کد خبر: 59383 | صفحه ۱ | تاریخ: 19 فروردین 1405
ترامپ و «اهداف متحرک»؛
چرخش مداوم واشنگتن در جنگ تجاوزکارانه علیه ایران
تغییرات مکرر در مواضع و اهداف اعلامی تجاوز نظامی علیه ایران از سوی رئیس جمهور آمریکا در حالی اعتبار کاخ سفید را زیر سوال برده است که حتی سناتورهای ایالات متحده آن را نشانه بیثباتی رئیسجمهور و خطر گسترش جنگ میدانند اما حامیانش آن را انعطافپذیری هوشمندانه میخوانند. در نهایت، الگوی «اهداف متحرک» ترامپ، جنگ را به فرآیندی پرنوسان و غیرقابل پیشبینی تبدیل کرده که امنیت منطقه و اقتصاد جهانی را تهدید میکند.
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، از آغاز عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا مواضع خود را به طور مکرر تغییر داده است. اهداف اولیه رئیسجمهور آمریکا که شامل جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، نابودی کامل برنامه موشکی و نیروی دریایی ایران و حتی فراخوان صریح برای سرنگونی حکومت بود، با گذشت نزدیک به ۴۰ روز به تمرکز بر ادعای «پیروزی قریبالوقوع»، باز کردن تنگه هرمز به عنوان شرط اصلی پایان جنگ و تعیین ضربالاجلهای مکرر تغییر کرد.
ترامپ چندین بار جنگ را «نزدیک به پایان» یا «بسیار کامل» توصیف کرد اما همزمان تهدید به حملات شدیدتر از جمله به زیرساختهای غیرنظامی مانند نیروگاهها و پلها را ادامه داد. این تغییرات در بیانیهها، پستهای شبکه اجتماعی Truth Social، مصاحبهها و سخنرانیهای عمومی او منعکس شده و رسانههای معتبر بینالمللی آن را به عنوان «پیامهای متناقض» و «تغییر مکرر مواضع» توصیف کردهاند.
فاز اولیه: اهداف گسترده و فراخوان به تغییر رژیم (۲۸ فوریه تا اوایل مارس)
در روز آغاز عملیات، ترامپ عملیات را «عملیات عمده رزمی» توصیف کرد و اهداف آن را دفاع از مردم آمریکا از طریق حذف تهدیدهای فوری رژیم ایران دانست. او حکومت ایران را «گروهی شرور از افراد بسیار سخت و وحشتناک» خواند و تأکید کرد که آمریکا عملیات عظیم و مداوم را برای جلوگیری از تهدید دیکتاتوری رادیکال آغاز کرده است.
او در ویدئویی ۸ دقیقهای ادعا کرد: «کمی پیش، ارتش ایالات متحده عملیات رزمی بزرگی را در ایران آغاز کرد. هدف ما دفاع از مردم آمریکا با از بین بردن تهدیدهای قریبالوقوع از سوی رژیم ایران است، گروهی شرور از افراد بسیار سرسخت و وحشتناک.»
ترامپ براساس تصورات خود، مستقیماً به مردم ایران پیام داد و آنها را به سرنگونی حکومت فراخواند. این فراخوان، عملیات را به عنوان فرصتی برای آزادی مردم ایران جلوه میداد. در همان ویدیو، او به اعضای سپاه پاسداران، نیروهای مسلح و پلیس هشدار داد که سلاحهای خود را زمین بگذارند یا با مرگ حتمی روبرو شوند. این پیامها ترکیبی از تهدید نظامی و دعوت به اقدام داخلی بود.
در روزهای بعد، ترامپ زمانبندی عملیات را چهار یا پنج هفته (یا کمتر) اعلام کرد، اما قابلیت ادامه طولانیتر را نیز ذکر کرد. او در مصاحبهها گفت که عملیات «جلوتر از برنامه» پیش میرود و میتواند «هر قدر لازم» ادامه یابد. این دوره با ادعای نابودی سریع اهداف کلیدی مانند نیروی دریایی و موشکی همراه بود و جنگ را «گردش کوتاهمدت برای حذف شر» توصیف میکرد.
رئیسجمهور آمریکا در ۲ مارس در مصاحبه با سیانان گفت: «من همیشه فکر میکردم چهار هفته طول میکشد. ما حتی شروع به زدن آنها نکردهایم. موج بزرگ حتی اتفاق هم نیفتاده است.»
فاز میانی: ادعای پیشرفت سریع و تمرکز بر تنگه هرمز (میانه مارس)
با ورود به هفتههای دوم و سوم، ترامپ ادعا کرد که عملیات بسیار جلوتر از برنامه پیش میرود و بسیاری از اهداف اولیه تقریباً محقق شدهاند. او نابودی نیروی دریایی، هوایی و موشکی ایران را برجسته کرد و گفت که ایران «تقریباً هیچ چیز باقی نمانده» دارد. این ادعاها با توصیف جنگ به عنوان «بسیار کامل» همراه بود و تمرکز به باز کردن تنگه هرمز (که ایران در پاسخ مسدود کرده بود) منتقل شد.
در ۲۱ مارس، ترامپ اولین به اصطلاح اولتیماتوم صریح خود را صادر کرد و به ایران ۴۸ ساعت فرصت داد تا «تنگه هرمز را به طور کامل باز کند» و تهدید کرد که اگر تهران به خواستههای او عمل نکند، تأسیسات انرژی ایران را «از بزرگترین تأسیسات» نابود خواهد کرد. این تهدید نقطه عطفی بود و رویارویی را از فشار سیاسی به تهدید حمله به زیرساختهای حساس غیرنظامی تغییر داد.
تنها دو روز بعد، در ۲۳ مارس، واشنگتن ظاهراً عقبنشینی کرد و ترامپ از «مذاکرات سازنده» با ایران خبر داد و ادعا کرد به پنتاگون دستور داده است هرگونه حمله به نیروگاهها و زیرساختهای انرژی ایران را به مدت پنج روز به تعویق بیندازد. با این حال، این موضوع با تکذیب قاطع ایران مواجه شد.
همزمان با سقوط بازارهای مالی آمریکا و سقوط شدید سهام در وال استریت، ترامپ بار دیگر ضربالاجل خود را ۱۰ روز به تعویق انداخت و این بار آن را به ۶ آوریل ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا موکول کرد و مدعی شد که به درخواست دولت ایران، «انهدام نیروگاه» را متوقف کرده است.
تا ۳۰ مارس، ترامپ علیرغم صحبت از «پیشرفت بزرگ» در مذاکرات، تشدید تنشها را از سر گرفت. این بار، از طریق پلتفرم شخصی خود Truth Social، گزینههای جامعتری از جمله تخریب نیروگاهها و چاههای نفت، هدف قرار دادن جزیره خارک (مرکز حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران) و حتی کارخانههای آب شیرینکن را مطرح کرد.
ترامپ گفت: «اگر تنگه هرمز فوراً باز نشود، ما با منفجر کردن و از بین بردن تمام نیروگاهها، چاههای نفت، جزیره خارک و احتمالاً تمام کارخانههای آب شیرینکن آن، به اقامت دلپذیر خود در ایران پایان خواهیم داد.»
این تشدید تنش، دامنه اهداف بالقوه را گسترش داد و زیرساختهای حیاتی را که میلیونها غیرنظامی ایرانی به آنها وابسته هستند، شامل شد.
او در ۳۰ مارس، در حالی که در جمع خبرنگاران در هواپیمای ریاستجمهوری حضور داشت، گفت: «ما تغییر رژیم داشتهایم. یک رژیم نابود و منهدم شد، همه آنها مردند... بنابراین، من آن تغییر رژیم را در نظر میگیرم.»
این فاز با پیامهای کاملاً متناقض همراه بود؛ از یک سو، پیروزی نزدیک اعلام و از سوی دیگر تهدید به ادامه عملیات «هر قدر لازم» تکرار میگردید. ترامپ از کشورها خواست ناوهای جنگی برای امن کردن تنگه هرمز بفرستند و جنگ را به عنوان اهرمی برای مذاکره توصیف کرد.
فاز پایانی: پیروزی قریبالوقوع، ضربالاجلهای نهایی و تهدیدهای شدید به زیرساخت غیرنظامی (اوایل آوریل)
در اول آوریل، ترامپ دوباره لفاظیهای خود را تشدید و ادعا کرد که ایران درخواست آتشبس کرده است؛ ادعایی که تهران آن را «دروغهای بیاساس» توصیف کرد. رئیسجمهور آمریکا در Truth Social نوشت که ایالات متحده تا زمانی که تنگه هرمز «باز، آزاد و شفاف» نشود، آتشبس را در نظر نخواهد گرفت. او با لحنی تهدیدآمیز افزود: «تا آن زمان، ما ایران را کاملاً نابود خواهیم کرد یا همانطور که میگویند، آن را به عصر حجر باز خواهیم گرداند!»
دو روز قبل از مهلت تمدیدشدهای که برای بازگشایی تنگه هرمز تعیین کرده بود، ترامپ دوباره هشدار داد که «زمان در حال اتمام است، ۴۸ ساعت قبل از اینکه همه چیز به هم بریزد.» این تشدید لفاظیها پس از یک سری اظهارات متناقض در مورد تنگه هرمز در روزهای قبل رخ داد. او گاهی از متحدانش به دلیل عدم اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه انتقاد میکرد و گاهی اظهار میداشت که تنگه به طور طبیعی و بدون هیچ مداخلهای بازگشایی خواهد شد.
او در مصاحبه با وال استریت ژورنال گفت: «اگر آنها [ایرانیها] پایبند نباشند، اگر بخواهند تنگه هرمز را بسته نگه دارند، تکتک نیروگاهها و تکتک کارخانههایی را که در کل کشور دارند از دست خواهند داد» و ادعا کرد که ایران برای بازسازی به ۲۰ سال زمان نیاز دارد، «اگر خوششانس باشند، اگر حتی کشوری برایشان باقی مانده باشد».
در مصاحبه با هیل نیز گفت که «اگر ایرانیها نخواهند توافق کنند، کل کشورشان از بین خواهد رفت» و احتمال اعزام نیروهای زمینی آمریکا به ایران را رد نکرد.
رئیسجمهور آمریکا در مصاحبه با فاکس نیوز به تهدیدات خود ادامه داد و گفت: «شما شاهد فرو ریختن پلها و نیروگاهها در سراسر ایران خواهید بود.» او حتی پا را فراتر گذاشت و تهدید کرد که اگر ایران به سرعت به توافق نرسد، «نفت را توقیف خواهد کرد».
او همچنین در حساب Truth Social، تهدیدی مملو از فحاشی منتشر کرد و نوشت: «سهشنبه، روز نیروگاه و روز پل خواهد بود، همه با هم، در ایران. هرگز چنین چیزی سابقه نداشته! تنگه لعنتی را باز کنید، حرامزادههای دیوانه، وگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد. فقط تماشا کنید.»
چاک شومر، رهبر اقلیت سنا، پست ترامپ را «رفتار یک دیوانه بیثبات» توصیف کرد و آن را تهدید به جنایات جنگی احتمالی دانست که متحدان آمریکا را از خود دور میکند. برنی سندرز آن را «خطرناک و بدون تعادل ذهنی» خواند و خواستار اقدام فوری کنگره برای پایان جنگ شد. کریس مورفی پیشنهاد کرد کابینه ترامپ برای بررسی بیستوپنجمین متمم قانون اساسی اقدام کند. حتی برخی جمهوریخواهان سابق مانند مارجوری تیلور گرین آن را «دیوانگی» و «شر مطلق» نامیدند. سناتورهایی همچون پتی موری و اد مارکی نیز تأکید کردند که چنین زبان رکیکی نه تنها تنگه هرمز را باز نمیکند بلکه امنیت نیروهای آمریکایی را به خطر میاندازد و باید از طریق مذاکره حل شود.
ترامپ در ۶ آوریل، ضربالاجل را تا ساعت ۸ شب به وقت شرقی روز ۷ آوریل تمدید کرد و گفت ایران «در یک شب قابل نابودی کامل» است. او حتی جزئیات برنامه نظامی برای نابودی همه پلها و نیروگاهها ظرف چهار ساعت را توصیف کرد و تأکید کرد که پیشنهاد ایران «به اندازه کافی خوب نیست»، اما مذاکرات همچنان ادامه دارد.
امروز برابر با ۷ آوریل، دونالد ترامپ در نخستین اظهار نظر درباره جنگ ایران و در شرایطی که در چند ساعت گذشته حملات این کشور و اسرائیل به شهرهای مختلف ایران ادامه داشته، در حساب کاربری خود ادعاهای بیپایه و اساس قبلی را تکرار کرده و نوشت: «یک تمدن کامل امشب نابود خواهدشد و هرگز دوباره بازنخواهد گشت. من نمیخواهم این اتفاق بیفتد، اما احتمالا رخ خواهد داد.»
وی در ادامه ادعاهای بیپایه درباره نظام سیاسی مستقر در ایران را تکرار کرده و نوشت: «با این حال، اکنون که ما یک "تغییر رژیمِ کامل و همهجانبه" را پیش رو داریم، جایی که ذهنهای متفاوت، باهوشتر و به دور از افراطگرایی حاکم میشوند، شاید اتفاقی شگفتانگیز و انقلابی رخ دهد، چه کسی میداند؟ امشب خواهیم فهمید؛ در یکی از مهمترین لحظاتِ تاریخِ طولانی و پیچیده جهان.»
جنگی که دونالد ترامپ آن را «گردش کوتاهمدت برای حذف شر» میخواند، اکنون به یک کابوس ژئوپلیتیک تبدیل شده است. ادعاهای شبانهروزی او مبنی بر «پیروزی قریبالوقوع» و «نابودی یک تمدن»، بیش از آنکه بازتابی از واقعیت میدان باشد، تلاشی مضحک و خطرناک برای پوشش دادن به یکی از بزرگترین شکستهای استراتژیک تاریخ نظامی آمریکاست. ائتلاف آمریکا و اسرائیل نه تنها نتوانستند اهداف اولیه خود را محقق کنند، بلکه اکنون در باتلاقِ بیاعتباریِ ضربالاجلهای دروغین، تهدیدهای توخالی و ناتوانی در مدیریتِ بحرانی گرفتار شدهاند که خودشان آن را آغاز کردند.