سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
بیتردید یکی از مهمترین زمینههای اعتراضات دیماه، بیش از آنکه صرفاً ریشه در مشکلات اقتصادی داشته باشد، از بحران کارآمدی و فرسایش تدریجی مشروعیت حکمرانی نشأت میگرفت. هر نظام سیاسی زمانی با دشوارترین آزمون خود روبهرو میشود که شهروندان احساس کنند ساختار تصمیمگیری دیگر توان پاسخگویی به مسائل انباشته را ندارد. جنگ چهلروزه، فارغ از همه روایتها و داوریها، یک واقعیت مهم را رقم زد؛ ایجاد نوعی مشروعیت ناشی از اقتدار دفاعی و بازسازی انسجام ملی. در چنین بزنگاههایی، شکافهای اجتماعی موقتاً ترمیم میشوند و جامعه، امنیت ملی را بر بسیاری از اختلافات مقدم میداند. اما تجربه تاریخ نشان میدهد که این سرمایه اجتماعی، همیشگی نیست. فرصتهای پساجنگ، همانند بسیاری از لحظات تاریخی، کوتاه، شکننده و زودگذرند. اگر مجموعه حاکمیت این فرصت را دریابد و به جای بازگشت به الگوهای پیشین، به استقبال الزامات «جمهوری اسلامی جدید» برود، میتوان امیدوار بود که ایران وارد مرحلهای تازه از حکمرانی شود؛ مرحلهای که در آن، کارآمدی جایگزین روزمرگی، و اصلاح نهادی جایگزین اداره پرهزینه شود ایران امروز از ظرفیتهایی برخوردار است که کمتر کشوری بهصورت همزمان از آنها بهره منداست ؛ موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی، تجربه ارزشمند تابآوری اجتماعی، توان مدیریتی در شرایط بحرانی، قدرت بازدارندگی نظامی و سرمایه عظیم انسانی. در کنار همه اینها، خون بهای کودکان میناب و هزاران ایرانی مظلومی که در راه وطن شهیدشدند، مسئولیتی تاریخی بر دوش حاکمان نهاده است؛ مسئولیتی برای ساختن ایرانی که شایسته این هزینه سنگین باشد شاید بتوان گفت تقدیر، فرصتهای بزرگی را در اختیار ایران قرار داده است؛ اما تثبیت این فرصتها تنها با تدبیر ممکن خواهد بود. اگر این ظرفیتها به اصلاح ساختارها، بازآرایی نظام تصمیمگیری و افزایش کیفیت حکمرانی منجر نشود، ممکن است این فرصت تاریخی نیز همچون فرصتهای پیشین از دست برود واقعیت آن است که آنچه امروز حلقه مفقوده حکمرانی ایران به شمار میرود، نه کمبود منابع است و نه فقدان ظرفیتهای ملی؛ بلکه «کارآمدی» است. با فرمان، سازوکار و الگوهای گذشته نمیتوان آیندهای متفاوت ساخت. ایران جدید، نیازمند شیوهای جدید از اداره کشور است نشانههای این واقعیت را حتی در بیرون از مرزها نیز میتوان مشاهده کرد. بخشی از مخالفان خارج از کشور که در سالهای اخیر هویت سیاسی خود را بر نفی کامل ایران رسمی بنا کرده بودند، در بزنگاههای ملی و در مواجهه با نمایش موفقیتآمیز نمایندگان ورزشی ایران، ناگزیر میان پروژه سیاسی و احساس تعلق ملی دچار تعارض شدند؛ تعارضی که نشان میدهد هرگاه کارآمدی و موفقیت ملی به نمایش گذاشته شود، روایتهای مبتنی بر نفی ایران با دشواری بیشتری روبهرو خواهند شد.دراین شبهای ورزشی مردم شاهدبودند بسیاری از آنانکه باپرچم فیک بنای تخریب روحیه بچه های تیم ملی را داشتند تحت تاثیر نمایش خیره کننده تیم ملی مجبور به تشویق ایران میشدند ایران آینده نه با افزایش تنثش، بلکه با اصلاح روندها،اصلاح رویهها و ارتقای کیفیت حکمرانی ساخته خواهد شد. اکنون زمان آن است که از فضای همبستگی پساجنگ برای آغاز اصلاحات ساختاری استفاده شود؛ اصلاحاتی که نه از سر اجبار، بلکه از موضع اقتدار و اعتماد به نفس ملی انجام گیرد. از همین رو، پیشنهاد میشود هرچه سریعتر ستادی ملی برای «احصای الزامات ایران کارآمد» با حضور مدیران اجرایی، اندیشمندان، دانشگاهیان و نمایندگان نهادهای مختلف تشکیل شود تا نقشه راه اصلاح حکمرانی تدوین و با شفافیت در اختیار افکار عمومی قرار گیرد. سرمایه اجتماعی زمانی پایدار خواهد ماند که مردم احساس کنند انسجام ملی تنها در میدان جنگ معنا ندارد، بلکه در میدان اداره کشور نیز به بهبود کیفیت زندگی آنان منجر میشود تجربه ملتها نشان داده است که جنگها گاه سرنوشت کشورها را تغییر میدهند، اما این کیفیت حکمرانی است که تعیین میکند پیروزیها به توسعه تبدیل شوند یا به خاطره های حسرت آورتبدیل گردد