صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • ثبت عملکرد درخشان صندوق‌های سهامی تمدن با بازدهی سالانه ۵۴ درصدی
  • ملل فراتر از تعهدات تکلیفی؛ تحقق بیش از ۱۰۰ درصدی سهمیه‌های حمایتی در سال ۱۴۰۴
  • تحقق هدف‌گذاری در فاز ۱۱ پارس جنوبی با رهبری پتروپارس؛ تولید گاز از مرز 915 میلیون فوت مکعب گذشت
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 59210  |  صفحه ۷ | ایران و جهان  |  تاریخ: 24 اسفند 1404
    پیامدهای احتمالی برای ایران چیست؟
    پیام قطعنامه ۲۸۱۷ برای تهران
    «قطعنامه ۲۸۱۷ (۲۰۲۶) بیش از محکومیت نمادین است و در صورت استمرار شرایط موجود از جمله نخستین گام‌های حقوقی استراتژیک برای تشدید فشارها به حساب خواهد آمد. چالش اصلی برای تهران مدیریت این اجماع جهانی بی‌سابقه و زبان الزام‌آور «demands» است.»
    در جلسه شماره ۱۰۱۱۹ شورای امنیت سازمان ملل متحد (۱۱ مارس ۲۰۲۶)، قطعنامه S/RES/۲۸۱۷ (۲۰۲۶) به پیشنهاد بحرین (به نمایندگی از شورای همکاری خلیج فارس (GCC) و اردن) با ۱۳ رأی موافق، بدون مخالف و تنها دو رای ممتنع (چین و روسیه) تصویب شد.
    به گزارش ایرنا این قطعنامه که رکورد بی‌سابقه ۱۳۵ کشور عضو سازمان ملل را به عنوان حامی مشترک (co-sponsor) شکست، حملات موشکی و پهپادی ایران به بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و اردن را «به شدیدترین وجه ممکن» (in the strongest terms) محکوم کرد و آن‌ها را «حملات زشت و غیرقابل قبول» (egregious attacks) نامید.
    فراتر از محکومیت، زبان حقوقی دقیق این قطعنامه به ویژه استفاده از کلمه «demands the immediate cessation» (تقاضا/الزام فوری به توقف فوری) و تعیین صریح «تهدید جدی برای صلح و امنیت بین‌المللی» (serious threat to international peace and security) — آن را به سندی استراتژیک تبدیل کرده که می‌تواند زمینه حقوقی محکمی برای فعال‌سازی فصل هفتم منشور ملل متحد (Chapter VII of the UN Charter) فراهم کند.
    زبان الزام‌آور و پیوند مستقیم با منشور ملل متحد
    طبق بیانیه مطبوعاتی سازمان ملل (SC/۱۶۳۱۵) و گزارش «What’s In Blue» (چه چیزی در آبی است — سری گزارش‌های تحلیلی مستقل Security Council Report که به پیش‌نویس‌های نهایی قطعنامه‌ها اشاره دارد؛ وقتی متن به رنگ آبی چاپ می‌شود یعنی تقریباً نهایی و آماده رأی‌گیری است)، قطعنامه صراحتاً تعیین می‌کند (determines) که این حملات «نقض قوانین بین‌المللی» (breach of international law) و «تهدید جدی برای صلح و امنیت بین‌المللی» (serious threat to international peace and security) هستند.
    این دو عبارت کلیدی، دقیقاً زبان ماده ۳۹ منشور ملل متحد است که شورای امنیت را برای تشخیص وجود «تهدید علیه صلح، نقض صلح یا عمل تجاوز» (threat to the peace, breach of the peace, or act of aggression) و فعال کردن فصل هفتم مجاز می‌کند.
    علاوه بر این، قطعنامه از کلمه «demands» (تقاضا/الزام فوری) استفاده کرده نه عباراتی مانند «calls upon» (فرامی‌خواند) یا «urges» (توصیه می‌کند) که صرفا توصیه‌ای هستند. این زبان الزام‌آور، سابقه‌ای روشن در شورای امنیت دارد و پایه اقدام‌های شدید بعدی شده است.
    نقش روند سکوت (silent procedure) در تسریع تصویب
    بحرین پیش‌نویس اولیه را در ۶ مارس به جریان انداخت، سپس نسخه اصلاح‌شده را تحت silent procedure (روند سکوت یا روش سکوت) روش استاندارد شورای امنیت برای جلوگیری از مذاکرات طولانی و تغییرات ناخواسته قرار داد.
    طبق این روش، اگر تا مهلت مشخص (صبح ۱۰ مارس) اگر هیچ عضوی «سکوت را نشکند» (break the silence)، متن بدون تغییر به نسخه نهایی (blue draft، پیش‌نویس آبی) می‌رود. چین و روسیه سکوت را شکستند و نظرات قبلی خود را تکرار کردند ( با تأکید بر نیاز به اشاره به حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و ایجاد «تعادل» در متن)، اما بحرین هیچ تغییری در متن نداد و مستقیماً قطع نامه را برای رأی‌گیری ارائه کرد. این انتخاب استراتژیک، کنترل کامل متن را در دست کشورهای عربی نگه داشت و از تضعیف حمایت گسترده (۱۳۵ کشور) جلوگیری کرد.
    سابقه تاریخی الزام فوری (Demands) و امکان ورود به فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد
    در قطعنامه ۶۶۰ (۱۹۹۰) درباره عراق، شورای امنیت ابتدا «تعیین کرد» که حمله عراق به کویت «نقض صلح» است و سپس «demands that Iraq withdraw immediately and unconditionally all its forces» تقاضا کرد که عراق فوراً و بدون شرط همه نیروهای خود را خارج کند. این قطعنامه پایه و أساس قطعنامه‌های بعدی تحت فصل هفتم (از جمله ۶۷۸ که مجوز اقدام نظامی داد) شد.
    قطعنامه ۱۶۹۶ (۲۰۰۶) درباره برنامه هسته‌ای ایران، شورای امنیت «demands, in this context, that Iran shall suspend all enrichment-related and reprocessing activities» تقاضا کرد که ایران همه فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی و بازفرآوری را متوقف کند. این قطعنامه تحت فصل هفتم تصویب و مستقیماً به تحریم‌های بعدی (قطعنامه‌های ۱۷۳۷، ۱۷۴۷ و غیره) منجر گردید.
    قطعنامه ۲۸۱۷ هنوز مستقیماً تحت فصل هفتم تصویب نشده اما دقیقاً همان زبان تشخیص تهدید و الزام فوری را دارد و زمینه ورود به فصل هفتم را فراهم کرده‌است.
    حمایت ۱۳۵ کشور؛ مشروعیت جهانی بی‌سابقه
    رکورد ۱۳۵ حامی مشترک، این قطعنامه را از نظر سیاسی به یکی از قوی‌ترین موضع‌گیری‌های تاریخ شورای امنیت تبدیل کرده است. این سطح حمایت (بیشترین در تاریخ)، هرگونه قطعنامه آینده تحت فصل هفتم (مثلاً تحریم‌های جدید تحت ماده ۴۱ یا مجوز اقدام نظامی تحت ماده ۴۲) را از نظر حقوقی و سیاسی بسیار محکم‌تر می‌کند و وتوی احتمالی را برای مخالفان پرهزینه می‌سازد.
    موضع روسیه و چین؛ امتناع استراتژیک
    روسیه و چین در اقدامی نه چندان بعید، به این قطع نامه رأی ممتنع دادند. سفیر روسیه (واسیلی نبنزیا) گفت: «متن فوق‌العاده نامتعادل است و ریشه‌های تشدید (حملات آمریکا و اسرائیل) را نادیده می‌گیرد و حق دفاع مشروع ایران تحت ماده ۵۱ منشور را انکار می‌کند». پکن نیز تأکید کرد که قطعنامه «تصویر کامل درگیری» را منعکس نمی‌کند.
    این امتناع، از هزینه سیاسی وتوی یک قطعنامه با حمایت جهانی ۱۳۵ کشور اجتناب کرد اما موضع سنتی حمایت از ایران را حفظ کرد. اگر ایران به «demands» عمل نکند، فشار بر مسکو و پکن برای ممتنع ماندن در قطعنامه‌های بعدی بسیار افزایش خواهد یافت.
    پیامدهای احتمالی آینده برای ایران
    در صورت ادامه وضعیت فعلی، این قطعنامه می‌تواند به عنوان مبنای حقوقی برای اقدامات بعدی شورای امنیت قرار گیرد:
    ۱. تشدید وضعیت ذیل فصل هفتم: پیشنهاد قطعنامه جدید با تحریم‌های هدفمند (مسدودسازی دارایی‌ها، محدودیت صادرات نفت، تحریم‌های موشکی و پهپادی) تحت ماده ۴۱ (اقدامات غیرنظامی — sanctions non-military) — مشابه مسیر عراق پس از ۶۶۰ یا ایران هسته‌ای پس از ۱۶۹۶.
    ۲. تقویت حق دفاع مشروع: اشاره به ماده ۵۱ (حق دفاع مشروع فردی یا جمعی — right of individual or collective self-defence) می‌تواند اقدامات نظامی بعدی کشورهای خلیج فارس، آمریکا یا اسرائیل را با پوشش قانونی قوی‌تری توجیه کند.
    ۳. فشار دیپلماتیک و اقتصادی گسترده: محدودیت‌های جدید بر تجارت (به ویژه تنگه هرمز که تهدید آن محکوم شده)، پرونده‌های سنگین‌تر در مجامع دیگر (مانند مجمع عمومی یا دادگاه کیفری بین‌المللی در صورت اتهامات مربوط به غیرنظامیان).
    ۴. هزینه سیاسی برای متحدان: روسیه و چین در صورت وتوی قطعنامه بعدی، با انزوای دیپلماتیک روبرو خواهند شد.
    بهترین اقدام برای ایران در این وضعیت، تمرکز بر دیپلماسی فعال و چندجانبه است؛ بهره‌برداری از ممتنع ماندن روسیه و چین برای پیشبرد مذاکرات «متعادل» که ریشه‌های درگیری (از جمله حملات اولیه به ایران) را نیز پوشش دهد؛ تقویت هماهنگی با کشورهای غیرمتعهد و جنبش عدم تعهد برای برجسته کردن «یک‌جانبه بودن» قطعنامه؛ پیشنهاد ابتکارهای جدید دیپلماتیک (مانند میانجی‌گری عمان یا چین) برای بازگشت به میز مذاکره. این رویکرد نه تنها از تشدید حقوقی تنش جلوگیری می‌کند بلکه می‌تواند اجماع جهانی را به نفع ایران تغییر جهت دهد و از تکرار الگوهای تاریخی (مانند عراق یا پرونده هسته‌ای) فاصله بگیرد.
    قطعنامه ۲۸۱۷ (۲۰۲۶) بیش از محکومیت نمادین است و در صورت استمرار شرایط موجود از جمله نخستین گام‌های حقوقی استراتژیک برای تشدید فشارها به حساب خواهد آمد. چالش اصلی برای تهران مدیریت این اجماع جهانی بی‌سابقه و زبان الزام‌آور «demands» است.