سوی آمریکا برای وادار کردن اوکراین به آمدن پای میز مذاکره انجام شد. در عین حال تناقض جدی مواضع کشورهای اروپایی حامی اوکراین با مواضع تازه دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا نتوانست تلاشهای آمریکا برای میانجیگری میان این دو کشور را تاکنون به ثمر برساند.
کارشناسان معتقدند که روسیه با توجه به مواضع سرسختانهای که دارد به همین راحتی با کشورهای اقماری خودش به توافق نمیرسد. اما مشکل اصلی در مذاکرات با اوکراین، پذیرش خواستههای روسیه از سوی اوکراین نیست، بلکه تحمیلی است که از ناحیه آمریکا اتفاق افتاده و طی یک سال اخیر فشارهای زیادی از سوی دونالد ترامپ به زلنسکی رئیس جمهور اوکراین وارد شده است تا با پذیرش برخی از خواستههای اساسی روسیه شرایط را برای آتش بس و در نهایت خاتمه جنگ و برقراری صلح فراهم کند. به عبارتی ترامپ تلاش دارد تا با سواستفاده از موقعیت خود در رابطه با کمک های مالی و نظامی به اوکراین، مقامات این کشور را به سمت مصالحهای ناخواسته سوق دهد. از این رو باید گفت که روند مذاکرات صلح میان روسیه و اوکراین در بسیاری از موارد ماهوی و ذاتی این کشورها نیست.
آنچه در آغاز ورود به پنجمین سال جنگ روسیه و اوکراین روشن است، تداوم جنگ و عدم پذیرش شرایط و ملاحظات طرفین از سوی دو طرف اصلی ماجراست. دو طرف همچنان به لحاظ کیفی و کمی در سطوح سیاسی و امنیتی و اقتصادی خود را در قدرت می بینند از این رو بعید است به این زودی و تحت شرایط تحمیلی حاضر به برقراری آتش بس باشند. در چهار سال گذشته روسیه و اوکراین با همراهی متحدانشان یا به طور مستقل توانستند از پس مشکلاتی از جمله تامین انرژی و سوخت، تامین تجهیزات نظامی و منابع مالی و رفع تحریمهای گسترده برآیند بنابراین وقتی دو طرف اصلی همچنان بر نقاط قوت خود تکیه دارند چشماندازی برای حل و فصل سیاسی و دیپلماتیک این مناقشه وجود ندارد و اگر مذاکرات و توافقی هم در آینده نزدیک با میانجیگری و اصرار آمریکا اتفاق افتاد به دلایل فوق پایدار نخواهد بود.