کد خبر: 59799 | صفحه ۲ | سیاست روز | تاریخ: 09 اردیبهشت 1405
چرا منطقه نیازمند رویکرد مدبرانه است؟
ایران و سیاستِ اولویت همسایگی
مسقط گرچه سالهاست، پایتخت آشنایی در مقاصد سفرهای مقامات ایران است اما سفر اخیر وزیر امور خارجه به این شهر و دیدار با مقامات عمانی هم از منظر زمان و هم انگیزه قابل تامل است. سفری که پس از جنگی سخت و در سایه تهدیدات منطقهای آمریکا انجام شد تا از یک سو تاکیدی بر اولویت همسایگان برای ایران باشد و از سوی دیگر نشانههایی از تغییرات در معادلات همسایگی در منطقه.
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، «سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه شامگاه شنبه پنجم اردیبهشت، در راس هیاتی دیپلماتیک وارد مسقط شد تا روابط ایران با سلطنتنشین عمان وارد مرحله تازهای شود. مرحلهای پس از یک جنگ سخت که همچنان سایه آن بر سر منطقه است و میتواند بار دیگر معادلات همسایگی را تغییر دهد. صبح روز بعد، وزیر امور خارجه ایران در کاخ البرکه مسقط مهمان «هیثم بن طارق آل سعید» سلطان عمان بود. جایی که عراقچی هم از رویکرد مسئولانه عمان در کمک به روندهای دیپلماتیک پیش از جنگ از وی قدردانی کرد و هم از موضع مدبرانه سلطان عمان در قبال جنگ تحمیلی آمریکا-اسرائیل علیه ایران. سلطان عمان هم شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی و دیگر مقامهای عالیرتبه سیاسی و دفاعی و شهروندان ایرانی در جریان تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، را تسلیت گفت و به رهبر جدید و رئیسجمهور ایران سلام رساند.
عراقچی در این دیدار بر چند موضوع و موضع مشخص ایران در قبال عمان به صورت خاص و منطقه به صورت عام، تاکید کرد:
-عزم ایران برای صیانت از روابط دوستانه با عمان و دیگر کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس.
-تاکید بر حضور نظامی آمریکا به عنوان عامل اصلی تفرقهافکنی و ناامنسازی منطقه.
-ضرورت رویکرد سازنده و مسئولانه کشورهای منطقه برای شکلدهی به سازوکارهای امنیت دستهجمعی درونزا و عاری از مداخله آمریکا.
سلطان عمان هم با ابراز امیدواری نسبت به خاتمه هرچه سریعتر و قطعی جنگ و بازگشت ثبات و امنیت به منطقه، آمادگی این کشور را برای هرگونه مساعدت در این مسیر اعلام کرد. محور مهم این دیدار اما در کنار موضوعات اشاره شده، بحث تنگه هرمز بود که ایران و عمان به عنوان دو کشوری که این آبراهه در آبهای سرزمینی آنها قرار دارد، درباره ترتیبات مدیریت و موضوعات مرتبط با ایمنی و امنیت تردد در آن به گفتوگو پرداختند. همچنین روابط اقتصادی دوجانبه و چندجانبه و نیز مذاکرات خاتمه جنگ با میانجیگری پاکستان هم در این دیدار و نیز در دیدار وزیر امور خارجه با «سید بدر البوسعیدی» همتای عمانی خود مورد بررسی قرار گرفت.
سفر یک روزه عراقچی به مسقط درحالی پایان یافت که او در توییتی ضمن قدردانی از میزبانان سخاوتمند خود در عمان اعلام کرد که با مقامات این کشور به عنوان یکی از دو کشور ساحلی تنگه هرمز گفتوگوهای مهمی داشته و بر یافتن راهکارهایی برای تضمین عبور و مرور ایمن در این تنگه متمرکز بودهاند. امری که به تاکید وزیر امورخارجه ایران به نفع همه همسایگان عزیز ایران و جامعه جهانی است و از دیدگاه تهران «همسایگان، اولویت ایران هستند». عراقچی در فرودگاه سنپترزبورگ روسیه هم در تشریح سفر خود به عمان ضمن تاکید بر اصول اشاره شده گفت که بین تهران و مسقط درزمینه تامین امنیت تنگه هرمز اشتراک نظر زیادی وجود دارد و توافقاتی نیز حاصل شده که مشورت ها در سطوح کارشناسی ادامه یابد.
عراقچی همچنین در این اظهارات بر این مهم هم تاکید کرد که «لازم بود دیداری داشته باشیم تا روابط گستردهتری با همسایگانمان به خصوص در حوزه خلیج فارس ایجاد شود تا بتوانیم مشکلات موجود را مدیریت کنیم».
مدیریت مشکلات موجود با همسایگان؛ محدود به سفر عمان نبود و وزیر امور خارجه در جریان این سفر با همتایان خود از عربستان سعودی و قطر هم به صورت تلفنی گفتوگو کرد. عراقچی در تماس تلفنی با «فیصلبنفرحان» همتای سعودی خود ابعاد مختلف وضعیت کنونی منطقه، بهویژه تحولات مربوط به آتشبس را تبیین و اور را در جریان آخرین تلاش ها و تحرکات دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران در راستای پایان دادن به جنگ و کاهش تنشها قرار داد.
رئیس دستگاه دیپلماسی همچنین در گفتوگوی تلفنی با با شیخ «محمد بن عبدالرحمن آل ثانی» نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر، پیرامون آخرین تحولات منطقهای و روندهای جاری دیپلماتیک به تبادل نظر پرداخت و وزیر امور خارجه قطر نیز ضمن استقبال از رویکرد دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران، بر آمادگی کشورش برای ادامه ایفای نقش فعال در مسیر میانجیگری و تسهیل گفتوگوها با هدف پایان دادن به جنگ تاکید کرد.
عمان و ضرورت الگوسازی از رویکردی مدبرانه
نخستین سفر رسمی وزیر امور خارجه پس از جنگ ۴۰ روزه و در دوره آتشبس به عمان بود؛ میانجی خستگی ناپذیر گفتوگوهای ایران و آمریکا دستکم در دو دهه گذشته. جایی که گاهی منطق آمریکایی بر زیادهخواهیهای این کشور غلبه کرده و بنیان توافقی مانند برجام آنجا گذاشته شد و گاهی هم با غلبه = تمامیتخواهی بر منطق و عقلانیت، پایه دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه در منطقه بنا نهاده شد. انتخاب مسقط را هم از منظر این تلاش صادقانه و خستگیناپذیر میتوان ارزیابی کرد و هم از این نگاه که عمان در طول جنگ چهل روزه علیه ایران، با وجود تمام تعهدات و شراکت خود با آمریکا، به تعبیر وزیر امور خارجه موضعی مدبرانه اتخاذ کرد و ضمن حراست از منافع خود، با رویکرد مستقل خود و اولویت دادن به اصل همسایگی روابط مطلوب خود با ایران را هم حفظ کرد.
این رویکرد مدبرانه سلطان عمان میتواند الگویی برای دیگر کشورهای منطقه هم تعریف شود. کشورهایی که برپایی پایگاههای نظامی آمریکا در خاک آنها، از آن رو که امکان لجستیکی مورد نیاز برای حمله را فراهم میسازد؛ یکی از مهمترین دلایل حمله به ایران و دیگر کشورهای منطقه است.
واقعیت غیرقابل انکار در جنگ تحمیل شده علیه ایران از سوی آمریکا و رژیم اسرائیل عیانتر از آن است که کشورهای منطقه بتوانند آن را کتمان کنند؛ از پایگاههای نظامی آمریکا، مستقر در خاک این کشورها حملات گستردهای علیه تمامیت ارضی ایران انجام شد و بسیاری از ایرانیان از جمله دختران دبستانی میناب جان باختند، بسیاری از صنایع و داشتههای ایران تخریب شد و رهبر و بسیاری از فرماندهان به شهادت رسیدند. نشانههای آشکار، اسناد متقن و غیرقابل انکار و اذعانهای علنی و گزارشهای تایید شده از این گزاره در چهل روز گذشته منتشر شده که شاید تازهترین و البته قابل تاملترین آنها گزارشی است که در آن به حضور سیستمهای نظامی گنبد آهنین رژیم اسرائیل در یکی از کشورهای منطقه اشاره و تاکید داشته است.
پایگاههای نظامی آمریکا در بحرین، کویت، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و قطر در حالی اهداف جمهوری اسلامی ایران در جنگ ۴۰ روزه بود که تهران پیش از آغاز این ماجراجویی و دقیقا زمانی که «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا از اعزام ناوگان زیبا! به خلیجفارس توییت میزد، درباره تبعات آن هشدار داده و تاکید کرده بود که این جنگ، دیگر محدود به ایران و آمریکا و رژیم اسرائیل نخواهد ماند و همه منطقه را درگیر خواهد کرد.
واقعیت آن است که همسایگان، در چهل روز جنگ اخیر حسنهمجواری یا به زبانی سادهتر حق همسایگی را در قبال ایران به جا نیاوردند؛ پرتاب موشک زمین به زمین هایمارس آمریکا از خاک بحرین به جنوب ایران، حملات امارات به جزایر سیری و لاوان و یا حملات پهپادی این شیخنشین به بخشهایی از ایران و حضور نیروهای نظامی و گنبد آهنین اسرائیل در خاک امارات، تنها نمونههایی از صدها حمله از خاک این کشورها علیه ایران هستند که ثبت و منتشر شده است. این خصومت با ایران، برای منطقهای به مختصات و با ویژگیهای خاورمیانه و غرب آسیا، که تهران یکی از مهمترین کشورهای آن (اگر نگوییم مهمترین) اصلیترین عامل بیثباتی، ناامنی و عدم توسعه پایدار بوده است.
چرا ایران بر امنیت منطقهای تاکید دارد؟
نگاه کشورهای جنوب خلیجفارس به ایران، متاثر از تاریخ، ناخودآگاه جمعی، فرهنگ و قدرت ژئوپلتیکی ایران است که نه اکنون بلکه قرنهاست، مفهوم ایران را به چالش برای این سرزمینها تبدیل کرده است. روی آوردن بسیاری از این دولتها به قدرتهای فرامنطقهای برای تضمین امنیت خود هم ریشه در همین دیدگاه تاریخی دارد، دوگانه اطاعت-تخاصم میان ایران و حاشیهنشینهای خلیجفارس، دستکم در یک سده گذشته بر روابط دوجانبه سایه سنگینی انداخته و حمله به ایران از خاک این کشورها از سوی آمریکا هم بار جدیدی بر این سنگینی تلقی میشود، با این همه اما برای تهران، کشورهای این منطقه و رویکرد آنها در جنگ اخیر قابل درک بوده و تهران متقابلا چنین درکی را از آنها هم خواستار است.
نمود عینی این درک را میتوان در سخنان بسیاری از مقامات ایرانی در میانه جنگ هم مشاهده کرد، جایی که بارها بر تداوم روابط همسایگی و برادری با این دولتها تاکید و اعلام شد که ایران هیچ دشمنی و خصومتی با این دولتها نداشته و حمله به پایگاههای نظامی در خاک این کشورها نباید مترادف با حمله به آنها تلقی شود. سفر وزیر امور خارجه به عمان و گفتوگوهای وی با همتایان عربستانی و قطری خود هم در میدان عمل حکایت از نگاه مثبت و پدرانه ایران به این کشورها دارد.
در راستای چنین نگاهی است که تهران مدتهاست بر اهمیت موضوع تامین امنیت تاکید ویژه دارد، امنیتی درونزا که تامینکنندگان آن کشورهای حاضر در همین جغرافیا باشند، نه قدرتهایی با مطامع متفاوت و گاهی متضاد که از فاصله هزاران کیلومتری درصدد تامین امنیت هستند. اصل بسیار روشن در تامین امنیت، نه فقط غرب آسیا بلکه در همه مناطق جهان این است که چنین موهبتی یا باید برای همه کشورهای حاضر در آن باشد و یا برای هیچکس.
نگاهی به تمام جنگهای رخ داده در جهان و منطقه این حکایت را به خوبی به تصویر میکشد که ناامنی و نزاع موضوعی محصور در درون جغرافیای دو کشور نیست و قابلیت سرایت آن به دیگر کشورها بسیار بالاست. از این روست که ایران در همه طرحهای پیشنهادی خود در مذاکرات با آمریکا بر این اصل تاکید دارد که هرگونه توافقی برای پایان دادن به جنگ باید شامل همه جبهههای در حال نبرد بوده و در تضمین و اجرای هرگونه روند صلحی در منطقه باید بازیگران اصلی آن، یعنی کشورهایی چون عربستان، قطر و عمان از یکسو و پاکستان و ترکیه و مصر از سوی دیگر نقشآفرینی کنند.
واقعیت شکل گرفته پس از حمله نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران، در جهان و در جنوب خلیجفارس، شرایط خاصی را بر همه نظام بینالملل تحمیل کرده و مدیریت آن نیازمند همراهی همه ملل جهان، به ویژه کشورهای منطقه است و اصرار ایران برای همراهی دولتهای حاشیه خلیجفارس با هر طرحی و بهرغم تمام اقدامات آنها علیه ایران، در راستای درک ضرورت این همراهی قابل ارزیابی است.
این همراهی از سوی منطقه با توجه به تجربه جنگ اخیر و حضور پرهزینه پایگاههای آمریکا در برخی کشورها، باید از سوی پایتختهای حوزه خلیجفارس مورد استقبال قرار گیرد از آن رو که واقعیت چهل روز بمباران ایران به آنها ثابت کرد که تغییر رژیم در ایران ناممکن خواهد بود و آنها باید خواسته یا ناخواسته حسنهمجواری را در رابطه با همسایه بزرگ خود رعایت کنند که در غیر اینصورت هیچکس امنیت مورد نیاز برای توسعه شهرهای هوشمند خود را به دست نخواهد آورد.