سرمقاله

تقابل امارات متحده عربی تا کجا؟ / محمدعلی وکیلی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • تفاوت کابل سولار و کابل‌های برق معمولی
  • کسب سود ۳۹.۵ درصدی با سرمایه‌گذاری امن و آسان در صندوق لبخند
  • چرا بعضی رانندگان 2 برابر بقیه بار می‌گیرند؟ راز برنده‌های اعلام بار در مسیر 1406
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 60136  |  صفحه ۱  |  تاریخ: 26 اردیبهشت 1405
    تقابل امارات متحده عربی تا کجا؟ / محمدعلی وکیلی

    جنگ رمضان، فارغ از ابعاد نظامی، امنیتی و انسانی آن، بسیاری از واقعیت‌های پنهان ژئوپلیتیک منطقه را آشکار کرد؛ واقعیت‌هایی که سال‌ها در زیر پوست تحولات خاورمیانه جریان داشت اما اکنون با صراحت بیشتری خود را نشان می‌دهد. یکی از مهم‌ترین این واقعیت‌ها، تغییر محسوس در رویکرد منطقه‌ای امارات متحده عربی است؛ تغییری که نه فقط در رفتارهای دیپلماتیک، بلکه در تعریف منافع ملی، انتخاب ائتلاف‌ها و حتی نوع نگاه این کشور به معادلات امنیتی منطقه قابل مشاهده است. امارات در سال‌های اخیر کوشیده است فراتر از اندازه جغرافیایی و ظرفیت تاریخی خود، نقش یک بازیگر را در معادلات منطقه‌ای ایفا کند. ثروت انباشته نفتی، توسعه زیرساخت‌های اقتصادی و تبدیل شدن به هاب مالی و تجاری منطقه، به ابوظبی این تصور را داده که می‌تواند با تکیه بر سرمایه و پیوندهای امنیتی جدید، جایگاهی مستقل از اجماع سنتی جهان عرب برای خود تعریف کند. همین تصور، به‌تدریج این کشور را به سمت نوعی بلندپروازی ژئوپلیتیک سوق داده است؛ بلندپروازی‌که در رفتارهای واگرا در اوپک، رقابت پنهان با برخی کشورهای عربی و نزدیکی فزاینده به آمریکا و اسرائیل نمود پیدا کرده است. در این میان، عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی نقطه عطفی در سیاست خارجی امارات بود؛ تصمیمی که ابوظبی آن را پلی برای امنیت، تکنولوژی و نفوذ بیشتر در منطقه می‌دانست، اما در عمل، این کشور را وارد بازی پیچیده و پرهزینه‌ای کرد که طراح اصلی آن تل‌آویو بود.درهند وستان زمانیکه میخواهند از شر یک میمون خلاص شوند با دادن نارگیل بزرگ‌تر از گلویش موجب خفه شدنش میشوند گویا آمریکا واسرائیل به روش هندبا امارات برخورد میکنند.انتشار اخبار مربوط به سفر محرمانه مقامات امنیتی و نخست وزیر اسرائیل به امارات در میانه جنگ، تنها یک نشانه از این پیوند عمیق و معنادار است؛ پیوندی که این گمانه را تقویت می‌کند که امارات در پروژه جنگ علیه ایران، صرفاً یک تماشاگر نبوده است.بلکه شریک مستقیم جنایات جنگی آمریکا ورژیم صهیونیستی علیه کشورمان میباشد. بی‌تردید، چنین رفتاری از سوی یک همسایه، با اصول حسن همجواری و مناسبات تاریخی منطقه سازگار نیست. جهان اسلام و کشورهای عربی در مقاطع حساس تاریخی، همواره از مفهوم «امنیت جمعی منطقه‌ای» سخن گفته‌اند؛ مفهومی که بر مبنای آن، کشورهای منطقه نباید خاک، امکانات یا ظرفیت‌های خود را در اختیار پروژه‌های بیگانه علیه همسایگان قرار دهند. از این منظر، رفتار امارات قابل انتقاد و مستوجب پاسخ متناسب سیاسی و راهبردی است. اما در عین حال، در تحلیل این وضعیت نباید دچار خطای راهبردی شد. مسئله اصلی، صرفاً امارات نیست. امارات بیش از آنکه طراح باشد، بخشی از یک طراحی بزرگ‌تر است. بازیگر اصلی این صحنه همچنان رژیم صهیونیستی است؛ رژیمی که سال‌هاست تلاش می‌کند از طریق تعمیق شکاف‌های منطقه‌ای، ایجاد هراس مصنوعی از ایران و پیوند زدن امنیت کشورهای عربی به تل‌آویو، نظم جدیدی در خاورمیانه طراحی کند. اسرائیل به‌خوبی می‌داند که برای تثبیت موقعیت خود در منطقه، باید کشورهای عربی را از مسئله فلسطین دور و آنها را درگیر رقابت و تقابل با ایران کند. پروژه عادی‌سازی نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است. در چنین شرایطی، اگر ایران تمام تمرکز خود را صرف تقابل احساسی با امارات کند، عملاً در زمینی بازی خواهد کرد که اسرائیل طراحی کرده است. واقعیت آن است که بسیاری از کشورهای کوچک منطقه، تحت تأثیر ملاحظات امنیتی و فشارهای خارجی، گاه دچار خطاهای راهبردی می‌شوند. اما تجربه تاریخی نشان داده است که این کشورها دیر یا زود هزینه‌های سنگین اتکای بیش از حد به قدرت‌های فرامنطقه‌ای و رژیم صهیونیستی را درک خواهند کرد. امارات نیز از این قاعده مستثنی نیست. امنیت پایدار در خلیج فارس نه از مسیر ائتلاف با بازیگران بیرونی، بلکه از مسیر تفاهم میان کشورهای منطقه حاصل می‌شود. از همین رو، سیاست ایران در قبال ابوظبی باید ترکیبی از صلابت، هوشمندی و صبر راهبردی باشد. تهران باید بدون تردید پیام روشن خود را درباره خطوط قرمز امنیت ملی به امارات منتقل کند و هزینه رفتارهای خصمانه را یادآور شود؛ اما همزمان نباید تمامی مسیرهای گفت‌وگو، بازگشت و همکاری منطقه‌ای را مسدود کند. هنر دیپلماسی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند؛ جایی که میان «تنبیه» و «ترمیم» توازن برقرار می‌شود. امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که ایران تمرکز راهبردی خود را بر تهدید اصلی حفظ کند. دشمنی اسرائیل با ایران، یک اختلاف مقطعی یا تاکتیکی نیست، بلکه ریشه در ماهیت و راهبرد این رژیم دارد. تل‌آویو از هر شکاف منطقه‌ای برای تضعیف موقعیت ایران بهره می‌گیرد و طبیعی است که تشدید تنش میان تهران و همسایگان عرب، یکی از مطلوب‌ترین سناریوها برای آن باشد. ایران کشوری است که در برابر شدیدترین فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتیِ واکنون جنگ همه جانبه آمریکا ـ به‌عنوان حامی اصلی اسرائیل ـ ایستادگی کرده و توانسته قدرت بازدارندگی خود را حفظ کند. چنین کشوری نباید درگیر فرسایش راهبردی در مواجهه با بازیگران درجه دوم و نیابتی شود. تقابل با امارات، اگر از مدار عقلانیت خارج شود، می‌تواند به انحراف از اولویت اصلی منجر گردد؛ اولویتی که همچنان مهار پروژه بی‌ثبات‌سازی اسرائیل در منطقه است. در نهایت، ایران نیازمند سیاستی است که هم اقتدار ملی را حفظ کند و هم از افتادن در دام‌های طراحی‌شده دشمن جلوگیری نماید. امارات حتما خطا کرده است ، اما خطای بزرگ‌تر آن خواهد بود که تصور کند امنیت و آینده‌اش در پیوند با پروژه‌های اسرائیلی تأمین می‌شود. تاریخ منطقه بارها نشان داده است که قدرت‌های بیرونی، متحدان مقطعی خود را قربانی منافع بزرگ‌ترشان می‌کنند. آنچه باقی می‌ماند، جغرافیاست، همسایگی است و ضرورت همزیستی در منطقه‌ای که هیچ کشوری نمی‌تواند سرنوشت خود را جدا از دیگری تعریف کند.