کد خبر: 59433 | صفحه ۳ | جامعه | تاریخ: 23 فروردین 1405
زندگی کارگران در شرایط جنگ چگونه میگذرد؟
کشمکشی میان معیشت و بقا
یک فعال کارگری معتقد است: کارگران روزمزد، فصلی و قراردادی بیش از دیگران در معرض آسیب هستند. این گروهها از ابتدا هم امنیت شغلی نداشتند. در شرایط جنگی، همین حداقل امنیت هم از بین میرود. کارگری که قرارداد موقت دارد، بهراحتی کنار گذاشته میشود، بدون اینکه امکان پیگیری حقوقی مؤثری داشته باشد.
جنگ، حتی اگر کوتاهمدت و محدود باشد، تنها در جغرافیای درگیری باقی نمیماند؛ اثرات آن بهسرعت به لایههای مختلف جامعه سرایت میکند و یکی از نخستین حوزههایی که تحت تأثیر قرار میگیرد، بازار کار و معیشت کارگران است. تجربه «جنگ ۱۲ روزه» و تداوم فضای نااطمینانی در شرایط کنونی، بار دیگر نشان داد که کارگران، بیش از هر گروه دیگری، در برابر شوکهای ناشی از جنگ آسیبپذیرند؛ گروهی که نه در تصمیمسازیها نقشی دارند و نه ابزار کافی برای دفاع از حقوق خود در شرایط بحرانی.
به گزارش تجارت نیوز، در همان روزهای ابتدایی جنگ ۱۲ روزه، نشانههای اختلال در فعالیتهای اقتصادی بهسرعت نمایان شد. بسیاری از واحدهای تولیدی، بهویژه در بخشهای وابسته به واردات مواد اولیه یا صادرات محصولات، با کاهش شدید فعالیت یا توقف کامل مواجه شدند. محدودیتهای حملونقل، اختلال در زنجیره تأمین، افزایش ناگهانی هزینهها و از همه مهمتر، نااطمینانی نسبت به آینده، باعث شد کارفرمایان در موقعیتی قرار بگیرند که تصمیمهای فوری و اغلب سخت اتخاذ کنند. در این میان، سادهترین و در عین حال پرهزینهترین راهکار برای نیروی کار، کاهش هزینههای نیروی انسانی بود.
در شرایط جنگ، کارفرما قبل از هر چیز به بقا فکر میکند
مازیار فرهودی، فعال کارگری در این باره به تجارتنیوز میگوید: در شرایط جنگ، کارفرما قبل از هر چیز به بقا فکر میکند. وقتی فروش کاهش پیدا میکند یا مواد اولیه بهموقع نمیرسد، اولین گزینهای که روی میز قرار میگیرد، کاهش نیروی کار یا تعلیق فعالیتهاست. اما این تصمیم برای کارگر، به معنای از دست رفتن تنها منبع درآمد است. حتی در مواردی که اخراج رسمی رخ نمیدهد، کاهش ساعات کاری، حذف اضافهکاریها و تعویق پرداخت دستمزد، عملاً همان اثر را بر زندگی کارگران میگذارد.
او تاکید میکند: کارگران روزمزد، فصلی و قراردادی بیش از دیگران در معرض آسیب هستند. این گروهها از ابتدا هم امنیت شغلی نداشتند. در شرایط جنگ، همین حداقل امنیت هم از بین میرود. کارگری که قرارداد موقت دارد، بهراحتی کنار گذاشته میشود، بدون اینکه امکان پیگیری حقوقی مؤثری داشته باشد.
این فعال کارگری اظهار میدارد: کارگری که هر روز با این نگرانی سر کار میرود که آیا فردا شغلی خواهد داشت یا نه، نمیتواند تمرکز و آرامش داشته باشد. این وضعیت نهتنها بر بهرهوری کار تأثیر میگذارد، بلکه سلامت روانی او و خانوادهاش را نیز تهدید میکند.» به گفته او، افزایش تنشهای خانوادگی، کاهش کیفیت تغذیه و حتی ترک تحصیل برخی فرزندان کارگران، از پیامدهای غیرمستقیم این وضعیت است.
برهم زدن تعادل بازار کار
فرهودی در بخش دیگری از سخنان خود میگوید: از منظر کلان، جنگ میتواند تعادل بازار کار را بهطور جدی بر هم بزند. کاهش سرمایهگذاری، خروج سرمایه، تعطیلی بنگاهها و افت تولید، باعث افزایش بیکاری میشود. در مقابل، عرضه نیروی کار افزایش مییابد، چرا که افراد بیشتری بهدنبال شغل هستند. این عدم تعادل، قدرت چانهزنی کارگران را کاهش داده و زمینه را برای کاهش دستمزدها و تضعیف شرایط کاری فراهم میکند. او میافزاید: چنین شرایطی، نقش دولت در حمایت از کارگران بسیار حیاتی است. آنها بر این باورند که بدون مداخله هدفمند، بار اصلی بحران بر دوش کارگران باقی خواهد ماند. ایجاد صندوقهای حمایتی برای جبران بخشی از دستمزدهای از دسترفته، ارائه تسهیلات به کارفرمایان برای حفظ نیروی کار، و تقویت نظارت بر اجرای قوانین کار، از جمله اقداماتی است که میتواند به کاهش آسیبها کمک کند.
کارفرما نمیتواند بهطور یکجانبه از پرداخت دستمزد خودداری کند
این فعال کارگری ادامه میدهد: در حقوق کار، اصل بر تداوم تعهدات است. حتی در شرایط بحرانی، کارفرما نمیتواند بهطور یکجانبه از پرداخت دستمزد خودداری کند. البته مفهومی به نام فورس ماژور وجود دارد، اما این مفهوم بهمعنای حذف کامل تعهدات نیست، بلکه در بهترین حالت، میتواند موجب تعلیق موقت برخی تعهدات شود. او با اشاره به ضعف نظارت در شرایط جنگی، میافزاید: مشکل اصلی در اجراست. در شرایطی که دستگاههای نظارتی با محدودیت مواجهاند یا اولویتها تغییر کرده، برخی کارفرمایان از این فضا استفاده میکنند تا تعهدات خود را به تعویق بیندازند. کارگر هم بهدلیل نگرانی از بیکاری کامل، کمتر به سمت پیگیری حقوقی میرود.
ناامنی و نگرانی از آینده بخش مهمی از واقعیت زندگی کارگران است
فرهودی ادامه میدهد: اما اثرات جنگ بر زندگی کارگران تنها به مسائل اقتصادی محدود نمیشود. فشارهای روانی ناشی از ناامنی، نگرانی از آینده و بیثباتی شغلی، بخش مهمی از واقعیت زندگی کارگران در این دوره را تشکیل میدهد. بسیاری از کارگران، علاوه بر دغدغه تأمین هزینههای روزمره، با اضطراب ناشی از احتمال گسترش درگیریها و تأثیر آن بر زندگی خود و خانوادهشان مواجهاند.
او خاطر نشان میکند: یکی دیگر از پیامدهای مهم جنگ، تغییر در الگوی اشتغال است. با از دست رفتن مشاغل رسمی یا کاهش درآمد، برخی کارگران ناچار میشوند به مشاغل غیررسمی، موقت یا کمدرآمد روی بیاورند. این تغییر، اگرچه در کوتاهمدت میتواند بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهد، اما در بلندمدت به افزایش ناامنی شغلی و کاهش دسترسی به حمایتهای قانونی منجر میشود. این فعال کارگری هشدار میدهد: گسترش اشتغال غیررسمی یکی از خطرناکترین پیامدهای جنگ برای بازار کار است. وقتی کارگران از چارچوبهای قانونی خارج میشوند، عملاً از بسیاری از حقوق خود، از جمله بیمه، حداقل دستمزد و حمایتهای قانونی محروم میشوند. بازگشت این نیروها به بازار کار رسمی نیز بسیار دشوار است.