سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
شرایط حساس کنونی که کشور در معرض تهدیدات همهجانبه آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارد و جنگ ترکیبی و اقتصادی و رسانهای دشمنان، امنیت و آرامش ملی را هدف گرفته، هرگونه اظهارنظر نسنجیده و شتابزده، نه تنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه عملاً تبدیل به «گل به خودی» و بهانهای برای دشمن میشود. تجربه سالهای اخیر نشان داده هرگاه فضای رسانهای کشور از دقت و مسئولیتپذیری فاصله گرفته و برخی افراد بدون درک درست از «خطیر بودن لحظه»، موضعگیریهای جناحی یا شخصی خود را به نام نقد یا روشنگری مطرح کردهاند، دشمن بلافاصله از همان واژهها برای فضاسازی علیه امنیت ملی و القای ضعف یا چنددستگی در داخل بهره برده است. در شرایطی که دو جبهه آمریکا و اسرائیل با تمام توان رسانهای، اقتصادی و نظامی به دنبال ضربه زدن به ایران هستند، هر سخن غیرمسئولانهای که وحدت ملی را خدشهدار کند یا ذهنیت ناامیدی و بیثباتی را در داخل و خارج تقویت نماید، در واقع خدمت به دشمن و خیانت به منافع ملی است. از این رو، ضرورت دارد همه فعالان سیاسی، کارشناسان، رسانهها و حتی افراد عادی در فضای مجازی، پیش از اظهارنظر درباره مسائل کلان کشور، سه مؤلفه را در نظر بگیرند: ۱. آیا این سخن بهانهای به دست دشمن نمیدهد؟ ۲. آیا خروجی آن تقویتکننده انسجام ملی و امیدآفرینی است؟ ۳. آیا با درایت و آگاهی از پیچیدگی شرایط خطیر کنونی گفته میشود؟ هرگونه باری به هر جهت حرف زدن، بدون توجه به هزینههای امنیتی و روانی آن، آفتی است که در برهههای حساس، هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کرده است. امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز به «خرد جمعی»، «خویشتنداری راهبردی» و «همزبانی برای عبور از گردنه دشوار» داریم، نه دامن زدن به اختلافات و اظهارنظرهای نسنجیدهای که جز خسارت ملی، دستاوردی ندارد. در شرایطی که سایه سنگین جنگ، چه جنگ نظامی، چه جنگ ارادهها و چه جنگ رسانهای، بر سر کشور سایه انداخته، کوچکترین لغزش در کلام، میتواند به سندی برای دشمن در روایتپردازی علیه ایران تبدیل شود. اما چرا این موضوع امروز از هر زمان دیگری حیاتیتر است؟ آمریکا و اسرائیل طی سالهای اخیر ثابت کردهاند که اتاقهای جنگ روانی آنها، لحظه به لحظه فضای مجازی و رسانهای ایران را اسکن میکنند. هر جمله نسنجیده از یک چهره سیاسی، هر توییت شتابزده از یک فعال رسانهای یا حتی یک کامنت احساسی در شبکه اجتماعی، میتواند ظرف کمتر از یک ساعت، با ترجمه و برجستهسازی، به خوراک اصلی رسانههای معاند تبدیل شود. این یعنی «سخن شما، تبدیل به سند برای دشمن میشود». بازگردیم به تجربه جنگ ترکیبی چند سال اخیر. در اوج ناآرامیها یا بحرانهای امنیتی، برخی اظهارنظرهای غیرکارشناسی از سوی افرادی که خود را «نخبه» یا «روشنفکر» میدانستند، دستاویزی برای تحریمهای جدید، تشدید فضای ناامیدی در داخل و القای «از هم گسیختگی حاکمیت» شد. نکته اینجاست که آن افراد معمولاً بعداً میگویند: «منظورم این نبود» یا «برداشت دشمن سوءاستفاده بود». اما واقعیت تلخ این است که در صحنه نبرد، «نیت شما» مهم نیست، «اثر کلام شما» مهم است. وقتی کشور در خطیرترین شرایط قرار دارد، جای مماشات با زبان غیرمسئولانه نیست. تصور میکنند «جنگ» فقط همان درگیری نظامی کلاسیک است، در حالی که جنگ امروز، جنگ ترکیبی از تحریم، شایعه، فشار روانی، تردیدافکنی و بیثباتی اذهان است. فشارهای درونی و ناامیدی: گاهی ناامیدی از وضعیت معیشتی، باعث میشود فرد بدون فاصله گرفتن از احساس خود، به بیان کلیگوییهای تخریبکننده بپردازد. در برخی موارد، اظهارنظرهای نسنجیده عمداً به عنوان «تاکتیک فشار به حاکمیت» طراحی میشود، بدون توجه به این که دشمن بیرونی از همه این تاکتیکها برای ضربه زدن به کل کشور استفاده میکند. در شرایط خطیر، «سود سخن گفتن» را در مقابل «هزینه احتمالی آن برای کشور» بسنجید. اگر ده درصد احتمال میدهید جمله شما بهانه به دست دشمن میدهد، آن را بر زبان نیاورید. این «خودتحریمی راهبردی» نیست، «مسئولیت ملی» است. امروز هر ایرانی یک سرباز جنگ روایتهاست. وظیفه ما نه حبس نقد، که «نقد در قالب و زمانیِ بیضرر برای امنیت ملی» است. دشمن میخواهد القا کند که «در ایران اختلاف و چنددستگی ریشهدار است». هر کدام از ما اگر بدون درایت حرف بزنیم، به این روایت نادرست مشروعیت میبخشیم. امروز هر سخن ما باید پاسخی باشد به دو سؤال: ۱. آیا این سخن به استحکام وحدت ملی کمک میکند یا به تفرقه؟ ۲. آیا خروجی آن در تراز منافع ملی است یا سلیقه شخصی؟ بیایید از این پس، پیش از اظهارنظر، عواقب ملی آن را فکر کنیم. یادمان باشد، در بحبوحه طوفان، هر قطره بیحساب، سهم طوفان است، نه سهم پناهگاه.