سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
اگرچه اظهارات متناقض و پرتکرار دونالد ترامپ را میتوان بخشی از جنگ روانی و نیز انعکاسی از الگوی شخصیتی او دانست، اما سخنان او ، بهویژه برای افکار عمومی، بیاثر هم نیستند. او بارها از ادبیات معکوس استفاده کرده است؛ ادبیاتی که در ظاهر پیام مشخصی میدهد، اما در باطن نشاندهنده واقعیتی دیگر است. برای نمونه، هنگامی که ادعا میکند «ایرانیها بهشدت خواهان توافق هستند»، این گزاره بیش از آنکه بیانگر واقعیت باشد، نشانه نارضایتی و حتی عصبانیت او از عدم همراهی ایران با چارچوبهای مدنظر ایالات متحده است. یا زمانی که از «بینیازی به ناتو» سخن میگوید، میتوان آن را نشانهای از عمق وابستگی و نیاز به این ائتلاف تعبیر کرد. با این حال، اظهارات اخیر او درباره «تندرو» و «میانهرو» بودن مسئولان ایرانی، بیش از گذشته به نظر میرسد که متأثر از برخی سیگنالهای داخلی باشد. این نکتهای است که نباید از نظر دور داشت. در شرایطی که کشور از یک مقطع حساس عبور کرده، مهمترین دستاورد، شکلگیری انسجام و همگرایی در سطوح مختلف جامعه بوده است. تجربه جنگ رمضان بهعنوان نمادی از یک بزنگاه ملی ،نشان داد که چگونه شکافها و دوقطبیهای موجود میتوانند در برابر یک تهدید بیرونی کمرنگ شده و در نهایت در یک «صدای ملی» ادغام شوند. با این حال، حفظ و تقویت این انسجام، نیازمند دقت در گفتار و رفتار رسانهای است. برخی رویکردها در رسانه ملی، از جمله لحن و محتوای برخی برنامهها یا اظهارات برخی مجریان و کارشناسان گزینشی، در مواردی در تضاد با این فضای همگرایی قرار میگیرد. رسانهای که باید تقویتکننده اعتماد عمومی باشد، نباید به بستری برای ایجاد تردید نسبت به عملکرد تیم مذاکرهکننده تبدیل شود. این در حالی است که خود ترامپ، مهارتی قابلتوجه در ایجاد شبهه و بیاعتمادی نسبت به مذاکرهکنندگان و حتی کلیت ساختار تصمیمگیری ایران دارد. در چنین شرایطی، بازتولید این تردیدها در داخل، عملاً همراستا با اهداف جنگ روانی بیرونی خواهد بود. خوشبختانه، در ساختار نظام تصمیمگیری کشور، نهادهای مشخصی مسئول تعیین خطوط قرمز و هدایت سیاستهای کلان هستند و این فرآیند از مجاری رسمی و تعریفشده دنبال میشود. بدیهی است که تعیین راهبردهای کلان، نه در فضای هیجانی شبکههای اجتماعی، نه در کف خیابان و نه در صفحات روزنامهها صورت میگیرد، بلکه در چارچوبهای نهادی و با در نظر گرفتن منافع ملی شکل میگیرد.شعام درساختارتصمیم گیری نقش بازوی رهبری درتغیین خطوط قرمز ومسؤل اعلان صلح وجنگ میباشد . از اینرو، هرگونه اقدام یا اظهارنظری که به تضعیف این انسجام یا ایجاد تردید در مسیرهای رسمی بینجامد، ناخواسته میتواند پیامهایی از اختلاف و چندصدایی به بیرون مخابره کند. تجربه نشان داده است که چنین سیگنالهایی، بیش از هر چیز، دستاویزی برای طرفهای مقابل بهویژه بازیگرانی چون ترامپ فراهم میآورد تا بر فشارهای روانی و سیاسی خود بیفزایند. در نهایت، آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، صیانت از سرمایه اجتماعیِ شکلگرفته و پرهیز از بازتولید شکافهایی است که بهتازگی ترمیم شدهاند. انسجام ملی، نهتنها یک دستاورد، بلکه یک ضرورت راهبردی در مواجهه با چالشهای پیشروست