سرمقاله

جنگ و حالت فوق العاده: ضرورت های حکمرانی در بحران / صادق ملکی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • حضور بانک سینا در جمع ۵ بانک برتر کشور برای دومین سال پیاپی
  • با تأیید بیمه مرکزی و حکم مدیرعامل شرکت؛ سید محمد علی عظیمی معاون فنی بیمه‌های اشخاص بیمه سرمد شد
  • انتصابات جدید در حوزه شبکه فروش و مبارزه با پولشویی در بیمه سرمد
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 59950  |  صفحه ۳ | جامعه  |  تاریخ: 16 اردیبهشت 1405
    مشکل اصلی کارگران فقط بیکاری نیست، بلکه سطح پایین دستمزدها در برابر تورم است
    اشتغال یارانه‌ای؛ نجات بازار کار یا تعویق بحران؟
    یک کارشناس اقتصادی معتقد است: کارفرما زمانی نیروی جدید جذب می‌کند که چشم‌انداز روشنی از آینده بازار داشته باشد. در شرایطی که هنوز تبعات جنگ بر تولید، صادرات و حتی بازار داخلی سایه انداخته، یارانه دستمزد به‌تنهایی نمی‌تواند ریسک استخدام را پوشش دهد.
    در شرایطی که بازار کار کشور زیر فشار همزمان رکود اقتصادی، تورم فزاینده و کاهش ظرفیت جذب نیروی انسانی قرار دارد، سیاست‌های حمایتی دولت بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته‌اند. یکی از این سیاست‌ها که در سال‌های اخیر به‌عنوان ابزاری برای تحریک اشتغال و کاهش نرخ بیکاری به‌ویژه در مناطق کمتر برخوردار مطرح شده، «طرح یارانه دستمزد» است؛ طرحی که به گفته مسئولان می‌تواند همزمان به کارفرما برای کاهش هزینه‌های جذب نیرو کمک کند و برای کارجویان، به‌ویژه جوانان و فارغ‌التحصیلان، دریچه‌ای به بازار کار بگشاید.
    به گزارش تجارت نیوز، اما این پرسش همچنان پابرجاست که آیا چنین سیاستی در بستر فعلی اقتصاد ایران، می‌تواند فراتر از یک مُسکن موقتی عمل کند و به بهبود پایدار وضعیت اشتغال و معیشت بیانجامد؟ یا آنکه در عمل، به دلیل چالش‌های ساختاری، کارایی محدودی خواهد داشت؟
    یارانه دستمزد در تئوری، یکی از کارآمدترین ابزارهای سیاست‌گذاری در بازار کار است
    فریبرز افتخاری، کارشناس اقتصادی، با نگاهی دوگانه به این طرح، آن را «در ذات خود مفید اما در اجرا چالش‌برانگیز» توصیف می‌کند و به تجارت‌نیوز می‌گوید: یارانه دستمزد در تئوری، یکی از کارآمدترین ابزارهای سیاست‌گذاری در بازار کار است، چرا که به‌طور مستقیم بر هزینه نیروی کار اثر می‌گذارد و می‌تواند انگیزه استخدام را افزایش دهد. در شرایطی که بنگاه‌ها با محدودیت نقدینگی مواجه‌اند، چنین حمایتی می‌تواند به‌عنوان یک محرک عمل کند.
    یکی از مهم‌ترین مزایای طرح یارانه دستمزد، هدف‌گیری مناطق کم‌برخوردار است
    او می‌افزاید: یکی از مهم‌ترین مزایای این طرح، هدف‌گیری مناطق کم‌برخوردار است: تمرکز بر شهرستان‌هایی که از نظر توسعه اقتصادی عقب‌تر هستند، می‌تواند به کاهش شکاف‌های منطقه‌ای کمک کند. این مساله در بلندمدت اهمیت زیادی دارد، چرا که تمرکز اشتغال در کلانشهرها یکی از چالش‌های اساسی اقتصاد ایران است.
    یارانه دستمزد می‌تواند چرخه معیوب نداشتن تجربه کاری را بشکند
    این کارشناس اقتصادی همچنین به نقش این طرح در کاهش بیکاری جوانان اشاره می‌کند و اظهار می‌دارد: یکی از مشکلات اصلی فارغ‌التحصیلان، نداشتن تجربه کاری است. یارانه دستمزد می‌تواند این چرخه معیوب را بشکند و فرصت اولیه ورود به بازار کار را فراهم کند.
    یارانه دستمزد به‌تنهایی نمی‌تواند معجزه کند
    فریبرز افتخاری در بخش دیگری از سخنان خود به محدودیت‌های جدی این طرح اشاره می‌کند و می‌گوید: مساله اصلی اینجاست که آیا این شغل‌ها پایدار خواهند بود یا خیر؟ تجربه نشان داده که در بسیاری از موارد، پس از پایان دوره یارانه، کارفرما دیگر انگیزه‌ای برای ادامه همکاری ندارد و نیروی کار دوباره بیکار می‌شود.
    او ادامه می‌دهد: اگر این طرح با سیاست‌های مکمل مانند بهبود فضای کسب‌وکار، کاهش ریسک سرمایه‌گذاری و ثبات اقتصادی همراه نباشد، اثرگذاری آن بسیار محدود خواهد بود. در واقع، یارانه دستمزد به‌تنهایی نمی‌تواند معجزه کند.
    با توجه به تعداد مشمولان، این طرح بیشتر جنبه نمادین دارد تا ساختاری
    یکی دیگر از نکاتی که این کارشناس اقتصادی بر آن تاکید دارد، مساله نظارت و شفافیت است. افتخاری می‌گوید: یکی از نگرانی‌ها این است که برخی بنگاه‌ها صرفاً برای دریافت یارانه، اقدام به استخدام صوری کنند یا نیروی کار را پس از پایان دوره اخراج کنند. بنابراین، طراحی سازوکارهای نظارتی دقیق، شرط موفقیت این طرح است.
    او همچنین با در نظر گرفتن محدودیت منابع خاطر نشان می‌کند: با توجه به تعداد مشمولان که کمتر از 10 هزار نفر است در برابر حداقل 2 میلیون بیکار باید پذیرفت که این طرح بیشتر جنبه نمادین دارد تا ساختاری. برای اثرگذاری واقعی، نیاز به مقیاس بسیار بزرگ‌تری از اجرا وجود دارد.
    در دوران پساجنگ، موانع ساختاری اجازه نمی‌دهد اثرگذاری یارانه دستمزد به‌طور کامل محقق شود
    در سوی دیگر، یک فعال کارگری با نگاهی انتقادی‌تر، این طرح را از زاویه معیشت کارگران مورد بررسی قرار می‌دهد. امیر خسروی در این باره به تجارت‌نیوز می‌گوید: واقعیت این است که مشکل اصلی کارگران امروز، فقط بیکاری نیست، بلکه سطح پایین دستمزدها در برابر تورم است. حتی اگر این طرح بتواند شغلی ایجاد کند، سوال اینجاست که آیا این شغل می‌تواند زندگی فرد را تامین کند؟
    او می‌افزاید: در فضای پسا‌جنگ، اقتصاد با مجموعه‌ای از عدم‌قطعیت‌ها، اختلال در زنجیره تأمین، کاهش سرمایه‌گذاری و افت تقاضای مؤثر روبه‌روست. شرایطی که اجرای سیاستی مانند یارانه دستمزد را با چالش‌های مضاعف مواجه می‌کند.
    این فعال کارگری خاطر نشان می‌کند: اگرچه این ابزار در حالت عادی می‌تواند به تحریک استخدام کمک کند، اما در دوران پساجنگ، موانع ساختاری اجازه نمی‌دهد اثرگذاری آن به‌طور کامل محقق شود.
    کارفرما زمانی نیروی جدید جذب می‌کند که چشم‌انداز روشنی از آینده بازار داشته باشد / بنگاه‌ها بیش از آنکه دغدغه هزینه دستمزد داشته باشند، نگران فروش، نقدینگی و تداوم فعالیت خود هستند
    خسروی نخستین چالش را «ناپایداری محیط کسب‌وکار» می‌داند و می‌گوید: کارفرما زمانی نیروی جدید جذب می‌کند که چشم‌انداز روشنی از آینده بازار داشته باشد. در شرایطی که هنوز تبعات جنگ بر تولید، صادرات و حتی بازار داخلی سایه انداخته، یارانه دستمزد به‌تنهایی نمی‌تواند ریسک استخدام را پوشش دهد. به بیان دیگر، بنگاه‌ها بیش از آنکه دغدغه هزینه دستمزد داشته باشند، نگران فروش، نقدینگی و تداوم فعالیت خود هستند.
    او ادامه می‌دهد: چالش دوم «شکاف میان هزینه واقعی زندگی و سطح دستمزد» است. حتی با وجود یارانه، سطح پرداختی به نیروی کار در بسیاری از موارد پاسخگوی هزینه‌های معیشت نیست. این مساله باعث می‌شود نیروی کار یا انگیزه کافی برای ورود به این مشاغل نداشته باشد یا در صورت ورود، به‌دنبال فرصت‌های بهتر، خیلی زود از بازار خارج شود. در نتیجه، پایداری اشتغال زیر سوال می‌رود. این فعال کارگری همچنین به «محدودیت منابع دولت» اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: در دوره پساجنگ، دولت با فشارهای مالی گسترده‌ای روبه‌روست؛ از بازسازی زیرساخت‌ها گرفته تا جبران خسارات اجتماعی. در چنین شرایطی، تداوم پرداخت یارانه دستمزد در مقیاس وسیع، با ابهام جدی مواجه است. این عدم اطمینان می‌تواند برنامه‌ریزی بلندمدت بنگاه‌ها را مختل کند. خسروی یکی دیگر از چالش‌ها را «احتمال انحراف در اجرا» می‌داند و می‌گوید: برخی بنگاه‌ها ممکن است صرفاً برای بهره‌مندی از یارانه، اقدام به جذب نیروی موقت کنند، بدون آنکه برنامه‌ای برای حفظ آن‌ها داشته باشند. این موضوع نه‌تنها به هدررفت منابع منجر می‌شود، بلکه اعتماد نیروی کار به سیاست‌های حمایتی را نیز کاهش می‌دهد. در نهایت، او تاکید می‌کند: یارانه دستمزد در دوران پساجنگ، تنها در صورتی می‌تواند مؤثر باشد که در کنار آن، سیاست‌های مکملی مانند ثبات‌بخشی به اقتصاد، تسهیل دسترسی به سرمایه در گردش، و احیای بازارها اجرا شود. در غیر این صورت، این طرح بیشتر به یک اقدام کوتاه‌مدت شبیه خواهد بود تا راهکاری پایدار برای بازسازی بازار کار.