صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • حضور بانک سینا در جمع ۵ بانک برتر کشور برای دومین سال پیاپی
  • با تأیید بیمه مرکزی و حکم مدیرعامل شرکت؛ سید محمد علی عظیمی معاون فنی بیمه‌های اشخاص بیمه سرمد شد
  • انتصابات جدید در حوزه شبکه فروش و مبارزه با پولشویی در بیمه سرمد
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 60015  |  صفحه ۲ | سیاست روز  |  تاریخ: 21 اردیبهشت 1405
    ایران پاسخ نامه آمریکا برای خاتمه جنگ را داد
    دیپلماسی در مقطع حساس
    ابتکار- گروه سیاست خارجی: پاسخ جمهوری اسلامی ایران به آخرین متن پیشنهادی آمریکا برای خاتمه جنگ، امروز به میانجی پاکستانی ارسال شد.
    واسطه این بار هم اسلام‌آباد بود؛ پاکستانی که این روزها خود را در قامت یک میانجی جدی در منازعه‌ای یافته که بیش از دو ماه است نفس اقتصاد جهانی را گرفته است .
    سخنگوی وزارت خارجه قبلا چند بار اعلام کرده بود دیدگاه‌ها و ملاحظات ایران راجع به پیشنهادهای آمریکا، بعد از تکمیل بررسی‌ها و جمعبندی نهایی، ارسال خواهد شد.
    بر اساس طرح پیشنهادی، در این مرحله مذاکرات متمرکز بر موضوع خاتمه جنگ در منطقه خواهد بود.
    آتش بس میان ایران و آمریکا در حالی وارد روز سی و سوم شده که آتلانتیک به نقل از یکی از مشاوران ترامپ خبر داده که رئیس‌جمهور آمریکا از جنگ خسته شده و علیرغم بن‌بست در مذاکرات، ترامپ تمایلی به ازسرگیری جنگ ندارد.
    حالا اما نامه ۱۴ ماده ای ایران، چکش خورده در پخت‌پزهای پشت پرده، حالا روی میز کاخ سفید است. اما ترامپ، که همین دیروز در شبکه اجتماعی خود نوشته بود «منتظر پاسخ هستم»، حالا می‌گوید: «هنوز بهای کافی نپرداخته‌اند» . تقابلِ روایت‌ها از یک نقطه آغاز می‌شود. از همین جاست که داستان آینده به سه راهی می‌رسد.
    فصل اول: آنچه در نامه بود
    قرار نیست هیچ رسانه‌ای متن کامل پیشنهاد ایران را دیده باشد. اما خطوط اصلی آن از لابه‌لای اظهارات رسمی بیرون زده است. بر اساس گزارش‌ها، ایران طرح خود را در سه مرحله طراحی کرده؛ بلافاصله، میان‌مدت و بلندمدت .
    آتش‌بس ۳۰ روزه که به «پایان کامل جنگ» تبدیل شود. در ازای آن، آمریکا باید محاصره دریایی بنادر ایران را بردارد، نیروهایش را از منطقه خارج کند و به جنگ در لبنان پایان دهد .
    نکته قابل توجه: سخنگوی وزارت خارجه ایران، اسماعیل بقایی، در تلویزیون دولتی تأکید کرد که «هیچ جزئیات هسته‌ای در این طرح وجود ندارد» . یعنی تهران فعلاً پرونده هسته‌ای را از معادله جنگ جدا کرده است. روی میز فقط «پایان دادن به جنگ» است؛ نه چیز دیگر.
    اما آمریکا، چیز دیگری می‌خواهد. ترامپ از ابتدا بر یک «توافق همه‌دریک» اصرار داشته . پکیجی که هم تنگه هرمز را سامان دهد، هم برنامه هسته‌ای را جمع کند، هم نفوذ منطقه‌ای ایران را محدود کند. این همان نقطه‌ای است که دیپلماسی در آن لِه می‌شود و زورگویی جای خود را می گیرد.
    فصل دوم: سه راهی تاریک
    کارشناسان سه سناریو را روی میز می‌بینند . اولی، آنی که همه می‌خواهند اما کسی باور نمی‌کند: معجزه دیپلماتیک. دومی، آنی که همه از آن می‌ترسند: آتش بزرگ بعدی. سومی، آنی که شاید از دو سناریوی دیگر هم بدتر باشد: جنگی که تمام نمی‌شود.
    سناریوی یک: توافق در آستانه فروپاشی
    تحلیلگران واشنگتن پست می‌گویند ۶۰ درصد آمریکایی‌ها جنگ با ایران را اشتباه می‌دانند؛ رقمی مشابه افکار عمومی در میانه جنگ ویتنام و عراق . دیوان بین‌المللی دادگستر لاهه نیز روز گذشته اعلام کرد که حاضر است به عنوان ضامن اجرای هر توافقی عمل کند. روسیه هم از طریق مسقط پیشنهاد نظارت بر حسن نیت طرفین را داده است.
    اما موانع. بزرگ‌ترین مانع «بی‌اعتمادی عمیق» است. وزیر خارجه ایران، عراقچی، به همتای ترکی‌اش گفته است که «تشدیدهای اخیر آمریکا در خلیج فارس، تردیدها را درباره انگیزه واشنگتن برای دیپلماسی افزایش داده است» . آمریکا مدام آتش‌بس را نقض می‌کند و در همان حال می‌گوید صلح می‌خواهد. این دو، جفت نمی‌شوند.
    سناریوی دو: بازگشت به جهنم
    اگر مذاکرات شکست بخورد، پنتاگون گزینه‌های نظامی را روی میز گذاشته است. سناریوی محتمل: حمله به تأسیسات انرژی ایران در خارک، لاوان و سیری. در مقابل، ایران مستقیماً هشدار داده است: «موشک‌ها و پهپادها روی اهداف آمریکایی قفل شده‌اند.»
    تازه‌ترین درگیری، پنج‌شنبه شب بود. نیروی دریایی آمریکا گفت سه ناوشکن در تنگه هرمز هدف حمله موشک‌ها، پهپادها و قایق‌های کوچک ایران قرار گرفتند. ایران اما روایت دیگری دارد: «آمریکا دو نفتکش ایرانی را هدف قرار داده و مناطق غیرنظامی هرمزگان و قشم را بمباران کرده است.»
    ترامپ در واکنش این حملات را «یک لاوتَپ» (ضربه محبت‌آمیز) توصیف کرد و گفت آتش‌بس همچنان پابرجاست . این سبک خاص اوست؛ بزند ولی بگوید محبت کرده. ایران اما چندان به این محبت‌ها خوش‌بین نیست.
    هشدار مهم اما این است که اگر جنگ تمام‌عیار از سر گرفته شود، قیمت نفت از ۲۰۰ دلار عبور خواهد کرد . رکود اقتصادی، پیش‌بینی محتمل همه تحلیلگران غربی است.
    سناریوی سه: بن‌بست سرد
    جدیدترین سناریویی که کارشناسان روی آن شرط می‌بندند، نه صلح است و نه جنگ. «نه جنگی، نه صلحی»؛ همان وضعیت لاک‌پشتی که خاورمیانه به آن عادت دارد.
    در این سناریو، آتش‌بس‌های موقت پشت سر هم می‌آیند. هر بار یکی نقض می‌شود، یکی دیگر جایگزینش می‌شود. تنگه هرمز بسته می‌ماند و نفت از شاهراه‌های جایگزین می‌گذرد. اما قیمت‌ها پایین نمی‌آید. بهای هر بشکه در توهم پایان جنگ بالا می‌ماند و این یعنی اقتصاد جهانی تا ماه‌ها در وضعیت «هشدار قرمز» باقی می‌ماند .
    در این سناریو، هیچ‌کس نمی‌برد. اما هیچ‌کس هم به اندازه کافی نمی‌بازد که دست از سر خودش بردارد.
    فصل سوم: نقشه ترامپ؛ بازی با آتش یا حقیقت مذاکره؟
    دونالد ترامپ این هفته در مصاحبه با ای‌بی‌سی نیوز گفت: «ما سه ناوشکن درجه یک داشتیم که زیر آتش از تنگه خارج شدند. هیچ آسیبی ندیدند» . لحنش شوخ بود. اما پیامش روشن: بدون امضا، حملات بعدی.
    در جای دیگر، او فخر فروخت که نیروی دریایی آمریکا مثل «دزدان دریایی» نفت ایران را ضبط کرده است. نقل قول مستقیم: «کشتی را گرفتیم، محموله را گرفتیم، نفت را گرفتیم. تجارت بسیار سودآوری است» . این را کسی می‌گوید که مدعی دیپلماسی است.
    رسانه‌های نزدیک به دولت آمریکا می‌گویند ترامپ برای کسب یک «توافق بزرگ انتخاباتی» به هر قیمتی تشنه است. اما باید مراقب باشد مشتش را آن قدر باز نکند که هم نفت را از دست بدهد، هم کاخ سفید را.
    از سوی دیگر، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که جامعه آمریکا جنگ جدیدی نمی‌خواهد. ۴۸ درصد خواهان صلح حتی به بهای توافق بد هستند و ۴۶ درصد معتقدند باید فشار آورد حتی اگر به جنگ برگردد . این یعنی جامعه آمریکا نصف‌نصف است؛ همان شکافی که در آستانه انتخابات می‌تواند هر دولتی را محتاط کند.
    روزهایی که تاریخ از سر نمی‌گذراند
    تهران نامه را فرستاده. واشنگتن هفته‌ای است که دارد آن را «بررسی» می‌کند. در همین حین، نفتکش‌ها می‌سوزند و موشک‌ها در سکوت منتظر فرمان‌اند.
    دیپلماسی نفس‌های آخر را می‌شمارد. شاید سه راهی یادشده، خیلی زود به یک خیابان یک‌طرفه تبدیل شود. طرفی که زودتر می‌فهمد «جنگ بدون برنده» چه معنایی دارد، شاید زودتر دست از سر خودش بردارد.
    اما این روزها، هیچ‌کس عجله ندارد. و این دقیقاً همان چیزی است که جهان را به لبه پرتگاه می‌کشاند.
    جنگ آمریکا با ایران بدون هیچ توافق رسمی پایان می‌یابد؟
    از سوی دیگر خبرنگار تابناک گفتگویی با پروفسور «جفری ساکس» استاد دانشگاه کلمبیا آمریکا و از مدیران ارشد سازمان ملل انجام داده که در ادامه آمده است.
    «جفری ساکس» اقتصاددان برجسته آمریکایی، تحلیلگر سیاست‌های عمومی و یکی از تأثیرگذارترین اقتصاددانان جهان محسوب می‌شود. نشریه تایمز دو بار او را در فهرست ۱۰۰ رهبر تأثیرگذار جهان قرار داده و اکونومیست نیز او را جزو سه اقتصاددان برجسته زنده جهان معرفی کرده است.
    ساکس فعالیت علمی خود را از دانشگاه هاروارد آغاز کرد. او در سال ۱۹۸۰ به عنوان استادیار مشغول به کار شد و در سال ۱۹۸۲ به دانشیاری ارتقا یافت. ساکس همچنین ریاست مؤسسه توسعه بین‌الملل هاروارد (۱۹۹۵-۱۹۹۹) و مرکز توسعه بین‌الملل مدرسه کندی هاروارد (۱۹۹۹-۲۰۰۲) را بر عهده داشت. او هم‌اکنون استاد دانشگاه کلمبیا است.
    «ساکس» از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۸ مشاور ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد بوده و به سه دبیرکل متوالی (کوفی عنان، بان کی‌مون و آنتونیو گوترش) مشاوره داده است. در حال حاضر به عنوان مدافع اهداف توسعه پایدار (SDG Advocate) زیر نظر آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، فعالیت می‌کند. او رئیس شبکه راه‌حل‌های توسعه پایدار سازمان ملل (UN Sustainable Development Solutions Network) است.
    *برخی منابع خبری نسبت به دستیابی به توافقی یک‌صفحه‌ای که راه را برای مذاکرات دربارهٔ یک توافق جامع هموار کند، خوش‌بینانه ابراز نظر کرده‌اند. ارزیابی شما چیست؟
    دولت ترامپ مطمئناً دوست دارد ایران را از نظر نظامی شکست دهد، اما به دلیل قدرت تلافی‌جویانهٔ قابل‌توجه ایران نمی‌تواند این کار را بکند. اگر آمریکا تنش را افزایش دهد، ایران می‌تواند هزینه‌های ویرانگری بر منطقهٔ خلیج فارس، اسرائیل و اقتصاد جهان (از جمله اقتصاد آمریکا) تحمیل کند.
    به همین دلیل است که آمریکا احتمالاً بدون توافق رسمی یا با توافق، جنگ را متوقف می‌کند. ممکن است پایان درگیری بدون توافق رسمی باشد و ترامپ صرفاً اعلام «پیروزی» کند و کنار برود.
    *با وجود درگیری‌های اخیر میان ایران و آمریکا در تنگهٔ هرمز، خوش‌بینی نسبت به توافق اولیه رو به افزایش است. آیا این درگیری‌ها می‌توانند دیپلماسی را به خطر بیندازند؟
    متأسفانه هنوز خیلی چیز‌ها می‌تواند اشتباه پیش برود. اسرائیل آشکارا خواهان ازسرگیری درگیری‌هاست و اسرائیل وزن لابی‌گری بالایی در واشنگتن دارد. ترامپ نیز نمی‌خواهد به نظر برسد که در جنگ «باخته» است.
    با این حال، آمریکا گزینه‌های نظامی قابل قبولی در اختیار ندارد. این ترکیب از عوامل منجر به ابهام و ناسازگاری در سیاست‌های آمریکا، عدم تمایل واشنگتن به امضای توافق رسمی، عدم پایبندی آمریکا به هر نتیجهٔ مذاکره‌شده، و ادامه احتمال وقوع عملیات‌های پرچم دروغین، محاسبات اشتباه و تصمیمات غیرمنطقی می‌شود.
    *با توجه به تحولات اخیر، ایران به دنبال حفظ کنترل بر تنگهٔ هرمز به عنوان یک دارایی راهبردی است. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
    به نظر من کنترل تنگه توسط ایران نباید جهان را نگران کند. ایران ترجیح می‌دهد تنگهٔ هرمز باز و فعال باشد، تا زمانی که امنیت ایران تهدید نشود.
    ایران ممکن است عوارض دریافت کند، اما با توجه به خسارات سنگینی که ایران در اثر تجاوز آمریکا و اسرائیل متحمل شده، دریافت عوارض گزینهٔ معقولی است.
    به طور کلی، ایران خواهان روابط خوب با سایر کشور‌های حوزهٔ خلیج فارس است، به شرطی که آن کشور‌ها میزبانی پایگاه‌های نظامی آمریکا و حملات علیه ایران را متوقف کنند.
    *با توجه به تحولات جاری، کدام سناریو را محتمل‌تر می‌دانید: ادامهٔ وضع موجود، گسترش بیشتر جنگ، یا توافق؟
    من تمایل دارم باور کنم که بدون هیچ توافق رسمی، آتش‌بسی ناآرام برقرار خواهد شد. البته این فقط حدس و گمان از طرف من است، زیرا عدم قطعیت‌ها بسیار بالاست.
    *گفته می‌شود در مورد برنامهٔ هسته‌ای ایران، احتمال تعلیق غنی‌سازی وجود دارد و پس از مدتی که هنوز مشخص نشده، به ایران اجازه داده می‌شود تا زیر ۳.۶۷ درصد غنی‌سازی کند. در مورد ذخایر غنی‌شده نیز احتمال دارد در کشور‌هایی مانند چین یا روسیه نگهداری شوند. اگر این نکات درست باشند، چقدر می‌توانند به حل این مسائل کمک کنند؟
    من باور ندارم که در این مرحله مسائل هسته‌ای به صورت دوجانبه حل و فصل شوند، و شاید یک راه‌حل واقعی نیازمند چند ماه یا حتی یک سال یا بیشتر پس از پایان درگیری‌ها باشد.
    متأسفانه آمریکا در حال حاضر طرف قابل اعتمادی نیست. آنها در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شدند، دهه‌ها جنگ اقتصادی حداکثری به راه انداختند، و دو بار در جریان مذاکرات، در سال ۲۰۲۵ و دوباره در سال ۲۰۲۶، آشکارا به ایران حمله کردند.
    من معتقدم ایران به درستی اعلام می‌کند که پیش از پرداختن به مسائل هسته‌ای، ابتدا باید به جنگ پایان داد. بعدها، زمانی که امنیت ملی ایران بهتر تأمین شد، می‌توان دوباره مسائل هسته‌ای را بررسی کرد، اما در چارچوبی چندجانبه که روسیه، چین و آمریکا همگی مشارکت کنند، و در نهایت شورای امنیت سازمان ملل توافق را اجرایی کند – این بار اجازه ندهد آمریکا از توافق سرپیچی کند.