کد خبر: 59172 | صفحه ۱ | تاریخ: 23 اسفند 1404
آخرش چی میشود!؟ - محمدعلی وکیلی
جنگ جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد پانزدهمین روز خود شد.در این پانزده روز، ایران سرمایههای انسانی زیادی را از دست داده است که جبرانناپذیر بوده و جایگزینی برای یکایکشان ناشدنی میباشد.زیرساختهای زیادی بهخصوص در حوزه نظامی، انتظامی از بین رفته است.اما بهرغم چنین هزینههای سنگینی، ولی دشمن در مقیاس اهداف خود ناکام و هر روز هم ناتوانتر میگردد.در گمانشان تمام نظام سیاسی با شهادت رهبر و فرماندهان اصلی در کمتر از ۲۴ ساعت باید از بین میرفت.وقتی دیدند که ساختار قائم به اشخاص نیست، با تغییر اهداف اولیه (فروپاشی ناگهانی) رفتند سراغ ایده تجزیه، وقتی به در بسته خوردند، اکنون تسلیم را هدفگذاری کردهاند.اما میدان هم بهلحاظ خیابان و هم بهلحاظ عملیات حکایت دیگری دارد.میدانداری مردم در خیابان شگفتانگیز است.تداوم پرتاب مستمر موشکهای راهبردی بهرغم بمبارانهای بیامان، باعث بهت و شگفتی ناظران جهانی گردیده است.فرمانروایی ایران بر تنگه هرمز و تسلط بر آسمان منطقه و بمباران پیدرپی منافع آمریکا در منطقه، شاهد دیگری بر محاسبات غلط دشمنان میباشد.بهرغم طولانی شدن جنگ و در آستانه عید نوروز، خوشبختانه زندگی معمول مردم در جریان هست. در سبک زندگی مردم اثری از جنگ فعلاً وجود ندارد.این در حالیست که بهدلیل گران شدن انرژی و اعمال اراده ایران بر تنگه هرمز، مردم طعم تلخ جنگ را دارند میچشند.مطابق گزارشها مردم اسرائیل بهدلیل حضور طولانیمدت در پناهگاهها و اختلال طولانیمدت زندگی، دچار افسردگی و عصبانیت هستند.اکنون در پاسخ کسانیکه میپرسند آخرش چی میشود؟ میتوان با مشاهده روند پانزده روز گذشته گفت که به شرط تداوم «صبر حماسی» و طمأنینه در استفاده از ذخایر موشکی و پهبادی، و استمرار اعمال اراده ایران بر تنگه، تردیدی در عقبنشینی دشمن وجود ندارد.مردم ایران و جهان یکبار دیگر ارزش نعمت جغرافیای ایران را با تمام وجود درک میکنند.به عقیده حقیر نفس جغرافیای ایران شامل تنگه حیاتی هرمز و پهنای ایرانجان، نقشی بالای ۵۰ درصد را در ناکامی جنگ نابرابر دشمنان علیه کشورمان ایفا کرده است.در نتیجه حیف است که یک وجب از این جغرافیا کم شود.ندانی که ایران نشست منست جهان سر به سر زیر دست منستهنر نزد ایرانیان است و بسندادند شیر ژیان را به کسهمه یکدلانند یزدانشناس به نیکی ندارند از بد هراسچنین گفت موبد که مرد بهنام به از زنده دشمن بر او شادکاماگر کشت خواهد تو را روزگارچه نیکوتر از مرگ در کارزارهمه روی یکسر به جنگ آوریم جهان بر بداندیش تنگ آوریمچو ایران نباشد تن من مبادبدین بوم و بر زنده یک تن مباد