سرمقاله

دشمنی با قالیباف یا خدمت به نتانیاهو / سید عبدالجواد موسوی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • حضور بانک سینا در جمع ۵ بانک برتر کشور برای دومین سال پیاپی
  • با تأیید بیمه مرکزی و حکم مدیرعامل شرکت؛ سید محمد علی عظیمی معاون فنی بیمه‌های اشخاص بیمه سرمد شد
  • انتصابات جدید در حوزه شبکه فروش و مبارزه با پولشویی در بیمه سرمد
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 59801  |  صفحه ۲ | سیاست روز  |  تاریخ: 09 اردیبهشت 1405
    کنگره آمریکا چطور می‌تواند مانع ادامه جنگ با ایران شود؟
    کنگره تحت فشار افکار عمومی ضد جنگ
    تجربه تاریخی نشان می‌دهد که کنگره آمریکا همواره می‌تواند مسیر متفاوتی را از دولت انتخاب کرده و حتی باعث توقف جنگ شود. اما این امر تنها در صورتی ممکن است که اراده سیاسی برای استفاده از این قدرت وجود داشته باشد. امروز نیز همان ابزارها در دسترس هستند؛ سؤال این جاست که کنگره تا چه میزان مایل به استفاده از آن است.
    به گزارش اقتصادنیوز، درحالی که نزدیک به دو ماه از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌گذرد، مذاکرات برای پایان عملیا‌ت نظامی تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیده است.
    در این میان، کنگره‌ آمریکا که در کنترل جمهوری‌خواهان قرار دارد، کاملا پشت دونالد ترامپ ایستاده و از کارزار گسترده هوایی او حمایت می کند؛ کارزاری که نه‌تنها موجب بی‌ثباتی اقتصاد جهانی شده است، بلکه اتحادهای سنتی آمریکا را نیز تضعیف کرده است. جمهوری‌خواهان سنا حتی در دوره آتش‌بس نیز طرح دموکرات‌ها برای محدود کردن اختیارات رئیس‌جمهور را با انسداد مواجه کرده‌اند.
    در این میان، ایران به درستی دریافته که می‌تواند با بستن تنگه هرمز، بازارهای جهانی را دچار شوک کند. از سویی، برنامه هسته‌ای ایران همچنان باقی است.
    پای منافع حزبی در میان است؟
    جولیان ای زلیزر در فارن پالیسی نوشت: در حالی که نگرانی‌های جدی درباره وضعیت روانی ترامپ، به‌ویژه پس از تهدیدهای او در شبکه‌های اجتماعی مطرح شده است، اکثریت جمهوری‌خواه کنگره در برابر این اظهارات سکوت کرده‌اند. به نظر می‌رسد آن‌ها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که حتی با وجود کاهش محبوبیت شخص ترامپ و انتقادات درون‌جریانی، حمایت از رئیس‌جمهور و ادامه جنگ از نظر سیاسی به نفع آن‌ها است. ظاهرا منافع حزبی بر هر چیز دیگری غلبه کرده است.
    همراهی با رئیس‌جمهور یک انتخاب است
    با این حال، این حمایت به معنای از دست رفتن قدرت کنگره نیست. کنگره همچنان ابزارهای قانونی قدرتمندی در اختیار دارد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها کنترل بودجه نظامی است. بنابراین، اگر رهبران جمهوری‌خواه بخواهند می‌توانند خیلی سریع دست ترامپ را ببندند، یعنی همان‌طور که ورود به جنگ یک انتخاب بود، همراهی کنگره با ادامه آن نیز یک انتخاب است.
    تجربه تاریخی جنگ ویتنام
    تاریخ همواره نشان داده که کنگره می‌تواند مسیر جنگ را تغییر دهد. در سال ۱۹۷۳ و پس از سال‌ها جنگ ویرانگر در ویتنام، سناتورهایی از هردو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات با استفاده از قدرت مالی کنگره، مانع ادامه عملیات نظامی آمریکا در جنوب شرق آسیا شدند. این اقدام که پس از توافق صلح پاریس انجام شد، نمونه‌ای روشن از این بود که چگونه کنگره می‌تواند اختیارات جنگی رئیس‌جمهور را محدود کند.
    البته این روند آسان و سریع نبود. در دهه ۱۹۶۰، زمانی که لیندون بی. جانسون در حال گسترش جنگ بود، اکثریت دموکرات‌ها از او حمایت کردند؛ هم به‌خاطر برنامه‌های داخلی‌ او و هم به‌دلیل نگرانی از متهم شدن به ضعف در برابر کمونیسم. حتی زمانی که تردیدها نسبت به ادامه جنگ افزایش یافت، بودجه جنگ همچنان تأمین می‌شد.
    تغییر افکار عمومی و شکاف در واشنگتن
    با گذشت زمان و افزایش تلفات، شرایط تغییر کرد. حمله در سال ۱۹۶۸ نشان داد که پایان جنگ نزدیک نیست و اعتماد عمومی به دولت از بین رفت، اعتراضات ضدجنگ شدت گرفت و افکار عمومی به‌تدریج علیه جنگ چرخید. در این فضا، کنگره نیز جسارت بیشتری برای مقابله با کاخ سفید پیدا کرد.
    در سال ۱۹۷۰، همزمان با تصمیم نیکسون برای گسترش عملیات نظامی به کامبوج، خشم عمومی به اوج خود رسید. سناتورها در واکنش تلاش کردند تا بودجه این عملیات را قطع کنند. با وجود مقاومت شدید دولت، در نهایت سنا موفق شد محدودیت‌هایی بر هزینه‌های جنگ اعمال کند؛حرکتی که نقش کنگره را در تصمیم‌گیری‌های نظامی دوباره احیا کرد.
    قطع بودجه به مثابه اهرم فشار
    اوج این روند در اصلاحیه‌ای بود که در سال ۱۹۷۳ تصویب شد و عملا هرگونه تأمین مالی برای عملیات نظامی در ویتنام، کامبوج و لائوس را ممنوع کرد. این اقدام نشان داد که وقتی اراده سیاسی وجود داشته باشد، کنگره می‌تواند جنگ را نه با بیانیه‌ها، بلکه با قطع پول متوقف کند.