سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
اسرائیل باردیگر با یک علمیات فریب به دنبال تغییر قواعد بازی در جنگ است. مطرح شدن ترور ترامپ در شرایط فعلی چه اهمیتی دارد و سرنخ این ماجرا از کجا آغاز شده است؟ نتانیاهو میخواهد عملیات فریب انجام دهد یا عملیات پرچم دروغین؟ خبرآنلاین - زهره نوروزپور: این روزها همزمان با افزایش تنشها میان ایران و آمریکا، ادعاهای تازهای نیز از سوی مقامها و رسانههای غربی و اسرائیلی مطرح میشود؛ از جمله ادعای ارتباط ایران با تهدید جان رئیسجمهور آمریکا. ادعاهایی که در صورت صحت، میتواند ابعاد تازهای نه تنها به رویارویی تهران و واشنگتن بدهد بلکه کل منطقه را به آتش بکشد. درباره درستی یا نادرستی این روایتها نمیتوان با قاطعیت اظهارنظر کرد. نه دسترسی به اطلاعات محرمانه نهادهای اطلاعاتی ایران وجود دارد و نه آنچه در اختیار دستگاههای امنیتی آمریکا و اسرائیل است، در دسترس افکار عمومی قرار دارد. اما مرور زنجیره حوادث از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون نشان میدهد منطقه قدمبهقدم به نقطهای رسیده که اکنون در آن قرار دارد؛ نقطهای که بسیاری آن را خطرناکترین مرحله رویارویی ایران، اسرائیل و آمریکا در سالهای اخیر میدانند. از سوی دیگر شرایط داخلی اسرائیل نیز بر پیچیدگی این معادله افزوده است. بنیامین نتانیاهو در آستانه انتخاباتی قرار دارد که نتیجه آن میتواند آینده سیاسی او را تعیین کند. مخالفان او معتقدند شکست در انتخابات، پروندههای قضایی و اتهامات فساد را دوباره به جریان خواهد انداخت. از همین رو، برخی تحلیلگران ادامه بحران و حفظ فضای امنیتی را در راستای منافع سیاسی دولت نتانیاهو ارزیابی میکنند؛ فضایی که در آن، جنگ روایتها، عملیات روانی و انتشار ادعاهای متقابل نیز به اندازه تحولات میدانی اهمیت پیدا کرده است. حال اگر فراتر برویم به نظر میرسد وقایع امروز نه در ۷ اکتبر بلکه در اردیبهشت ۹۷ رقم خورد زمانی که ترامپ با یک امضا از برجام خارج شد. به وقت واشنگتن؛۸ مه ۲۰۱۸ اگر قرار باشد نقطه آغاز سیاست «فشار حداکثری» دولت اول دونالد ترامپ علیه ایران را در یک تاریخ خلاصه کنیم، باید به ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ بازگردیم؛ روزی که مایک پمپئو، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، کمتر از دو هفته پس از خروج واشنگتن از برجام، پشت تریبون بنیاد هریتیج ایستاد و از راهبرد تازه دولت ترامپ رونمایی کرد. او در آن سخنرانی، ۱۲ شرط را برای مذاکره با ایران اعلام کرد؛ شروطی که از توقف کامل غنیسازی و برنامه موشکی تا پایان حمایت تهران از گروههای همپیمان خود در منطقه را در بر میگرفت. در تهران، این شروط نه بهعنوان پیشنیاز یک توافق، بلکه بهمثابه درخواست برای تغییر بنیادین نظام سیاسی در ایران تعبیر شد. از همان زمان، بسیاری از تحلیلگران این پرسش را مطرح کردند که آیا هدف واشنگتن، تغییر رفتار ایران است یا تغییر موازنه قدرت در منطقه. تنشها در ماههای بعد، یکی پس از دیگری افزایش یافت؛ تحریمهای اقتصادی گستردهتر شد، صادرات نفت ایران هدف قرار گرفت و منطقه شاهد سلسلهای از بحرانهای امنیتی بود. اما اوج این رویارویی، بامداد ۱۳ دی ۱۳۹۸ رقم خورد؛ زمانی که ایالات متحده در حملهای پهپادی در نزدیکی فرودگاه بغداد، سردار سپهبد قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، را ترور کرد. تنها یک روز بعد، دونالد ترامپ در پیامی در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که آمریکا ۵۲ هدف را در ایران شناسایی کرده است؛ عددی که به گفته او، اشارهای نمادین به ۵۲ گروگان آمریکایی در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۳۵۸ بود. او هشدار داد که اگر ایران در پاسخ به ترور سلیمانی به منافع آمریکا حمله کند، این اهداف «بسیار سریع و بسیار شدید» مورد حمله قرار خواهند گرفت. آن روزها، بسیاری تصور میکردند دو کشور در آستانه یک جنگ تمامعیار قرار گرفتهاند؛ جنگی که با حمله موشکی ایران به پایگاه عینالاسد و سپس عقبنشینی دو طرف از تشدید بیشتر درگیری، فعلاً متوقف شد. اما امروز، با مرور این زنجیره از وقایع، روشنتر از گذشته میتوان دید که تنشهای سالهای اخیر، حاصل یک بحران مقطعی نبود؛ بلکه حلقههایی از زنجیرهای بودند که از خروج آمریکا از برجام و اعلام ۱۲ شرط پمپئو آغاز شد و سالها بعد، در جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، به مرحلهای کمسابقه از تقابل مستقیم رسید و از این تقابل مستقیم به یک جنگ بی رحمانه روایتها رسیده است. به وقت سحرگاه ۷ اکتبر.... بامداد ۷ اکتبر ۲۰۲۳، عملیات گسترده حماس علیه اسرائیل، معادلات امنیتی منطقه را وارد مرحلهای تازه کرد؛ عملیاتی که بسیاری آن را نقطه آغاز دور جدید درگیریهایی میدانند که دامنه آن بهتدریج از غزه فراتر رفت و بازیگران دیگری را نیز وارد میدان کرد. این عملیات با شلیک هزاران راکت به سمت شهرهای اسرائیل آغاز شد و همزمان نیروهای حماس با عبور از موانع مرزی وارد جنوب اسرائیل شدند. در ادامه، آنها چندین پایگاه نظامی و شهرکهای اطراف نوار غزه را هدف قرار دادند. در جریان این حمله، درگیریها به مناطق مختلف جنوب اسرائیل کشیده شد و بر اساس آمار منتشرشده از سوی مقامهای اسرائیلی، یکهزار و ۱۳۹ نفر، شامل نظامیان و غیرنظامیان، کشتهشدند. همچنین حدود ۲۵۰ نظامی و غیرنظامی اسرائیلی نیز به اسارت درآمده و به نوار غزه منتقل شدند؛ موضوعی که بعدها به یکی از مهمترین محورهای مذاکرات و تحولات جنگ تبدیل شد. از نگاه بسیاری از ناظران، هفتم اکتبر تنها یک عملیات نظامی نبود؛ بلکه نقطه آغاز زنجیرهای از تحولات بود که در ماههای بعد، دامنه آن از غزه به لبنان، سوریه، عراق، یمن و در نهایت ایران کشیده شد. به وقت ۱ آوریل .... کمتر از شش ماه پس از عملیات ۷ اکتبر، رویارویی ایران و اسرائیل وارد مرحلهای بیسابقه شد. روز ۱۳ فروردین ۱۴۰۳ (اول آوریل ۲۰۲۴)، اسرائیل ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در دمشق را هدف حمله هوایی قرار داد؛ حملهای که به شهادت سردار محمدرضا زاهدی، از فرماندهان ارشد نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مسئول پرونده سوریه و لبنان، انجامید. بر اساس گزارشها، ساختمان کنسولگری ایران با چند موشک هدف قرار گرفت. حسین اکبری، سفیر وقت ایران در سوریه، اعلام کرد در این حمله بین پنج تا هفت نفر به شهادت رسیدند. رسانههای سوری نیز از تخریب گسترده ساختمان کنسولگری و خسارت به ساختمانهای اطراف خبر دادند. شهادت سردار زاهدی از آن جهت اهمیت ویژهای داشت که او عالیرتبهترین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که پس از شهادت سپهبد قاسم سلیمانی به شهادت رسید. حمله به کنسولگری ایران، نقطه عطف دیگری در این رویارویی بود؛ چرا که جمهوری اسلامی در پاسخ به این حمله، ایران عملیات «وعده صادق ۱» را اجرا کرد... به وقت سحرگاه ۳۱ ژوئیه ... اگر هفتم اکتبر آغازگر فصل تازهای از بحران برای اسرائیل بود، برای تهران شاید بتوان نقطه عطف اصلی را سحرگاه ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴، برابر با ۱۰ مرداد ۱۴۰۳ دانست؛ روزی که دامنه رویارویی مستقیم، برای نخستین بار به قلب پایتخت ایران کشیده شد. بامداد آن روز، اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، که برای شرکت در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به تهران سفر کرده بود، در محل اقامت خود به شهادت رسید. شهید هنیه تنها چند ساعت پیش از آن با رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید علی خامنهای، دیدار کرده بود. او پس از پایان مراسم تحلیف به محل اقامت خود بازگشت، اما بامداد روز بعد این محل هدف حمله قرار گرفت و وی به همراه یکی از محافظانش، وسیم ابوشعبان، به شهادت رسید. شهادت اسماعیل هنیه در تهران، تنها ترور یکی از رهبران حماس نبود؛ این حادثه نشان داد دامنه تقابل ایران و اسرائیل وارد مرحلهای تازه شده و رویارویی دو طرف دیگر محدود به غزه، لبنان یا سوریه نیست، بلکه به داخل خاک ایران نیز کشیده شده است؛ تحولی که واکنشهای گستردهای در منطقه و جهان به دنبال داشت و فصل جدیدی از تنشها را رقم زد. و ایران عملیات وعده صادق ۲ را اجرا کرد... به وقت واشنگتن؛ وقتی پیجرها از بیروت به کاخ سفید رسید کمتر از پنج ماه پس از عملیات انفجار پیجرها در لبنان، بنیامین نتانیاهو در نخستین سفر خود به واشنگتن پس از آغاز دومین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، در ۴ فوریه ۲۰۲۵ (۱۶ بهمن ۱۴۰۳) در کاخ سفید با رئیسجمهور آمریکا دیدار کرد. در این دیدار، نخستوزیر اسرائیل هدیهای غیرمعمول به ترامپ داد؛ یک پیجر طلایی که دفتر نتانیاهو اعلام کرد یادبودی از عملیات پیجرها علیه حزبالله لبنان است و آن را «نقطه عطفی در جنگ» توصیف کرد. روی این هدیه عبارت «Press with both hands» (با هر دو دست دکمه را فشار دهید) حک شده بود. در این دیدار، نخستوزیر اسرائیل هدیهای غیرمعمول به رئیسجمهور آمریکا داد؛ یک پیجر طلایی که به گفته رسانهها، یادبودی از عملیات انفجار پیجرها علیه حزبالله لبنان بود؛ عملیاتی که از نگاه اسرائیل یکی از موفقترین عملیاتهای اطلاعاتی این رژیم به شمار میرفت. اما همین هدیه، خیلی زود به موضوعی بحثبرانگیز در میان تحلیلگران تبدیل شد. برخی ناظران معتقدند انتخاب یک پیجر بهعنوان هدیه، صرفاً یک یادبود تشریفاتی نبود، بلکه حامل پیامی سیاسی نیز بود؛ پیامی که با توجه به نقش پیجرها در یکی از پیچیدهترین عملیاتهای اطلاعاتی اسرائیل، میتوانست معانی فراتری از یک هدیه دیپلماتیک داشته باشد. حتی برخی تحلیلگران پا را فراتر گذاشته و این اقدام را نوعی نمایش قدرت یا پیام غیرمستقیم به ترامپ یا حتی تهدید جانی او تعبیر کردند. آنها به نوشته روی این هدیه اشاره میکنند؛ عبارتی که به گفته این تحلیلگران روی آن حک شده بود: «با هر دو دست دکمه را فشار دهید.» در همین چارچوب، فرضیه دیگری نیز در میان برخی تحلیلگران مطرح شده است؛ فرضیهای که البته هیچ سند مستقلی برای اثبات آن وجود ندارد. اینکه بر اساس این دیدگاه، نتانیاهو، با دادن پیجر طلایی به ترامپ، خیلی صریح و واضح او را تهدید کرد. اگر در جنگ با ایران همراه نشوی احتمالا باید این دکمه را فشار دهی! حالا امروز مساله سر این است که اگر دونالد ترامپ به این جمعبندی برسد که اسرائیل با ارائه ارزیابیهای نادرست یا بزرگنمایی توان عملیاتی خود، آمریکا را به سمت رویارویی مستقیم با ایران سوق داده است، ممکن است در مقطعی از ادامه همراهی بیقید و شرط با دولت نتانیاهو فاصله بگیرد. این تحولات در شرایطی رخ داد که همزمان با انتشار گزارشهایی در رسانههای آمریکایی درباره ادعای تلاش ایران برای ترور دونالد ترامپ، مقامهای اطلاعاتی آمریکا از هرگونه اظهارنظر رسمی درباره این ادعاها خودداری کردند. از سوی دیگر، برخی رسانههای آمریکایی از شکلگیری تردیدهایی در واشنگتن نسبت به بخشی از اطلاعات و ارزیابیهای ارائهشده از سوی اسرائیل خبر دادند؛ موضوعی که به باور برخی ناظران، میتواند بر نحوه تصمیمگیری دولت آمریکا در قبال تحولات اخیر نیز اثرگذار باشد. طرفداران این فرضیه معتقدند اگر ترامپ احساس کند منافع آمریکا در این روند قربانی اهداف سیاسی دولت اسرائیل شده است، روابط شخصی او با نتانیاهو نیز ممکن است دستخوش تغییر شود. با این حال، تاکنون هیچ مدرک معتبری که نشان دهد چنین تغییری در سیاست آمریکا رخ داده یا تصمیمی در این زمینه اتخاذ شده است، منتشر نشده و این تحلیلها همچنان در حد گمانهزنیهای سیاسی باقی ماندهاند. آنچه مسلم است، هدیهای که قرار بود نمادی از همکاری دو متحد باشد، به سوژهای برای تفسیرهای گوناگون تبدیل شد؛ تفسیرهایی که هر کدام تلاش میکنند بخشی از روابط پیچیده و پرتنش میان واشنگتن، تلآویو و تهران را توضیح دهند.