سرمقاله

ساعت صفرحکمرانی !؟ ‪/‬ محمدعلی وکیلی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • تأیید قاطع سهامداران؛ مهر تأیید بر کارنامه مالی ۱۴۰۴ بیمه سرمد
  • منجیل در ترازوی تمدن؛ ارزش‌گذاری ۴.۲ هزار میلیارد تومانی برای بزرگ‌ترین نیروگاه بادی ایران
  • درخشش سرمد در مسیر سودآوری؛/ تحقق سودآوری با جهش چشمگیر ۳۷۰ درصدی سود انباشته
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 61005  |  صفحه ۷ |   |  تاریخ: 06 تی‍ 1405
    معادلات تازه خاورمیانه با تحولات اخیر بررسی شد
    تفاهم تهران و واشنگتن؛ فرصتی برای همگرایی در منطقه

    استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل منطقه با اشاره به اینکه نقش کشورهای منطقه در تفاهم ایران و آمریکا بسیار جدی و تعیین کننده است، توضیح داد: «در این مرحله اگر دولت‌های اسلامی به هم اعتماد کنند و راه مصلحت، آینده نگری و تدبیر را در پیش بگیرند و از افراط، پوپولیسم و شعارزدگی فاصله بگیرند، می‌توانند تفاهمی کارساز در منطقه فراهم کنند که موتور ایجاد سطحی جدید از همبستگی و همکاری اسلامی است.» به گزارش ایرنا، رویدادهای رفته بر منطقه غرب آسیا در چهار ماه گذشته، گرچه با جنگ تحمیل شده علیه ایران، تلخی‌های بسیاری داشت اما واقعیات تازه‌ای را هم در این بخش از جهان برملاکرد که می‌توان آن را بیداری استراتژیک کشورهای منطقه خواند. امیرنشینان جنوب خلیج فارس، عراق، ترکیه، مصر در غرب ایران و پاکستان در شرق کشور، هم از این رویدادها متاثر شدند و هم بر مبنای آن درحال تغییر و تثبیت سیاست‌های خود هستند. جنگ رمضان، گرچه مهمترین واقعیت تحمیل شده بر این کشورها بود اما تفاهمی که در پی آن توسط ایران و آمریکا امضا شد و امکان و احتمال تبدیل آن به توافقی جامع وجود دارد، دیگر واقعیتی است که کشورهای منطقه باید نسبت خود را با آن تعریف کرده و متناظر با این واقعیت، رویکرد خود را نسبت به ایران، آمریکا و رژیم اسرائیل و حتی نسبت به همسایگان دیگر خود بازطراحی کنند و در این بازآرایی، ایران قدرتمند را به عنوان همسایه تاریخی خود پذیرفته و متناسب با این پذیرش رفتار کنند. به منظور بررسی آینده تحولات پساجنگ و نیز نقش و عملکرد کشورهای منطقه در طول جنگ و در مسیر رسیدن به تفاهم، با «سید هادی برهانی» استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل منطقه به گفت‌وگو پرداختیم. همزمان با پیشرفت‌های صورت گرفته در مذاکرات و تفاهم ایران و آمریکا، بسیاری از کشورهای منطقه از این موضوع استقبال کردند و کشورهایی چون قطر و پاکستان هم میانجی این دور از مذارکرات بودند. درباره این رویکرد کشورها پس از جنگ علیه ایران چه تحلیلی می‌توان داشت؟ بسیاری از کشورهای منطقه در جریان بحران اخیر خاورمیانه رویکرد مثبت و سازنده‌ای نسبت به کاهش تنش در منطقه داشتند و تلاش فراوانی کردند که درگیری مخرب میان ایران و آمریکا به نحو مسالمت‌آمیزی حل و فصل شود. در راس این کشورها پاکستان و قطر نقش آفرینی کردند. پاکستان همسایه خوبی برای ایران بوده و مایل است شرایطی در منطقه باشد که این کشور بتواند روابط خوب و سطح بالایی را با هر دو کشور ایران و آمریکا حفظ کند و این امر با وجود جنگ میان دو کشور دشوار است. اکثریت مردم مسلمان پاکستان در این جنگ حامی جمهوری اسلامی ایران و مخالف تجاوز آمریکا به منطقه هستند اما دولتمردان پاکستانی در چارچوب ملاحظات راهبردی رقابت با هند مایل هستند بهترین رابطه را با آمریکای ترامپ برقرار نمایند. نقش آفرینی قطر شکل دیگری دارد. قطر درک راهبردی درست و عمیقی از منطقه دارد و مشکل اصلی منطقه را اسرائیل و سیاست‌های اسرائیلی می‌داند و در این راستا حمله به تاسیسات حیاتی قطر (از سوی جمهوری اسلامی در جریان جنگ اخیر) را از چشم اسرائیل می‌بیند. قطر درک کرده است اسرائیل بزرگترین دشمن صلح و دوستی در منطقه و بزرگترین عامل تفرقه و جنگ میان کشورهای اسلامی بوده و حیات اسرائیل در گرو این مهم است. بر همین اساس قطر با صبر و سکوت از کنار حملات جمهوری اسلامی به منافع آمریکا در خاک خود عبور کرد و نه تنها از ایران دور نشد بلکه نقش فعال و جدی در ایجاد تفاهم واقعی میان ایران و آمریکا بازی کرد. از چشم انداز قطر این رویکرد به خنثی شدن دسیسه صهیونیستی آتش افروزی در جهان اسلام و خلیج فارس کمک می‌کند. قطر می‌داند اگر جنگ ادامه پیدا کند نتیجه اصلی و نهایی این خواهد بود که منطقه در برابر اسرائیل تضعیف خواهد شد. تخریب و تضعیف ایران و قطر و عربستان و سایر کشورهای منطقه همه و همه در نهایت به نفع اسرائیل تمام خواهد شد و این رژیم را در موقعیتی قرار می‌دهد که سیاست‌های ظالمانه و ضداسلامی و ضدعربی خود را به منطقه تحمیل کند. این تفاهم و توافق احتمالی شکل گرفته میان ایران و آمریکا برخلاف دوره‌های پیشین از حمایت کشورهای منطقه به ویژه اعراب هم برخودار است، آیا نگاه مثبت کشورهای منطقه به این تفاهم می‌تواند اجرای آن را تسهیل کند؟ نقش این کشورها چه می تواند باشد؟ در سال‌های اخیر و به ویژه پس از هفت اکتبر، درک و دریافت درستی از سیاست‌های اسرائیل در منطقه به وجود آمده است. کشورهای عربی برای مدتی در دهه نود فکر می کردند مشکل فلسطین از طریق پروسه صلح و راه حل دو دولت قابل حل است. یعنی اگر کشورهای عربی کوتاه بیایند و به بیست درصد از سرزمین تاریخی فلسطین بسنده کنند و حاکمیت اسرائیل بر هشتاد درصد از این سرزمین را بپذیرند و به این شکل دو کشور اسرائیل و فلسطین تشکیل شود، مشکلات منطقه و بحران خاورمیانه پایان می‌یابد و منطقه پس از دهه‌ها می‌تواند رنگ صلح و آرامش را ببیند اما تحولات و اتفاقات دو سه دهه گذشته و به ویژه دو سه سال اخیر نشان داد این افق سرابی بیش نیست. اسرائیل به صلح و دوستی باور ندارد و تنها راه موجودیت و امنیت خود در منطقه را اعمال زور و قدرت و چنگ و دندان می‌داند و در این راه به احدی حتی به آنها که با اسرائیل صلح می‌کنند؛ رحم نمی‌کند. فهمیده‌اند با یک صلح سرهم بندی شده نمی‌توان موتور ضداسلامی و ضدعربی صهیونیسم را که در اعماق این ایدئولوژی نژادپرستانه لانه کرده خنثی نمود. آینده غرب آسیا پس از جنگ تحمیل شده بر ایران و تفاهم امضا شده میان تهران و واشنگتن را چگونه ارزیابی می کنید؟ دولتمردان خاورمیانه پس از جنگ اخیر فرصت کم نظیری برای تامل و چاره اندیشی در مورد این مسئله یافته‌اند. فکر می‌کنم یک دغدغه مهم کشورهای اسلامی و عربی امروز این است که چه کنیم که منطقه و خاورمیانه به بازیچه سیاست‌های اسرائیلی تبدیل نشود. امروز منطقه می‌داند همه در خاورمیانه در خطر هستند. سیاست‌های اسرائیل همه را تهدید می‌کند حتی آن‌ها که با اسرائیل صلح کرده‌اند؛ مانند اردن و مصر. در این شرایط عقل حکم می‌کند همه این کشورها (حتی اگر اختلافات و مشکلاتی با هم دارند) برای مقابله با این تهدید مشترک و خطرناک تشریک مساعی کنند. دست به دست هم دهند و راه نفوذ اسرائیل و سیاست‌های خرابکارانه آن در منطقه را ببندند. تفاهم ایران و آمریکا این فرصت را ایجاد کرده که کشورهای منطقه فکری اساسی برای این مشکل بنیادی کنند. در این مرحله اگر دولت‌های اسلامی به هم اعتماد کنند و راه مصلحت، آینده نگری و تدبیر را در پیش بگیرند و از افراط، پوپولیسم و شعارزدگی فاصله بگیرند می‌توانند تفاهمی کارساز در منطقه فراهم کنند که موتور ایجاد سطحی جدید از همبستگی و همکاری اسلامی است. برای این کار لازم است که کشورهای اسلامی به هم احترام بگذارند و از دخالت در امور داخلی یکدیگر پرهیز کنند. منفی بافی در مورد دولت‌های اسلامی و عربی در قالب شعارهای تند، پرطمطراق و دهن پرکن که تنها خاصیت آن تخریب همبستگی اسلامی است نهایتا به نفع اسرائیل تمام می‌شود. آیا می‌توان تفاهم صورت گرفته میان ایران و آمریکا را آغازی برای شکل‌گیری تفاهم منطقه‌ای هم دانست؟ بله کاملا. زمینه امروز برای چنین تحولی کاملا مهیاست. همچنانکه عرض شد امروز دولتمردان منطقه می‌توانند بهتر از هر زمان دیگری سیاست‌های اسرائیل و تبعات آن در منطقه را ببینند. این امر آنها را در موقعیت جدیدی قرار داده و رویکرد تازه‌ای را پیشنهاد می‌کند. رویکردی که در آن از همه فرصت‌ها و توانائی‌های منطقه برای متوقف کردن سیاست‌های تجاوزکارانه اسرائیل استفاده شود. امروز عربستان درک می‌کند که اسرائیل نه تنها برای ایران بلکه برای این کشور نیز یک خطر جدی است. مصر و اردن هم همین درک را دارند. سایر کشورهای عربی نیز درک مشابهی دارند. امارات و بحرین که درک متفاوتی داشتند بعید است در آن درک دچار شک و تردید نشده باشند. اسرائیل شمشیر را از رو بسته است و دشمنی آن با منطقه آشکارتر از هر زمان دیگری است و جای چندانی برای شک و شبهه باقی نمی ماند. امروز منطقه بهتر از هر زمان دیگری می داند نقطه ضعف کشورهای منطقه تفرقه و اختلاف است و نقطه قوت آن در همکاری و هماهنگی است. تاریخ منطقه به خوبی این واقعیت را نشان می دهد. جنگ‌های داخلی در جهان اسلام مانند جنگ ایران و عراق، عراق و کویت، درگیری‌های داخلی ناشی از بهار عربی و رویارویی محور شیعه و محور سنی در منطقه همه و همه به نفع اسرائیل تمام شده و اسرائیل در چنین فرصت‌هایی توانسته است پیشبرد سیاست‌های خود در منطقه را تسریع و تقویت نماید.