صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
عملکرد صدا و سیما به بهانه نقد رئیس جمهوری بررسی شد
نیاز به جراحی برای ملی شدن
رسانه عمومی زمانی میتواند نقش ملی ایفا کند که سه ویژگی را همزمان داشته باشد: استقلال نسبی از رقابتهای سیاسی، بازنمایی متکثر دیدگاههای جامعه، و نهایتاً وفاداری به واقعیتهای پیچیده و چندوجهی. هرگاه یکی از این سه اصل تضعیف شود، رسانه از جایگاه نهاد عمومی به ارگان یک جریان خاص تبدیل میشود. مشکل امروز صداوسیما دقیقاً در همین نقطه قرار دارد.
انتقادات رئیسجمهور از نوع عملکرد صداوسیما، به حدی از تکرار و تواتر رسیده است که نمیتوان بهسادگی از کنار ان گذشت. این میزان از عدم رضایت، چیزی نیست که آن را صرفاً یک گلایه ساده و موقت سیاسی دولت از رسانه ملی تلقی کرد. این انتقادها طی ماههای گذشته بارها از سوی رئیسجمهور مطرح شده و همین تکرار، آن را از سطح یک اختلاف مقطعی فراتر میبرد. هنگامی که عالیترین مقام اجرایی کشور چند بار به صورت علنی از «سیاهنمایی»، «تحلیلهای غیرمستند» و «نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی» در رسانه ملی سخن میگوید، مسئله دیگر صرفاً دفاع یا نقد یک دولت نیست؛ بلکه پرسش اصلی به ماهیت و کارکرد رسانه عمومی در ایران بازمیگردد.
رفتار حرفهای یا موضعگیری جانبدارانه
موضوع اصلی این نیست که آیا دولت پزشکیان در همه حوزهها موفق بوده است یا خیر. دولتها همواره در معرض نقد قرار دارند و رسانهها نیز ماهیتاً وظیفه دارند عملکرد آنها را بررسی کنند. مسئله آنجاست که آیا صداوسیما در مقام یک رسانه عمومی، اصول حرفهای نقد و اطلاعرسانی را رعایت میکند یا خود به یک بازیگر سیاسی تبدیل شده است؟
در علوم ارتباطات، رسانه عمومی زمانی میتواند نقش ملی ایفا کند که سه ویژگی را همزمان داشته باشد: استقلال نسبی از رقابتهای سیاسی، بازنمایی متکثر دیدگاههای موجود در جامعه، و نهایتاً وفاداری به واقعیتهای پیچیده و چندوجهی. هرگاه یکی از این سه اصل تضعیف شود، رسانه از جایگاه نهاد عمومی خارج شده و به رسانه یک جریان سیاسی یا فکری خاص تبدیل میشود. مشکل امروز صداوسیما دقیقاً در همین نقطه قرار دارد.
یکی از مهمترین نشانههای کاهش تنوع رسانهای در تلویزیون ایران، ترکیب مهمانان و کارشناسان دعوتشده به برنامههاست. در بسیاری از برنامههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، مخاطب با حلقهای تقریباً ثابت از تحلیلگران روبهرو است؛ افرادی که اغلب نه تنها به یک طیف فکری نزدیک هستند بلکه در بسیاری موارد از پیشفرضهای مشترک سیاسی نیز برخوردارند. در چنین فضایی، برنامههای گفتوگومحور عملاً به اتاق پژواک تبدیل میشوند؛ مفهومی شناختهشده در مطالعات رسانه که به وضعیتی اشاره دارد که در آن افراد صرفاً صداهای همسو با خود را میشنوند و دیدگاههای متفاوت مجال ظهور پیدا نمیکنند. به این موضوع باید این را هم افزود که علاوه بر میهمانان، مجریان این برنامهها نیز بعضاً خود خالی از جهتگیری و جانبداری نیستند.
نتیجه چنین وضعیتی آن است که به جای تحلیل، بازتولید مداوم یک روایت خاص صورت میگیرد. در حوزه اقتصاد، بسیاری از برنامهها چنان درباره تورم، رکود یا مشکلات معیشتی سخن میگویند که گویی هیچ متغیر خارجی، هیچ تحریم، هیچ جنگ اقتصادی و هیچ فشار بینالمللی وجود ندارد. در مقابل، در برخی مقاطع دیگر نیز همین رسانه در مواجهه با دولتهای همسو، همین عوامل بیرونی را به عنوان علت اصلی مشکلات برجسته میکرد. این دوگانگی خود نشانهای از ضعف حرفهای است؛ اگر نشانهای بر سیاستزدگی برنامهسازان نباشد.
رسانه حرفهای نه مشکلات را انکار میکند و نه علل آنها را گزینشی روایت میکند. جهان امروز صرفاً میدان نبرد نظامی نیست. جنگها بیش از هر زمان دیگری به حوزه ادراک و شناخت منتقل شدهاند. در ادبیات راهبردی، از رسانهها به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای شکلدهی به ادراک عمومی یاد میشود. در چنین شرایطی، رسانه ملی وظیفه دارد تصویری جامع و دقیق از واقعیت ارائه کند؛ تصویری که هم نقاط ضعف را نشان دهد و هم محدودیتهای محیطی را توضیح دهد.
اگر کشوری تحت تحریم گسترده قرار دارد، اگر مسیرهای تجاری آن با محدودیت مواجه شده، اگر جنگی مستقیم یا غیرمستقیم بر اقتصاد اثر گذاشته است، حذف این متغیرها از تحلیل اقتصادی نوعی تحریف واقعیت محسوب میشود؛ همانگونه که نادیده گرفتن ناکارآمدیهای مدیریتی نیز تحریف واقعیت است. رسانه حرفهای موظف است همه قطعات پازل را کنار هم قرار دهد. اما هنگامی که بخشی از واقعیت حذف میشود، مخاطب به تدریج احساس میکند با تصویری ناقص روبهرو است و همین امر سرمایه اعتماد را فرسوده میکند.
اعتماد و نقد یا سیاهنمایی؟
امروز مهمترین چالش صداوسیما نه بودجه است، نه فناوری و نه حتی رقابت با شبکههای اجتماعی. مسئله اصلی بحران اعتماد است. اعتماد رسانهای زمانی شکل میگیرد که مخاطب احساس کند رسانه حتی در زمانی که با او اختلاف نظر دارد، همچنان منصفانه رفتار میکند. مخاطب ممکن است با تحلیل یک رسانه موافق نباشد، اما اگر آن را صادق و حرفهای بداند همچنان به آن رجوع خواهد کرد.
بخش مهمی از افول مرجعیت رسانهای صداوسیما در سالهای اخیر به این دلیل رخ داده که بخش قابل توجهی از جامعه، این رسانه را نه ناظر بیطرف بلکه بازیگر سیاسی تلقی میکند. این تصور فقط محصول تبلیغات رقیبان نیست؛ بلکه حاصل تجربه روزمره مخاطبانی است که تفاوت نحوه پوشش اخبار، انتخاب مهمانان، برجستهسازی موضوعات و حتی شیوه طرح پرسشها را مشاهده میکنند. رسانهای که قرار است «ملی» باشد، نمیتواند فقط برای بخشی از جامعه سخن بگوید.
از سوی دیگر، نقد، یکی از مهمترین وظایف رسانه است. اما نقد حرفهای با سیاهنمایی تفاوت دارد. نقد حرفهای مبتنی بر داده، سند، مقایسه و ارائه راهحل است. اما سیاهنمایی زمانی رخ میدهد که تنها نقاط منفی برجسته شوند و سایر ابعاد واقعیت حذف شوند. همانطور که سفیدنمایی و ارائه تصویری آرمانی از وضعیت کشور به اعتماد عمومی آسیب میزند، سیاهنمایی مداوم نیز میتواند موجب ناامیدی اجتماعی و تضعیف سرمایه ملی شود.
در نظریههای ارتباطات بحران، رسانههای مسئول موظفاند میان هشدار دادن و امیدآفرینی تعادل برقرار کنند. رسانه نباید به تریبون تبلیغاتی دولت تبدیل شود، اما نباید به کارخانه تولید یأس نیز بدل گردد. این تعادل دقیقاً همان چیزی است که به نظر میرسد در بخشی از برنامهسازیهای صداوسیما دچار اختلال شده است.
پرسش بنیادین این است که صداوسیما خود را چه میداند؟ اگر رسانه عمومی است، باید صدای همه بخشهای جامعه باشد؛ از دولت تا منتقدان دولت، از کارشناسان همسو تا کارشناسان منتقد، از روایت رسمی تا روایتهای رقیب در چارچوب منافع ملی. اما اگر در عمل به رسانه یک جریان سیاسی خاص تبدیل شود، طبیعی است که دولتهای ناهمسو با آن احساس کنند با نهادی روبهرو هستند که بیش از آنکه نقش رسانهای ایفا کند، نقش سیاسی بر عهده گرفته است.
این مسئله صرفاً به دولت پزشکیان محدود نیست. در سالهای گذشته نیز دولتهای مختلف، با گرایشهای سیاسی متفاوت، کمابیش انتقادهای مشابهی را مطرح کردهاند. تکرار این انتقادها نشان میدهد که مسئله از افراد فراتر رفته و به ساختار و فرهنگ حرفهای رسانه بازمیگردد.
در عصر جنگ شناختی، کشورها بیش از هر زمان دیگری به رسانههای معتبر نیاز دارند. رسانهای که مردم به آن اعتماد کنند، در شرایط بحران میتواند آرامش ایجاد کند، روایت ملی بسازد و سرمایه اجتماعی را تقویت کند. اما چنین نقشی تنها زمانی محقق میشود که رسانه از وسوسه جانبداری سیاسی فاصله بگیرد و به اصول حرفهای بازگردد: تنوع دیدگاهها، انصاف در روایت، اتکای بیشتر به داده و پژوهش، حضور کارشناسان واقعی به جای چهرههای دائمی و مهمتر از همه، احترام به شعور مخاطب. هشدار پزشکیان را میتوان از این منظر خواند؛ نه صرفاً به عنوان اعتراض یک رئیسجمهور به منتقدانش، بلکه به عنوان نشانهای از یک مسئله عمیقتر: فاصله گرفتن رسانه ملی از مأموریت ملی خود.
اگر صداوسیما میخواهد در میدان پیچیده جنگ روایتها و نبرد شناختی امروز همچنان مرجعیت خود را حفظ کند، بیش از هر چیز نیازمند بازنگری در شیوه روایتگری، برنامهسازی و نسبت خود با حقیقت است. در غیر این صورت، بزرگترین رقیب آن نه شبکههای خارجی خواهند بود و نه رسانههای مجازی؛ بلکه بیاعتمادی مخاطبانی خواهد بود که احساس میکنند روایت کامل واقعیت را در جایی دیگر باید جستوجو کنند.
پایان بازی تهران و واشنگتن به کجا میرسد؟
راه دشوار کاخ سفید برای خروج از بحران ایران
رابرت مالی، مذاکرهکننده ارشد برجام در دوران اوباما و نماینده ویژه آمریکا در امور ایران در دولت جو بایدن، به بررسی وضعیت پیچیده مذاکرات میان تهران و واشنگتن پرداخته است.
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اکنون در برابر ایران با دو مسیر اصلی روبهروست: یا میتواند توافقی ناقص و محدود را پیش ببرد و آن را در داخل آمریکا بهعنوان یک پیروزی سیاسی عرضه کند؛ یا اینکه بر این محاسبه تکیه کند که واشنگتن توان تحمل درد اقتصادی و سیاسی بیشتری از تهران دارد و بازی ژئوپلیتیکی «چیکن» (جوجه) — یعنی بازی خطرناکِ فشار، تهدید و عقبننشینی در آخرین لحظه — را ادامه دهد.
پرسش اصلی این است: ترامپ کدام مسیر را انتخاب خواهد کرد؟ با گذشت هر روز، وزن و اهمیت این تصمیم سنگینتر میشود. در تازهترین قسمت از پادکست فارن پالیسی، راوی آگراوال با رابرت مالی گفتوگو کرده است. مالی که در دولت اوباما مذاکرهکننده ارشد توافق هستهای سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴) با ایران بود، اکنون مدیریت برنامه خاورمیانه در «گروه بینالمللی بحران» را بر عهده دارد و در مدرسه مطالعات جهانی جکسون دانشگاه ییل تدریس میکند.
سردرگمی در کاخ سفید؛ نوسانات دقیقهبهدقیقه ترامپ
راوی آگراوال: حالا تقریباً هر هفته گزارشهای تازهای منتشر میشود که میگویند به توافق نزدیک شدهایم، اما بعد هیچ اتفاقی نمیافتد. شما از مذاکرات جاری میان واشنگتن و تهران چه برداشتی دارید؟
رابرت مالی: هر روز شبیه فیلم «روز موشخرما» است؛ با این تفاوت که این بار، موشخرما بهشدت بیمار به نظر میرسد. هر روز همان آشفتگی، با شکل و بیانی تازه، دوباره تکرار میشود. همانطور که اشاره کردید، در فاصلهای تنها ۲۴ ساعته، رئیسجمهور میتواند یکبار بگوید «در آستانه توافق هستیم»، کمی بعد اعلام کند «اصلاً نیازی به توافق ندارد»، سپس بگوید «نمیخواهد با ایرانیها صحبت کند»، بعد تأکید کند «در حال گفتوگو با ایرانیهاست»، از «تشدید تنش» سخن بگوید و همزمان مدعی شود «میخواهد جنگ را پایان دهد» یا حتی تهدید کند که «بهسادگی کنار میکشد».
اگر بخواهیم بفهمیم امروز دقیقاً در چه نقطهای ایستادهایم، ناچار میشویم حالوهوای رئیسجمهور را دقیقهبهدقیقه اندازه بگیریم؛ کاری که نه ممکن است و نه چندان سازنده. به همین دلیل، بهتر است چند قدم عقبتر بایستیم و بهجای دنبال کردن نوسانهای لحظهای، تصویر بزرگتر را ببینیم.
اهمیت راهبردی تنگه هرمز برای واشنگتن و تهران
در تصویر کلان، هر دو طرف باید انگیزهای جدی برای پایان دادن به بخش مربوط به تنگه هرمز در این درگیری داشته باشند. برای آمریکا، هزینههای اقتصادی و سیاسیِ بسته ماندن تنگه هرمز برای رئیسجمهور و حزب او کاملاً آشکار است. همین امروز، مدیران صنعت نفت هشدار میدهند که اگر این وضعیت چند هفته دیگر ادامه یابد، ممکن است قیمت نفت جهشی تازه را تجربه کند؛ جهشی که در مقایسه با آن، شرایط امروز شبیه دورهای نسبتاً قابلتحمل از فشار اقتصادی به نظر خواهد رسید. بنابراین، از نگاه ترامپ، کاملاً منطقی است که بگوید: «بیایید تنگه هرمز را باز کنیم.»
از منظر ایران نیز، تهران همیشه میتواند در آینده بار دیگر تنگه را ببندد؛ اما بازگشایی آن در شرایط کنونی به این معناست که میتواند بخشی از درآمدی را که تاکنون از دست داده، دوباره به دست آورد. ایران همچنان بازدارندگی ناشی از توانایی بستن تنگه را حفظ خواهد کرد، اما در عین حال میتواند مقداری اکسیژن تازه به اقتصاد خود برساند؛ بهویژه اگر این روند با نوعی تخفیف یا گشایش اقتصادی همراه شود که بیتردید یکی از خواستههای اصلی تهران خواهد بود. پس از آن، میتوان مسائل هستهای و سایر پروندههای اختلافی را به گفتوگوهای بعدی موکول کرد.
به همین دلیل است که همواره تا آستانه توافق پیش میرویم، اما ناگهان عاملی تازه همهچیز را عقب میراند. نمیخواهم تمام تقصیر را متوجه آمریکا کنم؛ زیرا مذاکره با ایرانیها نیز میتواند کاری بسیار دشوار و فرساینده باشد. با این حال، به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا میان دو کشش متضاد گرفتار شده است. از یک سو، او میخواهد این مرحله از بحران را پایان دهد؛ مرحلهای که واقعاً برایش هزینهساز شده است. از سوی دیگر، از «ضعیف به نظر رسیدن» بیزار است و مدام در گوش او زمزمه میکنند که «فقط کمی فشار بیشتر بیاور؛ آنها تسلیم میشوند.»
ترامپ همواره به زبان زور تمایل داشته است. بنابراین عقبنشینی در این لحظه، آن هم زمانی که تصور میکند شاید در آستانه دستیابی به امتیازی بزرگتر قرار دارد، ظاهراً گزینهای نیست که آماده پذیرش آن باشد. در کنار همه اینها، حجم سنگین بیاعتمادی نیز کار را پیچیدهتر میکند. از همین رو، فکر میکنم به توافق نزدیک هستیم؛ اما در این پرونده، «نزدیک بودن» میتواند هنوز بهمعنای فاصلهای بسیار دور باشد.
محتوای نامه ویژه پاکستان برای رهبر انقلاب چه بود؟
پیام مهم اسلام آباد برای تهران
سید محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، برای چهارمین بار در دو ماه گذشته به تهران سفر کرد؛ سفری که این بار با تحویل نامهای ویژه به رهبر انقلاب همراه بود. این سفر در ادامه تلاشهای اسلامآباد برای توسعه روابط دوجانبه و همکاریهای منطقهای و همچنین ایفای نقش میانجی میان ایران و آمریکا و پیگیری تحولات منطقهای ارزیابی میشود.
به گزارش نورنیوز وزیر کشور پاکستان شنبه شب ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ وارد تهران شد. محسن نقوی در بدو ورود به تهران، مورد استقبال اسکندر مومنی وزیر کشور جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.
سفر وزیر کشور پاکستان به تهران، در راستای ایفای نقش میانجی کاهش تنش ایران و آمریکا، است.
قدردانی از نقش پاکستان در میانجی گری/پیگیری افزایش تجارت ۱۰ میلیارد دلاری دوجانبه
وزیر کشور با اشاره به روابط برادرانه ایران و پاکستان، از توافق دو کشور برای افزایش حجم مبادلات اقتصادی به ۱۰ میلیارد دلار خبر داد و گفت: از نقش فعال کشور دوست و برادر پاکستان در میانجی گیری کاهش تنش بین ایران و امریکا قدردانی می کنم.
اسکندر مومنی شنبه شب در پایان دیدار با سید محسن نقوی وزیر کشور پاکستان، گفت: پاکستان کشور بسیار بزرگی است و ما سابقه دینی، فرهنگی و اشتراکات فراوانی با یکدیگر داریم. پاکستان کشور دوست، برادر و همسایه ماست. مقام معظم رهبری نیز در نخستین پیام خود به اشتراکات فرهنگی و تاریخی دو کشور اشاره داشتند.
وی با اشاره به حجم بالای مراودات میان دو کشور گفت: بخشی از سفر وزیر کشور پاکستان به موضوعات دوجانبه اختصاص دارد که امنیت مرزها، مبارزه با مواد مخدر و مقابله با تروریسم از جمله این موضوعات است.
مومنی افزود: در زمینه اقتصادی نیز تصمیمات خوبی اتخاذ شد و مقرر شد حجم مبادلات دو کشور از سه میلیارد دلار در سال به ۱۰ میلیارد دلار در سال افزایش یابد. البته تحقق این هدف با همراهی سایر وزارتخانههای دو کشور امکانپذیر خواهد بود.
وزیر کشور با بیان اینکه در بیشکک محل برگزاری اجلاس وزرای کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، مواضع دو کشور بسیار نزدیک بود، ادامه داد: از نقش فعال کشور دوست و برادر پاکستان در میانجی گیری کاهش تنش بین ایران و امریکا قدردانی می کنم.
در ادامه این دیدار، سید محسن نقوی وزیر کشور پاکستان، گفت: ایران و پاکستان روابطی برادرانه با یکدیگر دارند و هنگامی که مشکلی برای یکی از برادران پیش میآید، برادر دیگر نیز آن را احساس خواهد کرد. امیدواریم این بحرانها با تلاشهای شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، و فیلد مارشال عاصم منیر، رئیس ستاد ارتش پاکستان، به زودی پایان یابد.
وی از دکتر قالیباف، دکتر مومنی و دکتر عراقچی قدردانی کرد و گفت: امیدواریم بتوانیم این موضوع را به نتیجه برسانیم.
نقوی با اشاره به پیام مهمی که برای تحویل آن وارد ایران شده است،اعلام کرد: من اینجا هستم تا نامه ویژهای را از سوی فیلد مارشال ژنرال عاصم منیر فرمانده ستاد ارتش پاکستان و نخستوزیر شهباز شریف درباره شرایط فعلی به آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، تحویل دهم. فکر میکنم این پیام، پیام مهمی باشد. امیدوارم همه چیز به خوبی پیش برود و به پایان برسد.
وزیر امور خارجه با وزیر کشور پاکستان دیدار و درباره مهمترین موضوعات دو جانبه و نیز تازهترین ابتکارات دیپلماتیک در مسیر گفتوگوهای ایران و آمریکا رایزنی کرد.
سخنگوی هیات رئیسه مجلس خبر داد
نامه قالیباف به شورای عالی امنیت ملی برای برگزاری جلسات علنی مجلس
سخنگوی هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی از نامه رئیس مجلس به شورای عالی امنیت ملی برای برگزاری جلسات علنی صحن مجلس شورای اسلامی خبر داد.
به گزارش ایرنا، عباس گودرزی امروز یکشنبه (۱۷ خردادماه) درباره زمان برگزاری جلسات علنی مجلس شورای اسلامی به خبرنگاران گفت: برگزاری جلسات علنی مجلس و تکمیل چرخه قانونگذاری یکی از موضوعات مطرح امروز جامعه است. البته این موضوع مورد درخواست رئیس و نمایندگان مجلس هم قرار دارد، اما شیوه عدم برگزاری جلسات صحن و شیوه جدید برگزاری آن طبق مکاتبات شورای عالی امنیت ملی و نهادهای امنیتی است.
وی با اشاره به جمع بندی انجام شده در جلسات متعدد کمیسیونها و هیات رئیسه مجلس تصریح کرد: رئیس مجلس در اردیبهشت ماه در نامهای به شورای عالی امنیت ملی خواستار ارائه نظر جدید شورای عالی امنیت ملی شد. چرا که اراده مجلس بر برگزاری جلسات صحن به منظور تکمیل چرخه قانونگذاری است. البته تاکنون پاسخ این نامه از سوی شورای عالی امنیت ملی داده نشده است و جلسات طبق روال قبلی برگزار میشود.
سخنگوی هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به ۱۵۰ جلسه ای که کمیسیونهای تخصصی مجلس در جریان جنگ و پس از آتش بس برگزار کردند، گفت: همچنین پنج جلسه نیز به صورت مجازی برگزار شد.
گودرزی با بیان اینکه مردم ایران جلوه خیره کنندهای از عصاره فضایل خود را در بیش از سه ماه گذشته به منصه ظهور گذاشتهاند، گفت: بر همین اساس شایسته است مجلس و سایر بخشهای کشور در تراز مردم، کارآمدی خود را با برنامهریزی دقیق و پیگیری مطالبات مردم ارتقا دهند.
به گزارش ایرنا، آخرین جلسه علنی مجلس شورای اسلامی پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه، ۲۸ بهمن ماه ۱۴۰۴ بود که در بررسی اصلاحات لایحه بودجه ۱۴۰۵ به پایان رسید و قرار بود ۱۰ اسفندماه جلسه بعدی صحن علنی برگزار شود، اما از ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ با حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان، برگزاری جلسات به دلیل مسائل امنیتی به تعویق افتاد. البته از زمان آتش بس، کمیسیونهای مجلس شورای اسلامی جلسات خود را با دعوت از مسئولان، وزرا و برخی مقامات لشکری و کشوری برگزار میکردند.
در این مدت، پنج جلسه مجلس با حضور حداکثر نمایندگان، به صورت وبیناری و با حضور وزیران جهادکشاورزی، تعاون، کار و رفاه اجتماعی، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، راه و شهرسازی و نفت برگزار شد.
سقاب اصفهانی:
راهکارهای رفع ناترازی انرژی را طراحی کردهایم
رئیس سازمان بهینه سازی انرژی دلیل ناترازی امروز ایران در حوزه انرژی را شدت مصرف انرژی عنوان کرد و گفت: البته راهکارهای برون رفت از این وضعیت وجود دارد که راهکارهای آن را طراحی کردهایم.
به گزارش ایرنا، اسماعیل سقاب اصفهانی در نشست امروز یکشنبه(۱۷ خردادماه) مجلس شورای اسلامی که با حضور نمایندگان به صورت حضوری و وبیناری برگزار شد، اظهار کرد: اگر بخواهیم یک صحنه واقعی را از وضعیت انرژی شرح دهم، این است که در پیک تابستان احتمالا ۲۴ تا ۲۹ درصد تقاضای برق را نمیتوانیم جواب بدهیم؛ این میزان با همه ظرفیتهایی که در سوختهای جایگزین تامین کنیم نیز قابل تامین نیست.
رئیس سازمان بهینه سازی انرژی افزود: به نظرم حتی سناریوی بدبینانه را باید در این باره در نظر داشت. چرا که کسری انرژی خواهیم داشت ولی باید با اقداماتی که انجام میدهیم، آسیبهای کمتری ببینیم.
معاون رئیس جمهور تاکید کرد: واقعیت این است که قاچاقی که ما همیشه با آن مواجه بودیم و کماکان هم مواجهایم، همچنان وجود دارد و باید در این حوزه ریشهیابی شود.
وی با بیان اینکه یکی از ریشههای ناترازی انرژی در شدت مصرف انرژی است، گفت: رهبر شهید در سیاستهای انرژی در سال ۱۳۷۹ دستور دادند همه کمک کنند تا کاهش مصرف انرژی محقق شود. در شاخص شدت انرژی، کشورهایی نظیر چین و ترکیه موفق شدند شاخص انرژی را کاهش دهند.
سقاب اصفهانی با بیان اینکه مسئله اصلی امروز ایران در حوزه انرژی، تولید نیست، یادآور شد: دلیل ناترازی امروز ایران در حوزه انرژی بر اساس شاخصهای بین المللی، شدت مصرف انرژی است. البته راهکارهای برون رفت از این وضعیت وجود دارد که ما سناریوهای آن را طراحی کردیم.
دریادار سیاری:
«رسانه» خط مقدم جنگ نرم است
معاون هماهنگ کننده ارتش با تاکید بر اینکه در یک جنگ نرم هستیم، گفت: همانطور که در جنگ سخت از نظر تجهیزاتی با دشمن تفاوت داریم در جنگ نرم نیز از نظر امکانات با دشمن که دارای یک برتری و سلطه زیادی بر همه رسانههای جهان است، تفاوت داریم اما میدان این جنگ را رها نکردیم و آن را هم خالی نخواهیم کرد.
به گزارش ایسنا، امیر دریادار حبیبالله سیاری معاون هماهنگ کننده ارتش پیش از ظهر یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ در آیین تقدیر از فعالان روابطعمومی و رسانه در جنگ رمضان با اشاره به نقش رسانه در موفقیتهای به دست آمده در جنگها اظهار کرد: روابط عمومی علم و هنری است که پیوند درون و برون سازمان را انجام میدهد، زبان گویای سازمان است و نقشی اساسی در شناساندن فعالیتهای سازمان دارد.
وی در ادامه به استمرار دشمنی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب تا امروز اشاره و عنوان کرد: در جریان پیروزی انقلاب ما با استکبار جهانی جنگیدیم چراکه پشتوانهی بزرگ همهی رژیم تا بن دندان مسلح طاغوت استکبار جهانی بود و مردم ما با دستی خالی با استکبار جهانی جنگیدند. بعد از پیروزی انقلاب که با اختلافات قومی و مذهبی و سپس تجزیه طلبی مواجه شدیم اما در هیچ کدام از این صحنهها مردم کم نیاوردند.
رئیس ستاد ارتش ادامه داد: استکبار جهانی سپس ۸ سال جنگ را بر ما تحمیل کردند؛ جنگی تن به تن ۲۷ کشور در آن نیروی انسانی اعزام کردند اما باز هم ما سرافراز بیرون آمدیم؛ بعد از اینها استکبار همچنان کوتاه نیامد بلکه به دلیل اینکه از جنگ سرد به نتیجه نرسید، به جنگ نرم روی آورد اما در آنجا هم به نتیجه نرسید.