سرمقاله

ضرورت بازاندیشی و بازکنشی در پنداشت ها و کنش ها

محمدعلی نویدی

«مدام می گوییم فوتبال ناپاک؛ من فقط می خواهم بپرسم که دیگر جاهای ما پاک است که توقع پاکی فوتبال را داشته باشیم؟ باید همه چیزمان به هم بیاید.»
این جملاتی بود که مرحوم ناصر حجازی در روزهای آخر عمرش گفت تا این اسطوره فوتبال را در آستانه مرگ، ممنوع‌التصویر کند و امروز همان صدا و سیما به واسطه تغییر دولت بانگ بلند فساد (دولتی) را به تناوب در برنامه‌های خود مطرح می‌کند. حالا اما بیش از هر زمان دیگر هم‌آمیزی مفاهیمی چون فساد، در فوتبال و اقتصاد عینی تر شده است. فوتبال به عنوان یک رویداد اجتماعی مهم با سپهر سیاست عجین شده است و در یک روند تاریخی چند دهه ای متاثر از تحولات سیاسی کشور مقیاسی کوچکی از یک کل شده است. چنانچه روزی که محمد دادکان فدراسیون فوتبال را با بیش از 5 میلیارد تومان درآمد بدون دریافت کمک از هیچ نهاد دولتی تحویل دولت نهم داد، او را بدون ترس از جریمه فیفا عزل کردند تا انتصابِ سلیقه ای شان حال روز فوتبال را از هر زمان دیگر دچار آشفتگی کند. فوتبالی که با تزریق پول چنان در پیچ در پیچ ساختار مشکل‌دار خود، فساد ایجاد کرد که امروز مانند فساد در اقتصاد نمی‌توان با ممنوع التصویر کردن افراد، درباره اش سخن نگفت. روند فوتبال کشور اما قرار بود مانند اقتصاد( و البته سایر مطالبات مردم) با شروع دولت یازدهم تغییر کند. امید مردم بازگشت به روند رو به بهبود دولت هشتم گره خورده بود اما تغییرات چه در عرصه سیاست و اقتصاد و چه در زمین فوتبال تنها با چند دستور از روند رو به انحطاطش باز ماند. اقتصاد کشور مانند تیمی که فقط کلین‌شیت را بلد باشد از مسیر سقوط باز ماند اما گلی نزد. چنانچه مسیر رشد تورم متوقف شد اما گلی تازه در اقتصاد کاشته نشد. پیکره دفاعی این تدبیر، مانند مربی‌ای که نمی‌تواند تا ابد با سیستم دفاعی نتیجه بگیرد (چنانچه یونان با این روش تنها یک بار طعم افتخار آفرینی را چشید) از هم پاشید. بازار ارز و سکه که با این تدبیر دفاعی آرام شده بودند باز هم راه نفوذ به دروازه اقتصاد را پیدا کرد، فساد از سپهر سیاسی و اقتصادی کشور رخت بر نبست و فوتبال‌مان هنوز نتوانسته امیدوار باشد که از دل کلین شیت های خود در مقدماتی جام جهانی، آینده پایداری برای افتخار آفرینی در عرصه های جهانی داشته باشد. گو اینکه شخص کاربلدی مانند کی روش هم در این ساختار پر ایراد، راه های نفوذ بهره شخصی را پیدا می‌کند تا از کنار این ناکارآمدی سود بیشتری نصیب خود کند. با این همه می دانیم که اگر ساختار فوتبال ایران درست نشد اما حضور چند آدم کار بلد در عرصه ملی و باشگاهی اثر خود را گذاشت. اما برای قرار گرفتن در مسیر پیشرفت، به تصمیم های مقطعی نیاز نداریم. شاید لازم باشد تا کسی مانند محمد دادکان بیاید که گفت «اگر بیایم یک سال این فوتبال را تعطیل می کنم» حالا انگار یک سال باید همه چیز تعطیل شود تا از دل این ویرانه ها، ساختار تازه ای بر پا شود. اقتصاد و فوتبال حالا در چنبره یک مرداب تاریخی گرفتار شده است. هر کدام در یک مسیر دفاعی منتظر کنش حریف برای واکنش هستند، اما باید یادمان باشد ورزش گاهی در تاریخ معجزه کرده است، چنانچه در آفریقای جنوبی مسابقات کریکت، با تدبیر ماندلا پیوند سیاه و سفید و همبستگی ملی را ایجاد کرد. فوتبال یک رویداد اجتماعی مهم است که حالا در آستانه دربی دو تیم پایتخت، خواب را از چشم هواداران با امید برد تیم محبوب شان گرفته است . فوتبال را جدی بگیریم و درس‌های آن را برای اقتصاد و سیاست به کار ببندیم. دربی جای احتیاط نیست، بازی قشنگ نفس تماشاگران را تازه می‌کند همان طور که بازی هجومی در اقتصاد و سیاست می تواند امید مردم را به ادامه راه تازه تر کند. زمان کلین شیت گذشته، باید به فکر گل زنی بود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام