سرمقاله

ضرورت بازاندیشی و بازکنشی در پنداشت ها و کنش ها

محمدعلی نویدی

فاطمه رنج‌اندیش
نیل دراکمن نویسنده بازی معروف آخرین بازمانده (The LasOf Us Remastered) در مصاحبه اخیرش با IGN گفته است با وجود اینکه خودش فیلمنامه اقتباس سینمایی از این بازی را نوشته و تحویل داده است، اصلا علاقه ندارد که این فیلم ساخته شود و بایگانی شدنش را ترجیح می‌دهد. البته این تصمیم دراکمن می‌تواند درست باشد چراکه هیچ‌گاه فیلم‌های ساخته شده از گیم‌ها در سینما اثر موفقی نشده‌اند. این در حالی است که اقتباس یا الهامات از بازی می‌تواند به ساخت فیلمی جذاب و تاثیرگذار انجامد، حتی اگر الهامات از بازی‌ها به ناخودآگاه فیلمساز رسوخ کرده باشد. به عنوان نمونه فیلم‌هایی نظیر «بیبی راننده» با اقتباس از «جی‌تی‌آی»، «چیزهای عجیب» با اقتباس از «ماورا: دو روح» و ...
امتیاز مردم و منتقدان به فیلم‌هایی که از بازی کپی شدند
تا به حال 40 فیلم بر اساس بازی‌های رایانه‌ای ساخته شده‌اند که به ترتیب به این شرح است: «سوپر ماریو» در سال 1993، «اژدهای دوقلو» در سال 1994، «جنگنده خیابانی» در سال 1994، «کومات مرگ» در سال 1995، «کومات مرگ: نابودی» در سال 1997، «فرمانده جنگ» در سال 1999، «لارا کرافت: مهاجم مقبره در سال 2001، «اقامتگاه شیطان» در سال 2002، «لارا کرافت مهاجم مقبره: گهواره زندگی» در سال 2003، «خانه مرده» در سال 2003، «اقامتگاه شیطان: کتاب مکاشفات یوحنا» در سال 2004، «تنها در تاریکی» در سال 2005، «حکم» در سال 2005، «بلاد رین» در سال 2006، «تپه خاموش» در سال 2006، «زنده یا مرده» در سال 2006، «پستی» در سال 2007، «اقامتگاه شیطان: انقراض» در سال 2007، «هیتمن» در سال 2007، «به نام پادشاه: یک محاصره دروازه زندان» در سال 2008، «به شدت متفاوت» در سال 2008، «مکس پاین» در سال 2008، «جنگنده خیابانی: افسانه چون لی» در سال 2009، «هیت‌من» در سال 2007، «شاهزاده ایرانی: شن‌های زمان» در سال 2010، «تیکن» در سال 2010، «رزیدنت اویل : پس از مرگ» در سال 2010، «اقامتگاه شیطان: مجازات» در سال 2012، «تپه خاموش: مکاشفه» در سال 2010، «نیاز به سرعت» در سال 2014، «هیت‌من: عامل 47» در سال 2015، «وارکرفت» در سال 2016، «فرقه اساسین» در سال 2016، «اقامتگاه شیطان: فصل آخر» در سال 2016، «مهاجم مقبره» در سال 2018، «داد و بیداد» در سال 2018، «سلسله جنگجویان» در سال 2018، «کارآگاه پیکاچو» در سال 2019، «کمیته امداد» در سال 2016 و «صدای جیر جیر» در سال 2019». نکته جالبی که از آمار این فیلم‌ها به دست آمده نشان می‌دهد که نظرات مردمی که در سایت Rottem Tomatoes منتشر شده از 36 درصد بالاتر نیست. همچنین نظر منتقدان هم فرق چندانی ندارد و بیشترین امتیاز 41 درصد است که به فیلم «اقامتگاه شیطان: فصل آخر» تعلق گرفته است. بنابراین به نظر می‌رسد نظر نیل دراکمن پر بیراه نبوده است.
در همین راستا با دو نفر از صاحب‌نظران این حوزه دلایل ضعیف بودن این سبک از فیلم‌ها به نسبت بازی‌هایی که از آن‌ها الگوبرداری شده است، گفت‌و‌گو کردیم.
کارگردان فیلم، درگیر بازی نبوده است
سهیل دانش اشراقی طراح بازی‌های رایانه‌ای درباره علت محبوب نبودن فیلم‌هایی که از روی بازی‌ها ساخته می‌شود، توضیح می‌دهد: «در مواقعی یک بازی جایگاه خاصی در میان مخاطبان دارد، فیلمی ساخته می‌شود که به اسم بازی بفروشد. به شخصه تماشای این فیلم‌ها برایم جذابیت ندارد. به عنوان مثال «فرقه اساسین» را بازی کردم اما فیلمی که ساخته شد را دوست نداشتم. معتقدم بازی تجربه متفاوتی است. به همین دلیل توقع بیشتری از فیلم آن داشتم. به نظرم کسی که فیلم را می‌سازد به احتمال 90 درصد اصلا بازی را انجام نداده و درگیر آن نبوده است. فقط به دعوت کمپانی و شرکت سازنده، کارگردانی را به عهده گرفته است. در حالی که تا وقتی از ابتدا تا انتهای بازی را انجام نداده باشد، حس و حال آن را درک نمی کند که به مخاطب منتقل کند.»
او ادامه می‌دهد: «بعضی از بازی‌ها نظیر «فرقه اساسین»، «جی تی آی» و ... به دلیل اینکه قصه‌گو و سینمایی هستند، جای شخصیت پردازی دارند و مانند بازی‌های موبایلی نیستند. بنابراین فیلم شان می‌تواند به حس و حال بازی نزدیک شود. البته انتخاب بازیگر و فیلمنامه اهمیت زیادی دارد که مخاطب بتوانند جای کاراکترهای بازی قبولدشان کند.»
اشراقی درباره استفاده از بازیگران معروف در بازی‌های رایانه‌ای توضیح می‌دهد: «بازی خوب، می فروشد و ارتباطی به بازیگر ندارد. خیلی کم پیش می‌آید که در بازی‌های بزرگ از بازیگران معروف استفاده کنند. مگر اینکه فیلمی ساخته شود و بر اساس آن بازی را بسازند. در این موارد مجبورند بازیگر را اسکن کنند و عین به عین از آن شخصیت استفاده شود.»
او در ادامه به امتیاز پایینی که منتقدان به این فیلم‌ها برای خشن بودن صحنه‌ها می‌دهند، اشاره کرده و بیان می‌کند: «تکلیف بازی مشخص است و مخاطب خاص‌تری را به نسبت سینما دارد اما در سینما خانواده‌ها با هم می‌روند و مخاطب گسترده‌تری دارد. بنابراین فیلم‌های خشن با الگوبرداری از بازی‌ها مورد استقبال مخاطب عام قرار نمی‌گیرد.»
ساخت فیلم بخشی از صنعت سرگرمی آمریکا است
امیر رضا معتمدی بنیان‌گذار جلوه‌های ویژه بصری در ایران درباره استقبال مخاطبان از فیلم‌هایی که بر اساس بازی ساخته شدند، توضیح می‌دهد: «هر ایده‌ای وقتی نو است، جذابیت دارد، زمانی که تکرار می‌شود از جذابیتش کم می‌شود. در یک بازی ایده جدیدی پیاده می‌شود که روش داستان‌گویی آن با فیلم سینمایی متفاوت است. مخاطبان بازی کسانی هستند که از قصه‌های تعاملی لذت می‌برند. یعنی با توجه به کلیات قصه دوست دارند روند داستان را با سرعت خودشان حرکت دهند. این افراد وقتی همان قصه را به صورت فیلم می‌بییند چندان مورد استقبال شان قرار نمی‌گیرد. احساسی که نسبت به بازی داشتند دیگر در فیلم نمی‌بینند. همچنین هر ایده‌ای متناسب با فرم مشخصی طراحی می‌شود. ایده‌ای که از اول برای بازی بوده است در قالب فیلم دچار خلاءهایی می‌شود. مگر اینکه از فیلمساز حرفه‌ای استفاده شود که بازی و فیلم فقط از نظر اسم به هم شباهت دارند.»
معتمدی از دیدگاه اقتصادی کمپانی‌های معروف برای سرمایه‌گذاری در این فیلم‌هااینگونه توضیح می‌دهد: «فیلمسازی در ایران با آمریکا متفاوت است. در هالیوود فیلمسازی بخشی از یک صنعت بزرگ سرگرمی است. وقتی یک شرکت فضاها، مدل‌ها، انیمیت‌ها و ... را برای یک بازی طراحی کرده است، هزینه زیادی برای تبدیل کردنش به فیلم نیاز ندارد. در نتیجه این هزینه مضاعف را بر عهده می‌گیرند تا از پکیج نهایی سود ببرند.
در واقع در مقطعی از زمان بازار را تحت پوشش تبلیغاتی خودشان قرار می‌دهند. به عنوان مثال من مخاطب بازی نیستم اما هر جایی می‌روم از وب‌سایت‌ها تا آنونس‌های پیش از اکران فیلم تبلیغات بازی را می‌بینم. حال اگر مخاطب کم سن باشد، جذب اسباب‌بازی، تیشرت و ... آن بازی می‌شود و اگر نه به برای تماشای فیلم کنجکاو می‌شود. این پکیج‌ها در صنعت فیلمسازی آمریکا کاملا مشهود است. بنابراین وقتی با صنعت سینمای ایران مقایسه کنیم، توجیه اقتصادی ندارد که فیلمی در گیشه شکست بخورد و همچنان به ساخت انواعش ادامه دهیم. در حالی که برای آن‌ها حکم تبیلغات دارد.»


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام