کد خبر: 6826 | صفحه آخر | تاریخ: 27 اس 1401
«سبزه» سین ناجور هفتسین است؟
«سبزه» یکی از سینهای مهم سفره نوروز بوده که بر اساس اسناد تاریخی، نماد باروری و جاودانگی است، اما به تازگی موضوعی درباره ماهیت این سین نوروزی مطرح شده است مبنی بر اینکه رویاندن و رها کردن سبزه به محیط زیست و طبیعت آسیب میرساند و بهتر است کاشتن نهال جایگزینِ آن شود.
به گزارش ایسنا، «نوروز» یکی از جشنهای ایران باستان است که مشترک با ۱۱ کشور دیگر در فهرست «میراث ناملموس» یونسکو به ثبت جهانی رسیده است. یکی از برجستهترین آیینها و آداب نوروزی، برپایی سفره نوروز است که بخش جداییناپذیر این جشن جهانی به شمار میآید و هر کدام از نمادهای این سفره یا «سینها» بیانگر درک و شناخت ایرانیها از جهان هستی و طبیعت بوده است.
در حالیکه برخی معتقدند ایرانیان در گذشته «هفت شین» داشتهاند و پس از بر افتادن ساسانیان به «هفت سین» تبدیل شده است، چند سالی هم هست که شماری از مردم به دلیل آنچه «پاسداری از زیستبوم (محیط زیست)» مطرح میکنند در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی با چیدن برخی از اقلام در سفره «هفت سین» مخالفت میکنند، بر این اساس با توجیه «هدر رفتن آب و مصرف گندم» خواستار برچیده شدن «سبزه» از سفره نوروزی شده و از مخاطبان خود میخواهند که کاشت نهال را جایگزین «سبزه» کنند. از همین رو، سیاوش آریا ـ پژوهشگر و فعال میراثفرنگی ـ در گفتوگوهایی با یک کارشناس و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران و همچنین یک زبانشناس و یک استادیار محیط زیست دانشگاه و پژوهشگر فرهنگی و ژئوپلیتیک، به بررسی جایگاه تاریخی، قدمت و فلسفه «سبزه» در سفره هفتسین پرداخته که در ادامه، بخشهایی از این گفتوگوها را میخوانیم:
احمد نوری ـ ایرانشناس و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران ـ در این پژوهش درباره حذف سبزه از سفره هفتسین گفته است: سبزه نوروز افزون بر اینکه نماد کشاورزی و باغداری و زندگی است، نماد جاودانگی و بیمرگی (اَمُرداد) نیز به شمار میآید. رنگ سبز و گیاهان همواره سبز، همانند سَرو در ایران نماد جاودانگی و زندگی است. برای همین ایرانیان باور داشتند و دارند که با کاشتن سبزه از زندگی و جاودانگی و دیر زیوی بهرهمند خواهند شد و این سبزه برایشان خوش روزی و فُزونی (برکت) و شادمانی خواهد آورد. از سویی دیگر، از دیرباز هر خانواده ایرانی حداکثر به اندازه یک بار مصرف خوراکی خود، به انداختن سبزه میپردازد؛ آن هم یک بار در سال. این کار نیز، نه به اقتصاد خانواده و کشور و نه به فرآوردههای کشاورزی زیانی نمیرساند. برای نمونه شما در سال یک وعده خوراکی خود را بیشتر بخورید و یا بیشتر بپزید و به دیگران بدهید، آن هم تنها از حبوبات.
او همچنین معتقد است: هر سبزه در هر خانواده حداکثر یک لیوان یا یک پیاله آب در روز، بیشتر مصرف ندارد که در یک ماه، حدود سی پیاله یا لیوان میشود. برای مردمانی که باید روزی حداقل هشت لیوان آب برای آشامیدن (جدا از مصارف جانبی شستوشو و پخت و پز و ...) مصرف کنند، یک لیوان آب در کنار آن، چیزی به شمار نمیآید و جزو مصرفهای روزانه است. پس کاشت سبزه نیز حتا در اندازۀ کلان یک جامعه چند میلیونی ایرانی که روزی میلیونها لیتر تنها صرف شستن خودروها و لوازمشان میکنند، هیچ به شمار میآید. پس این حساسیت نشان دادن به این گونه مصرف، یعنی کاشت سبزه، اندیشه و آرمانی دور از اسراف و زیادهروی دارد. اگر بنا باشد به گونه مصرف آب و فراوردههای کشاورزی و یا همانند اینها خورده گرفت و نکته سنجی کرد، بسیار موارد غیر نیاز و بایستهای از اصراف و ریختوپاشهای بیهوده دیگر در این سرزمین روی میدهد که نه تنها نمادین و آیینی نیستند، بلکه به ساختار فرهنگی و ملی نیز آسیب میرسانند و باید از آنها پیشگیری کرد که کسی حتا در اندیشۀ آن هم نیست، چه رسد به این که بخواهد دربارهاش گفتوگو کند.