سرمقاله

آیا تنگه قدرت تغییرِ ایرانیان را هم دارد؟ / محمدعلی وکیلی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • تفاوت کابل سولار و کابل‌های برق معمولی
  • کسب سود ۳۹.۵ درصدی با سرمایه‌گذاری امن و آسان در صندوق لبخند
  • چرا بعضی رانندگان 2 برابر بقیه بار می‌گیرند؟ راز برنده‌های اعلام بار در مسیر 1406
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 59482  |  صفحه ۱  |  تاریخ: 29 فروردین 1405
    مذاکرات آمریکا و ایران نگاه‌ها را به سوی میانجی‌گران جلب کرده است
    ماراتن دیپلماسی در سایه جنگ؛ روایتِ بازیگران پنهان
    «از آنجا که حمله آمریکا و اسرائیل به ایران پیامدهای عمیق منطقه‌ای و جهانی به همراه داشت، بدون آنکه به تغییر نظام سیاسی مستقر یا تسلیم ایران منجر شود، روش‌های سنتی دیپلماسی مجددا به مرکز میدان بازگشتند اما با رنگ‌وبویی متفاوت.»
    به گزارش سیاست خارجی ایرنا، وب‌سایت مؤسسه «مطالعات سیاست بین‌الملل» که با نام اختصاری ISPI شناخته می‌شود و از معتبرترین و تأثیرگذارترین اندیشکده‌ها در ایتالیا است در گزارشی تفصیلی به مذاکرات ایران و آمریکا و نقش میانجی‌گران در این پروسه در چند سال اخیر پرداخته و می‌نویسد:
    مذاکرات ایران و آمریکا در میان تهدیدها و تلاش‌ها برای جوش دادن نوعی از مصالحه ادامه دارد و بار دیگر دیپلماسی را به کانون توجه بازگردانده است. این مذاکرات در شرایطی آغاز شد که تشدید تنش‌ها همچنان ادامه داشت و منطق «وادار کردن ایران به تسلیم» به راهبرد آمریکا در این مذاکرات تبدیل شده بود. این رویکرد، تغییر عمده‌ای نسبت به استراتژی‌های پیشین واشنگتن در مدیریت درگیری و تلاش‌ها برای مذاکره با ایران محسوب می‌شود.
    برای بیش از بیست سال، مذاکرات با ایران بر مسئله هسته‌ای‌ این کشور متمرکز بود. این مذاکرات برای حدود ده سال توسط اتحادیه اروپا میانجی‌گری شد تا به برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) رسید که به صورت چندجانبه توسط گروه ۱+۵ (متشکل از آمریکا، چین، روسیه، فرانسه، انگلیس به علاوه آلمان) دنبال شد.
    از آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، آمریکا رویکردی غیرسنتی و مبتنی بر چانه‌زنیِ سرسختانه در پیش گرفته که بر تهدیدهای مستمر، عقب‌نشینی‌ها، فشار اقتصادی و در نهایت استفاده از نیروی نظامی استوار است.
    با این حال، از آنجا که حمله آمریکا و اسرائیل به ایران پیامدهای عمیق منطقه‌ای و جهانی به همراه داشت، بدون آنکه به تغییر نظام سیاسی مستقر یا تسلیم ایران منجر شود، روش‌های سنتی دیپلماسی مجددا به مرکز میدان بازگشتند اما با رنگ‌وبویی متفاوت.
    جستجو برای میانجی‌گری در میان قدرت‌های متوسط منطقه، بر فوریت کاهش تنش‌ها و همچنین اهمیت دیپلماسی چندجانبه به عنوان ابزاری برای قدرت نرم جهت کسب جایگاه برجسته در نظم در حال تغییر منطقه، تأکید می‌کند.
    در حالی که پای میانجی‌گران سنتی در خلیج فارس مانند عمان و قطر به صحنه این درگیری باز شده، پاکستان به عنوان گزینه‌ای غیرمنتظره ظهور کرد. برای اسلام‌آباد، میانجی‌گری در مذاکرات آمریکا و ایران فارغ از نتیجه آن، یک موفقیت به شمار می‌رود. مشارکت پاکستان، بر اهمیت این کشور در عرصه جهانی تأکید می‌کند و همزمان سایه‌ای بر درگیری جاری این کشور با افغانستان می‌اندازد.
    با این حال، میانجی‌گری و میزبانی مذاکرات تنها بعدِ مرتبطِ این رویداد نیست. با تسهیل این روند از طریق تلاش‌های دیپلماتیک، ترکیه و مصر نیز می‌توانند بر افزایش جایگاه خود به عنوان میانجیان صلح تمرکز کنند.
    چنین درکی برای تبیین رویکرد چین به مذاکرات نیز سودمند است: چین به آرامی نفوذ و رویکرد میانه‌روانه خود را به کار می‌گیرد تا هم به پیشبرد مذاکرات و هم به تقویت شهرتش به عنوان تضمین‌کننده نظم و ثبات بین‌المللی کمک کند.
    از سوی دیگر، مشارکت محدود روسیه، تفاوت این روند را با مذاکرات پیشینِ گروه ۱+۵ بیشتر برجسته می‌کند. با بازگشایی تنگه هرمز که مسئله‌ای جدید به پرونده هسته‌ای اضافه کرده و با وجود اینکه دور بعدی مذاکرات هنوز نامشخص است، ممکن است مذاکرات جاری در نهایت به عنوان مذاکراتی در قلب یک آشوب جهانی گسترده‌تر در تاریخ به یاد آورده شود.
    هرمز و مسئله هسته‌ای؛ آمریکا با جنگ نمی‌تواند هر دو مشکل را حل کند
    ایران و آمریکا متوجه شدند که در حال مذاکره بر سر دو پرونده‌ای هستند که پیش از ترامپ اصلاً مشکلی ایجاد نکرده بودند. برنامه هسته‌ای پیش از خروج از برجام حل شده بود، در حالی که تنگه هرمز قبل از این جنگ باز بود. افزایش تنش تنها برای اینکه در نهایت بر سر چیزی مذاکره شود که از قبل حل‌وفصل شده، نشان‌دهنده اوج کوتاه‌بینی دونالد ترامپ و حلقه نزدیکان اوست.
    با این حال، برنامه هسته‌ای ایران، با وجود شعارهای همیشگی غرب درباره تهدید «بمب ایرانی»، بیشتر بهانه ای برای توجیه شکست رویکرد امریکا در مذاکره باشد تا یک مشکل اساسی و غیرقابل حل.
    اگر آمریکا حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم برای اهداف صلح‌آمیز را بپذیرد، تهران ممکن است رقیق‌سازی اورانیوم غنی‌شده در اختیار را بپذیرد؛ اگر این اتفاق نیفتد، باور اینکه ایران از موضعی که سالها در این خصوص داشته، عقب نشینی کند سخت به نظر می رسد.
    مسئله تنگه هرمز بسیار پیچیده‌تر است. جغرافیا بی‌رحم است و نشان داده که ایران ظرفیت بستن تنگه را بدون مشکل خاصی دارد. به خودی خود، این در حال حاضر یک پیروزی برای ایران است و حتی اگر تهران تصمیم بگیرد کنترل نظامی بر تنگه را اعمال نکند، می‌تواند به راحتی دوباره آن را ببندد.
    بنابراین می توان گفت جنگی که بد طراحی شده و حتی بدتر مدیریت شده، در حال حاضر هیچ مشکلی را حل نمی‌کند بلکه مشکلات جدیدی می‌آفریند.