سرمقاله

چرا تندروهای داخلی از پایان جنگ خوشحال نیستند؟ / محمد مهدی سیدناصری

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • استانداردهای مدیریتی بیمه سرمد بدون عدم انطباق تمدید شد
  • ثبت عملکرد درخشان صندوق‌های سهامی تمدن با بازدهی سالانه ۵۴ درصدی
  • ملل فراتر از تعهدات تکلیفی؛ تحقق بیش از ۱۰۰ درصدی سهمیه‌های حمایتی در سال ۱۴۰۴
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 60536  |  اخبار صفحات روزنامه  |  تاریخ: 20 خرداد 1405
    2 سیاسی

    تحرکات ضد ایرانی آمریکا در شورای حکام را بررسی شد

    سفید شویی تجاوز

    تلاش آمریکا و برخی کشورهای اروپایی برای تصویب قطعنامه‌ای علیه ایران در شورای حکام، تلاشی برای تحریف واقعیت‌ها، جبران شکست‌های راهبردی، سفیدسازی تجاوزات و سیاسی‌سازی آژانس ارزیابی می‌شود؛ روندی که اعتبار و استقلال این نهاد را تهدید می‌کند.

    نور نیوز می نویسد: نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در حالی آغاز به کار کرده است که بر اساس گزارش‌های منتشرشده، آمریکا با همراهی برخی کشورهای اروپایی درصدد تصویب قطعنامه‌ای علیه ایران است. این اقدام، هرچند بخشی از پازل واشنگتن برای تحریف حقایق و جابه‌جایی جایگاه قربانی و متهم به شمار می‌رود، اما نتیجه‌ای جز تداوم بمباران استقلال آژانس و تعمیق بی‌اعتمادی جهانی نسبت به نهادهای بین‌المللی نخواهد داشت؛ به‌ویژه آنکه ایران بارها نشان داده است که به هر تهدیدی با قاطعیت پاسخ خواهد داد. از این‌رو، پیامدهای این رفتار مغرضانه بر عهده غرب و آژانسی خواهد بود که ماهیت فنی و حرفه‌ای خود را قربانی سیاسی‌کاری‌های غرب و جاه‌طلبی‌های فردی گروسی کرده است.

    مهندسی روایت و وارونه‌نمایی واقعیت‌ها

    کارنامه دو دهه اقدامات خصمانه غرب علیه ایران در آژانس و شورای حکام، بیانگر رویه‌ای ثابت و تکرارشونده است؛ رویه‌ای مبتنی بر تحریف حقایق، تاریخ‌نویسی دروغین، تبرئه متهم، محکوم‌سازی قربانی و در نهایت تبدیل این نهاد بین‌المللی به ابزاری برای اعمال فشار علیه ایران.

    در مقطع کنونی نیز آمریکایی‌ها همان مسیر را در پیش گرفته‌اند؛ به‌ویژه آنکه از جنگ رمضان تاکنون، افکار عمومی جهان آمریکا و متحدانش از جمله رژیم صهیونیستی را جنایتکارانی مستحق مجازات و ایران را الگویی از اقتدار و صاحب مواضعی برحق می‌دانند که قربانی توهمات و سلطه‌گری‌های افسارگسیخته نظام سلطه شده است.

    واقعیت میدان آن است که آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنایتی آشکار، ایران را آماج تجاوز نظامی قرار داده و فجایعی بزرگ از جمله شهادت ۱۶۸ دانش‌آموز مینابی و رهبر سیاسی ـ معنوی جهان اسلام را رقم زده‌اند. مراکز هسته‌ای ایران بارها هدف حمله قرار گرفته است، آمریکا مکرراً تهدید به ربایش اورانیوم غنی‌سازی‌شده ایران کرده و ده‌ها اقدام خصمانه دیگر را در دستور کار قرار داده است. این رفتارها بر اساس قوانین آژانس و حقوق بین‌الملل، مصداق جنایت جنگی و تهدید علیه بشریت بوده و عاملان و آمران آن باید مورد مجازات قرار گیرند.

    آمریکایی‌ها اکنون با ژستی حق‌به‌جانب در آژانس به دنبال تاریخ‌نویسی و روایت‌سازی مطابق خواست خود هستند تا ضمن سفیدسازی و عادی‌سازی این جنایات، زمینه را برای تکرار آنها فراهم سازند؛ چنان‌که سال گذشته نیز جنگ ۱۲ روزه در سایه رفتار غیرحرفه‌ای آژانس و قطعنامه دروغین غربی‌ها شکل گرفت.

    این روایت‌سازی دروغین تا آنجا پیش رفته است که خشم بسیاری از اعضا، از جمله روسیه را برانگیخته است. اولیانوف، نماینده روسیه، با اشاره به محتوای این پیش‌نویس تأکید کرده است که واشنگتن در تلاش است با تغییر روایت موجود، مسئولیت تحولات اخیر را از «طرف متجاوز» به «قربانی» منتقل کرده و هم‌زمان مجموعه‌ای از مطالبات جدید را متوجه تهران سازد. این افشاگری‌ها بار دیگر نگاه سلطه‌گرایانه و ابزاری غرب به نهادهای بین‌المللی را آشکار می‌سازد؛ رویکردی که تهدیدی جدی برای امنیت بین‌الملل محسوب می‌شود.

    شورای حکام؛ ابزاری برای جبران شکست‌های میدانی و دیپلماتیک

    اگرچه آمریکا با جنگ‌افروزی در پی تحقق اهدافی همچون تجزیه و حذف ایران از نقشه منطقه، سلب حقوق هسته‌ای، پایان دادن به توان موشکی و پهپادی و حذف ایران از معادلات منطقه‌ای بود، اما ایستادگی ملت ایران در میدان، خیابان و عرصه دیپلماسی و نیز شگفتانه‌هایی که جبهه مقاومت در چارچوب وحدت میادین رقم زد، در کنار مدیریت هوشمندانه و مقتدرانه ایران بر تنگه هرمز، تمامی این معادلات را بر هم زد.

    در ادامه، آمریکا با بهره‌گیری از ابزار دیپلماسی، راهبرد تسلیم‌سازی را دنبال کرد، اما ایستادگی ایران بر حقوق و شروط مشروع خود، این ابزار را نیز ناکارآمد ساخت. آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنین نقض‌های مکرر آتش‌بس را به ابزاری برای چانه‌زنی و باج‌خواهی تبدیل کردند، اما واکنش‌های قاطع ایران در هدف قرار دادن متجاوزان آمریکایی در خلیج فارس و نیز حملات کوبنده به رژیم صهیونیستی در حمایت از لبنان، این سناریو را نیز با چالش جدی مواجه ساخت.

    نکته قابل توجه آنکه جامعه جهانی نیز در جنگ روایت‌ها شکست سنگینی را بر آمریکا و رژیم صهیونیستی تحمیل کرده است؛ چنان‌که بنا بر گزارش‌ها، ۷۰ درصد مردم آمریکا خواستار پایان جنگ‌افروزی علیه ایران شده‌اند.

    در چنین شرایطی به نظر می‌رسد آمریکا و برخی کشورهای اروپایی می‌کوشند با روایت‌سازی‌های جعلی، ضمن سرپوش گذاشتن بر جنایات و شکست‌های خود، اهداف محقق‌نشده، به‌ویژه دسترسی به مراکز هسته‌ای و اورانیوم غنی‌سازی‌شده ایران را از طریق فشارهای آژانسی دنبال کنند.

    آژانس در سراشیبی سیاسی‌کاری و فروپاشی بی‌طرفی حرفه‌ای

    آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و شخص گروسی، مدیرکل آن، بارها نشان داده‌اند که از ماهیت فنی و حرفه‌ای خود فاصله گرفته و عملاً به ابزاری در خدمت اهداف نظام سلطه و جاه‌طلبی‌های فردی تبدیل شده‌اند.

    آژانس که طی سال‌های ترور دانشمندان هسته‌ای ایران سکوت اختیار کرده بود، در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان نیز به جای محکوم کردن تجاوز نظامی و بمباران مراکز و تأسیسات هسته‌ای ایران، به انتشار گزارش‌های بی‌اثر و حتی توجیه این حملات روی آورد. شخص گروسی نیز عملاً به بخشی از ماشین توجیه‌گر اقدامات آمریکا علیه ایران تبدیل شده است.

    این سیاسی‌کاری در حالی صورت می‌گیرد که گزارش اخیر مؤسسه استکهلم درباره تسلیحات هسته‌ای، از رویکرد گسترده قدرت‌های هسته‌ای به توسعه زرادخانه‌های اتمی حکایت دارد، اما آژانس در قبال این روند هیچ موضع یا اقدام مؤثری اتخاذ نکرده است.

    اقدام اخیر آمریکا در ارائه قطعنامه علیه ایران و نیز گزارش‌های مغرضانه و دوپهلو از سوی گروسی را می‌توان مرحله‌ای تازه از خروج آژانس از مسیر فنی و حرفه‌ای و ورود آشکار آن به عرصه سیاسی‌کاری دانست؛ روندی که بخشی از آن ناشی از سلطه غرب بر این نهادها و بخشی دیگر حاصل منافع و جاه‌طلبی‌های شخصی افرادی چون گروسی است که چشم به دبیرکلی سازمان ملل متحد با حمایت غرب دوخته‌اند.

    شکست پروژه اجماع‌سازی؛ از شورای امنیت تا شورای حکام

    نکته مهم آن است که اگرچه غرب، به‌ویژه آمریکا، همچنان در پی سوءاستفاده از نهادهای بین‌المللی برای پیشبرد اهداف سلطه‌جویانه خود است، اما ناکامی اخیر آنها در تصویب قطعنامه ضدایرانی در شورای امنیت به دلیل وتوی چین و روسیه و مخالفت برخی اعضا، مخالفت متحدان آمریکا در ناتو با ورود به جنگ علیه ایران بر سر تنگه هرمز و همچنین نگرانی‌های موجود در آژانس نسبت به سیاسی‌کاری شورای حکام و تلاش آمریکا برای بی‌خاصیت‌سازی این نهاد از طریق داستان‌سرایی‌های دروغین علیه ایران، همگی نشانه‌های روشنی از افول توان اجماع‌سازی واشنگتن است.

    این وضعیت، رسوایی بزرگی برای ترامپ محسوب می‌شود که مدعی ساختن «آمریکایی بزرگ» در جهان بود. ناتوانی آمریکا در ایجاد اجماع تا آنجا پیش رفته است که گزارش‌ها از حذف برخی بندها، از جمله بند ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، از متن قطعنامه کنونی حکایت دارند تا از میزان مخالفت‌ها با آن کاسته شود.

    هزینه‌های سنگین دوگانگی آژانس و آینده مبهم اعتبار آن

    اگرچه آمریکا با گروگان گرفتن و بمباران استقلال آژانس در پی بهره‌برداری ابزاری از این نهاد برای اعمال فشار بر تهران، سفیدسازی تجاوزگری‌ها و کاهش قدرت چانه‌زنی ایران در مذاکرات است، اما تصویب چنین قطعنامه‌ای ـ با هر میزان رأی در شورای حکام ـ نه‌تنها اهداف آمریکا را محقق نخواهد کرد، بلکه در گام نخست اعتبار آژانس را در سطح جهانی با چالشی جدی مواجه خواهد ساخت؛ چالشی که حتی می‌تواند زمینه خروج بسیاری از اعضا از این نهاد را فراهم آورد.

    در گام دوم نیز تهران بارها نشان داده است که نه در میدان و نه در عرصه دیپلماسی حاضر به چشم‌پوشی از حقوق مسلم خود نیست و آمریکا با چنین اقداماتی نه قادر به بازگشایی تنگه خواهد بود و نه خواهد توانست به اورانیوم غنی‌سازی‌شده ایران دست یابد.

    حاصل این رویکرد چیزی جز افزایش ابهام در پرونده هسته‌ای و به حاشیه رفتن آژانس در معادلات ایران نخواهد بود. در عین حال، هرگونه تجاوزگری نیز با پاسخی قاطع مواجه خواهد شد؛ به‌ویژه آنکه از یک سو تهران خود را موظف به پیگیری انتقام خون شهدای جنگ ۱۲ روزه و رمضان می‌داند و آمریکا و صهیونیست‌ها باید پاسخگوی خون پاک دانش‌آموزان مینابی باشند، و از سوی دیگر دیپلماسی برای ایران بخشی از نبرد در برابر متجاوزان محسوب می‌شود و در این مسیر نیز هیچ‌گونه عقب‌نشینی از حقوق حقه خود را نخواهد پذیرفت.



    دلایل تأخیر در توافق ایران و آمریکا چیست و تا چه زمانی ادامه دارد؟

    تاخیر در تفاهم با شیطنت اسرائیل

    آتش‌بس موقت بین ایران، آمریکا و اسرائیل، قرار بود پلی به سوی توافق باشد، اما حالا، بیش از دو ماه گذشته و هنوز هیچ نشانه روشنی از توافق نهایی دیده نمی‌شود. تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، یکی از پرهزینه‌ترین درگیری‌های منطقه‌ای دهه اخیر بود و هزاران کشته، تخریب گسترده زیرساخت‌ها، اختلال در بازار انرژی جهانی و فشار اقتصادی بر همه طرف‌ها که با میانجی‌گری پاکستان و حمایت ضمنی چین به آتش بس منجر شد. اما حالا، در اوایل ماه ژوئن، تبادل پیام‌ها برای رسیدن به یک تفاهم پایان جنگ هنوز به نتیجه نرسیده و هر روز اخبار جدیدی از اختلافات منتشر می‌شود. 

    به گزارش خبرآنلاین وضعیت موجود بسیار پیچیده است. آمریکا بر محدودیت‌های جدی برنامه هسته‌ای ایران اصرار دارد، در حالی که تهران خواستار رفع کامل تحریم‌ها، تضمین‌های امنیتی و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه است. کشورهای متعددی از جمله مصر، ترکیه، قطر و چین به عنوان میانجی‌های غیررسمی و پاکستان به عنوان میانجی رسمی، تلاش می‌کنند تعادل ایجاد کنند، اما هر دو طرف هنوز به نقطه مشترکی نرسیده‌اند. اگرچه این تأخیر،اقتصاد ایران را هم تحت فشار قرار داده و صادرات نفت ایران محدود شده و تورم داخلی افزایش یافته است. در مقابل، آمریکا نیز با هزینه‌های نظامی بالا و فشار داخلی از سوی دموکرات‌ها مواجه است.

    ایران تاکید دارد که در مرحله نخنست توافق و امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ در مورد پرونده هسته‌ای گفت‌وگویی انجام نشود، موضوعی که به نظر می‌رسد تاکنون مورد موافقت طرف آمریکایی قرار گرفته‌است. در برابر گفت‌وگو در مورد تحریم‌ها هم به مذاکرات پس از امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ موکول می‌شود. اما رئیس جمهور آمریکا اصرار دارد که در تفاهم‌نامه اولیه تضمینی برای عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای وجود داشته‌باشد.

    دست کم دو ماه است که یک متن یک صفحه‌ای به عنوان تفاهم‌نامه پایان جنگ میان ایران و آمریکا مدام دست به دست می‌شود.  هر با اصلاحات و تغییرات جدیدی از سوی یکی از طرف‌ها در متن ایجاد می‌شود.  در عین حال تشدید تنش‌ها در لبنان و تنگه هرمز هم بر تاخیر در پذیرش متن تاثیر گذاشته‌است.

    اما اهمیت این تأخیر برای سیاست خارجی و اقتصاد ایران دوچندان است. هر روز تأخیر، به معنای ادامه فشار اقتصادی، کاهش درآمد ارزی و افزایش نارضایتی داخلی است. همزمان، این وضعیت بر بازار جهانی انرژی تأثیر گذاشته و قیمت نفت را نوسانی کرده است. اندیشکده بروکینگز در تحلیل اخیر خود، این تأخیر را ناشی از «بی‌اعتماد عمیق میان ایران و امریکا» می‌داند. اما دلایل واقعی تأخیر در توافق ایران و آمریکا چیست و این تأخیر چه پیامدهایی برای روابط تجاری و اقتصاد خارجی ایران خواهد داشت؟

    از منظر سیاسی نیز، تأخیر در توافق، عمدتاً ناشی از اختلافات داخلی آمریکا و فشار لابی‌هاست. دموکرات‌ها با انتقاد شدید از سفر ترامپ به چین، معتقدند که او نتوانسته تضمین‌های کافی بگیرد. گزارش نیویورک تایمز در ۵ مه ۲۰۲۶ اشاره می‌کند که لابی اسرائیل در کنگره، مانع اصلی توافق سریع است. ترامپ نیز برای حفظ پایگاه رأی‌دهندگان خود، نمی‌تواند امتیازات زیادی بدهد.

    اما در ابعاد کلان، تأخیر به دلیل عدم توافق بر سر تضمین‌های امنیتی است. تهران بر خروج نیروهای آمریکایی و تضمین عدم حمله مجدد اصرار دارد. از سوی دیگر، نگرانی‌های امنیتی اسرائیل، به اختلافات آمریکا و ایران منجر شده و در نهایت مذاکرات را به بن‌بست کشانده است.

    این در حالی است که یکی از مهم‌ترین دلایل تأخیر در توافق، فشارهای شدید سیاست داخلی در آمریکاست. دونالد ترامپ در موقعیتی قرار دارد که نمی‌تواند به راحتی امتیازات بزرگ به ایران بدهد. پایگاه رأی‌دهندگان او، به‌ویژه بخش حامیان اسرائیل، هرگونه توافق را به عنوان «تسلیم در برابر ایران» تفسیر می‌کنند. ترامپ می‌داند که اگر توافقی بدون تضمین‌های قوی امنیتی برای اسرائیل امضا کند، در انتخابات میان‌دوره‌ای با انتقاد شدید مواجه خواهد شد. به همین دلیل، او ترجیح می‌دهد مذاکرات را طولانی کند تا بتواند تصویر «مذاکره‌کننده سخت‌گیر» را حفظ کند.

    در داخل حزب جمهوری‌خواه نیز شکاف وجود دارد. جناح تندرو مانند سناتورهای تد کروز و لیندسی گراهام، معتقدند هر توافقی باید برنامه هسته‌ای ایران را برای همیشه محدود کند، در حالی که برخی میانه‌روها به دنبال توافق سریع برای کاهش هزینه‌های نظامی هستند. دموکرات‌ها نیز با انتقاد شدید از ترامپ، او را متهم به ضعف در برابر چین و ایران می‌کنند. این فشار دوجانبه، ترامپ را وادار کرده مذاکرات را آهسته پیش ببرد تا بتواند در داخل آمریکا اجماع نسبی ایجاد کند. نتیجه این سیاست داخلی، تأخیر چند هفته‌ای در توافق است.



    جریان های سیاسی چه وظایفی دارند؟

    هشدار درباره پیامدهای تفرقه‌افکنی

    «حفظ وحدت و انسجام ملی و همصدایی نکردن با دشمن»، موضوعی است که چندین بار مورد تاکید رهبر انقلاب اسلامی قرار گرفته است، اما گویی معدود افراد و جریان‌هایی گوش شنوایی برای شنیدن این توصیه مهم ندارند و ترجیح می‌دهند حتی در شرایط جنگی، اهداف و مطامع سیاسی خود را بر منافع ملی مقدم بشمارند.

    به گزارش ایسنا، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ۱۴ خرداد ماه به مناسبت سی‌وهفتمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) و سالگرد آغاز رهبری حضرت آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای، خطاب به مردم از تمرکز دشمن بر دو محور سخن گفتند؛ تاب‌آوری مردم و ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور.

    رهبر انقلاب ابزار اصلی دشمن را « کاشت بذر تردید، یاس، ترس، بدگمانی، و اختلاف» برشمردند و تاکید کردند: در مقام مقابله با این بدخواهی‌ها باید همگان با ایستادگی، روشن‌بینی، حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشه شوم او را خنثی نمایند. در این مقام، نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب می‌شود.

    وحدت ملی؛ راهبرد مقابله با جنگ ترکیبی

    در همین چارچوب، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی در چهارمین پیام صوتی خود خطاب به مردم ایران گفت که برخی به اسم تبعیت از رهبری در حال عمل کردن خلاف خط مشی ایشان هستند.

    رئیس مجلس توضیح داد: رهبر معظم انقلاب نقشه دشمن را افشا کردند که بر تاب‌آوری مردم و ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور متمرکز شده است. ایشان راه مقابله با نقشه دشمن را نیز در رعایت این موارد تعیین کردند؛ ایستادگی، روشن بینی، حفظ وحدت و انسجام، اعتماد متقابل و هم صدایی نکردن با دشمن.

    قالیباف در واکنش به برخی اقدامات گفت: برخی این روزها با اسم تبعیت از رهبری، خلاف خط مشی عمل می‌کنند؛ یک بار دیگر بدون هیچ شرح و بسطی محورهای مورد تاکید رهبری را تکرار می‌کنم تا هرکسی چه مسئول، چه نخبه سیاسی و چه فعال رسانه‌ای خواست خارج از این چارچوب عمل کند، با پاسخ سخت امت حزب‌الله روبرو شود.

    تفرقه‌افکنی در فضای مجازی و تجمعات شبانه

    تاکیدات چند باره رهبر انقلاب و همچنین هشدار اخیر رئیس مجلس و رئیس هیأت مذاکره‌کننده در حالی مطرح می‌شود که اخیرا اظهارات تفرقه‌افکنانه‌ای از سوی افراد و جریانی خاص در فضای مجازی و برخی رسانه‌ها مطرح می‌شود. این افراد حتی پا را فراتر گذاشته و اختلاف «پوچ» سیاسی خود را به تجمعات شبانه کشانده‌اند؛ تجمعاتی که قرار بود تجلی‌گر وحدت و انسجام مردمی باشد در پشتیبانی از نظام و کشور باشند اما از سوی برخی افراد و جریان‌های سیاسی تبدیل به بستری برای دوقطبی‌سازی و ایجاد تنش اجتماعی شده است.

    در همین زمینه، اعتقاد برخی تحلیلگران سیاسی این است که هرگونه تشدید اختلافات داخلی می‌تواند در چارچوب «جنگ شناختی» مورد بهره‌برداری قرار گیرد؛ جنگی که هدف آن نه صرفا تقابل نظامی، بلکه تضعیف اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی است.

    درخواست نمایندگان برای برخورد قضایی با برهم زنندگان انسجام ملی

    در واکنش به این اقدامات تفرقه‌افکنانه، برخی نمایندگان مجلس در گفت‌وگو با ایسنا، بر نقش کلیدی قوه قضائیه در صیانت از انسجام ملی تاکید کردند.

    احمد بیگدلی عضو فراکسیون مستقلین مجلس تأکید کرد: قوه قضائیه طبق قانون با هر اقدامی که منجر به تشویش اذهان عمومی، ایجاد تنش‌های غیرضروری و آسیب به وحدت ملی شود، برخورد کند.

    همچنین قاسم روانبخش نماینده اصولگرای مجلس نیز گفت: دستگاه قضایی باید در شرایطی که تأکید رهبر معظم انقلاب بر تقویت و صیانت از انسجام ملی است با عوامل ایجاد تفرقه و منشاء اختلاف در جامعه برخورد کند. باید با افراد و جریان‌هایی که از اساس موجب ایجاد تفرقه در دل جامعه می‌شوند، برخورد قضایی صورت گیرد.

    در همین راستا، شهباز حسن‌پور دیگر نماینده اصولگرای مجلس با بیان اینکه هیچ فرد یا جریانی نباید احساس کند از حاشیه امن برخوردار است، گفت: قوه قضائیه به عنوان ملجأ اجرای عدالت وظیفه دارد نسبت به هر اقدامی که منجر به ایجاد شکاف اجتماعی، تضعیف انسجام ملی یا خدشه به منافع کشور شود، در چارچوب قانون واکنش نشان دهد.

    از سوی دیگر، محمد بیات عضو کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها تأکید کرد: مردم دیگر نمی‌ایستند تا عده‌ای بخواهند با انگیزه‌های شخصی یا جناحی به وحدت ملی خدشه وارد کنند، بلکه خود مردم در میدان، پاسخ افراد وحدت‌شکن را می‌دهند.

    مجموع این مواضع نشان می‌دهد که در سطح حاکمیتی و پارلمانی، نگرانی نسبت به افزایش رفتارهای دوقطبی‌ساز و تفرقه‌افکنانه در فضای سیاسی و اجتماعی افزایش یافته است. این نگرانی‌ها عمدتا بر این محور متمرکز است که برخی کنش‌ها، چه در قالب تجمعات خیابانی و چه در قالب مواضع رسانه‌ای، می‌تواند به کاهش اعتماد عمومی و تضعیف همبستگی اجتماعی منجر شود.



    قالیباف خطاب به مردم: 

    کشور را از دهان گرگ‌های درنده بیرون کشیدید

    رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ۱۰۰ روز از جهاد مردن برای حفظ ایران می‌گذرد، گفت: دشمن را ناامید ساختید و کشور را از دهان گرگ‌های درنده‌ای که برای تسلیم کردن ایران اسلامی دندان تیز کرده بودند، بیرون کشیدید.

    به گزارش ایسنا محمدباقر قالیباف رئیس مجلس در مطلبی در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس، با اشاره به گذشت ۱۰۰ شب از حضور مردم در تجمعات خیابانی، نوشت:

    «‏صد روز از جهاد ملتی که برای حفظ ایرانِ جان قیام کرد می‌گذرد.

    ‏درود خدا بر شما که پشت ایران را گرم کردید، دشمن را ناامید ساختید و کشور را از دهان گرگ‌های درنده‌ای که برای تسلیم کردن ایران اسلامی دندان تیز کرده بودند، بیرون کشیدید.



    قائم‌پناه: 

    بازگشت به ریشه‌های تمدنی ایران، مسیر تقویت خودباوری و مرجعیت علمی کشور است

    معاون اجرایی رئیس‌جمهور با تأکید بر ضرورت معرفی تاریخ و تمدن ایران به نسل جوان گفت: فرهنگ ایران اسلامی حاصل پیوند هویت ملی و دینی است و هرچه شناخت ما از ریشه‌های تمدنی، علمی و فرهنگی کشور عمیق‌تر شود، زمینه برای تقویت خودباوری ملی، مرجعیت علمی و حکمرانی خردمندانه بیش از پیش فراهم خواهد شد.

    به گزارش ایسنا، محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور، در جریان بازدید از سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران و دیدار با مدیران و کارشناسان این مجموعه، ضمن قدردانی از تلاش‌های صورت گرفته در حوزه حفظ و صیانت از میراث علمی و فرهنگی کشور، اظهار کرد: سال گذشته حوادث تلخی را پشت سر گذاشتیم و امیدواریم دیگر شاهد چنین حوادثی نباشیم و بتوانیم ایران عزیزمان را همچون گذشته سربلند و سرافراز ببینیم.

    وی با اشاره به علاقه شخصی خود به مطالعه شاهنامه افزود: چند سالی است که شاهنامه می‌خوانم و این موضوع برای من اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا روح ایران‌دوستی و وطن‌پرستی در این اثر بزرگ موج می‌زند. هرچه به عمق تاریخ و تمدن ایران نگاه می‌کنیم، غرور ملی ما بیشتر می‌شود و بیش از گذشته به عظمت این سرزمین پی می‌بریم.

    معاون اجرایی رئیس‌جمهور با تأکید بر جایگاه تمدنی ایران در تاریخ جهان گفت: ما تمدنی بسیار بزرگ داریم. متأسفانه در سال‌های گذشته کمتر به معرفی این تمدن پرداخته‌ایم و به ویژه نسل جوان آشنایی کافی با تاریخ و پیشینه تمدنی خود ندارد. بخشی از این مسئله به دسترسی گسترده‌تر به منابع غربی و بخشی نیز به کم‌کاری خود ما در معرفی این میراث ارزشمند بازمی‌گردد.

    قائم‌پناه افزود: درخت زمانی می‌تواند در برابر حوادث، آفات و آسیب‌ها مقاوم باشد که ریشه‌ای مستحکم داشته باشد. ملت ایران از چنین ریشه‌ای برخوردار است اما نتوانسته‌ایم شاخ و برگ‌های این درخت تنومند را به خوبی به نمایش بگذاریم. امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است نسل جوان با این ریشه‌های تاریخی و تمدنی آشنا شود.

    وی ادامه داد: وقتی از تمدن‌های بزرگ جهان سخن می‌گوییم، تمدن‌هایی همچون ایران، مصر و روم در ذهن تداعی می‌شوند. دیگر تمدن دیگری را نمی‌توان برشمرد. دشمنان نیز به خوبی از ظرفیت و عمق این تمدن آگاه هستند و دقیقاً به همین دلیل تلاش می‌کنند آن را نادیده بگیرند یا تضعیف کنند. در مقابل، ما باید بیش از پیش به معرفی این تمدن بپردازیم.

    معاون اجرایی رئیس‌جمهور با اشاره به مفهوم «بازگشت به خویشتن» گفت: همان‌گونه که مرحوم دکتر علی شریعتی مطرح می‌کرد، بازگشت به خویشتن به معنای شناخت ریشه‌ها و عمق تاریخی خود است. این بازگشت دو بال دارد؛ یک بال ملی و تاریخی و یک بال دینی. حاصل این دو، فرهنگ ایران اسلامی است؛ فرهنگی که هم ریشه در هویت ملی ما دارد و هم در باورهای دینی مردم ایران. این دو مؤلفه در طول تاریخ در هم آمیخته‌اند و نمی‌توان آنها را از یکدیگر جدا کرد.



    فرمانده نیروی زمینی ارتش: 

    آماده پاسخ قاطع به هرگونه تهدید هستیم

    فرمانده نیروی زمینی ارتش، با تأکید بر آمادگی کامل یگان‌های مستقر در مرزهای کشور، گفت: یگان‌های نیروی زمینی ارتش با هوشیاری کامل و آمادگی عملیاتی بالا، آماده مقابله و پاسخ قاطع به هرگونه تهدید احتمالی هستند.

    به گزارش ایسنا، امیر سرتیپ علی جهانشاهی فرمانده نیروی زمینی ارتش در بازدید از یگان‌های عملیاتی تیپ ۷۱ پیاده مکانیزه ابوذر در نوار مرزی غرب کشور، بر آمادگی همه‌جانبه یگان‌های این نیرو برای انجام مأموریت‌های محوله و مقابله با هرگونه تهدید احتمالی تأکید کرد.

    وی ضمن ابراز رضایتمندی از وضعیت آمادگی رزمی و عملیاتی یگان‌های مستقر در منطقه، اظهار کرد: یگان‌های نیروی زمینی ارتش با هوشیاری کامل، دست بر ماشه و آماده پاسخگویی قاطع به هرگونه تهدید احتمالی هستند و تحت فرماندهی فرمانده معظم کل قوا (مدظله‌العالی)، تا آخرین قطره خون از تمامیت ارضی، استقلال و امنیت جمهوری اسلامی ایران دفاع خواهند کرد.

    فرمانده نیروی زمینی ارتش با اشاره به اهمیت تأمین امنیت پایدار در مناطق مرزی و با تاکید بر لزوم حفظ و ارتقای مستمر توان بازدارندگی و آمادگی‌های عملیاتی این نیرو گفت: امنیت مرزهای کشور حاصل تلاش، آمادگی و حضور مقتدرانه نیروهای مسلح است.

    امیر سرتیپ جهانشاهی ضمن قدردانی از تلاش‌ها، ایثار و روحیه جهادی فرماندهان و کارکنان این تیپ در حراست از مرزهای جمهوری اسلامی ایران، آمادگی، انضباط و توان رزمی نیروها را مطلوب ارزیابی کرد و بر استمرار روند ارتقای آمادگی‌های رزمی متناسب با مأموریت‌های محوله تأکید کرد.

    فرمانده نیروی زمینی ارتش در ادامه از بخش‌های مختلف عملیاتی، تجهیزات و توانمندی‌های رزمی تیپ ۷۱ پیاده مکانیزه ابوذر بازدید و آخرین اقدامات و برنامه‌های اجرایی این یگان را مورد ارزیابی قرار داد.