سرمقاله

دگرگونی ارتباطات در معادلات تازه جهان / ژوبین صفاری

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • تأیید قاطع سهامداران؛ مهر تأیید بر کارنامه مالی ۱۴۰۴ بیمه سرمد
  • منجیل در ترازوی تمدن؛ ارزش‌گذاری ۴.۲ هزار میلیارد تومانی برای بزرگ‌ترین نیروگاه بادی ایران
  • درخشش سرمد در مسیر سودآوری؛/ تحقق سودآوری با جهش چشمگیر ۳۷۰ درصدی سود انباشته
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 61135  |  صفحه ۱  |  تاریخ: 08 تی‍ 1405
    دگرگونی ارتباطات در معادلات تازه جهان / ژوبین صفاری

    جهان با شتابی پیش می‌رود که خیلی از الگوهای آشنای ما برای فهم ارتباطات، دیگر به اندازه گذشته کارآمد نیستند. زمانی می‌شد افکار عمومی را با چند فرمول نسبتاً ثابت توضیح داد؛ فرستنده‌ای بود، پیامی بود، رسانه‌ای بود و مخاطبی که پیام را دریافت می‌کرد. این تصویر ساده، سال‌ها مبنای بسیاری از نظریه‌های ارتباطی و حتی سیاست‌گذاری‌های رسانه‌ای بود. اما امروز واقعیت ارتباطات، بسیار پیچیده‌تر، زنده‌تر و پیش‌بینی‌ناپذیرتر شده است. در دنیای امروز، مخاطب فقط دریافت‌کننده پیام نیست. او هم‌زمان تولیدکننده، بازنشرکننده، تفسیرکننده و حتی تغییر‌دهنده پیام است. یک خبر، یک تصویر یا یک موضع، دیگر در همان قالب اولیه باقی نمی‌ماند. وارد شبکه‌ای از بازخوانی‌ها، واکنش‌ها، داوری‌ها و روایت‌های تازه می‌شود و در این مسیر، معنای آن بارها عوض می‌شود. به همین دلیل، بسیاری از نظریه‌های گذشته که بر انتقال یک‌سویه پیام تکیه داشتند، کم‌کم رنگ می‌بازند؛ نه از آن جهت که کاملاً بی‌اعتبار شده‌اند، بلکه چون برای توضیح جهان امروز کافی نیستند. افکار عمومی نیز دیگر آن توده خاموش و یکدستی نیست که بتوان آن را از بالا دید و برایش نسخه واحد پیچید. افکار عمومی امروز، متکثر، سیال و به‌شدت حساس به تجربه زیسته مردم است. مردم فقط به این توجه نمی‌کنند که چه چیزی گفته می‌شود؛ به این هم دقت دارند که چه کسی می‌گوید، از چه جایگاهی می‌گوید، با چه زبانی می‌گوید و آیا میان حرف و عمل او نسبتی وجود دارد یا نه. این تغییر، مناسبات ارتباطی را از اساس دگرگون کرده است. در چنین فضایی، اعتبار مهم‌تر از حجم پیام شده است. تکرار زیاد، همیشه به اقناع منجر نمی‌شود. چه‌بسا پیام‌های پرتعداد، اگر از واقعیت زندگی مردم فاصله داشته باشند، نتیجه معکوس بدهند. در مقابل، یک بیان صادقانه، روشن و همدلانه می‌تواند بسیار اثرگذارتر باشد. ارتباط با افکار عمومی امروز، بیش از هر زمان دیگر به شنیدن نیاز دارد، نه فقط گفتن. نهادها، رسانه‌ها و چهره‌های اثرگذار اگر همچنان بر اساس الگوهای قدیمی فقط در پی ارسال پیام باشند، به‌تدریج از فضای واقعی جامعه عقب می‌مانند. نگارنده در این مقال قصد ندارد به مثال عینی بپردازد اما شاید بتوان نگاه متناقض و متضاد امروز افکار عمومی به تیم ملی فوتبال را در تغییر پارادایم ارتباطی‌ای جستجو کرد که هنوز با مدل‌های قدیمی شکل گرفته و نتوانست افکار عمومی را مانند گذشته با خود همراه کند. آنچه اهمیت دارد تغییری است که باید در نگاه متخصصان ارتباطات برای کمک به افراد و سازمان‌ها رخ دهد.