سرمقاله

تکلیف را مشخص کنید

سید حامد مرندی

توسعه فرهنگی با دست‌های خالی
فاطمه امین‌الرعایا
آفتاب تند بر کپرهای منطقه می‌تابد، هوای داغ و خشک شرایط را برای ساکنان سخت کرده است. دغدغه اولیه افراد برطرف کردن نیازهای اولیه است. در چنین شرایطی حرف از کتاب خریدن و کتابخوانی شاید خنده‌دار به نظر برسد. این جمله کلیشه‌ای را بسیار شنیده‌ایم که «کتاب غذای روح است»، پس همان‌طور که غذا خوردن، لباس‌ پوشیدن و برطرف کردن نیازهای اولیه جسمانی اهمیت دارد، رسیدگی به آنچه روح را پربار می‌کند مهم است. حالا در شرایطی که افراد توانایی تامین نیازهای فرهنگی خود را ندارد، چه باید کرد؟ اینجا است که سازمان‌های دولتی و نهادهای مردمی باید به یاری هم این مشکلات را برطرف کنند. یکی از ماهنامه‌های تخصصی کودک تصمیم گرفته تا در راستای مسئولیت اجتماعی خود، با راه‌اندازی کمپینی 2500 جلد کتاب برای کودکان کپرنشین سیستان و بلوچستان ارسال کند. اما سوال این است که آیا موسسه‌های مردم‌‌نهاد و به طور کلی NGOها به تنهایی می‌توانند در جهت کاهش کمبودها در این زمینه به موفقیت دست پیدا کنند؟
به تازگی خبری منتشر شد که بر طبق آن ماهنامه قلک که اولین ماهنامه آموزش مهارت‌های اقتصادی به کودکان است تصمیم گرفته تا در راستای مسئولیت اجتماعی خود و در حوزه تخصصی کودکان تصمیم به راه‌اندازی کمپینی گرفته است که با جمع‌آوری کمک‌های مردمی و استفاده از پتانسیل‌های خود 2500 جلد کتاب برای کودکان کپرنشین سیستان و بلوچستان ارسال کند. این مجموعه در گذشته به عنوان حامی «انجمن حامی» در برگزاری جشنواره «مداد رنگی» با هدف تامین لوازم‌التحریر دانش‌آموزان مناطق محروم بوده است و با اجرای کمپین‌هایی مانند «مجله_خوان_کوچک» و «فقط_یک_دقیقه_بیشتر» تلاش کرده تا زبان معیار و مهارت خواندن بیش از 3000 کودک را تقویت کند.
دولت و مردم در کنار هم اثر گذارند، نه به تنهایی
تا به حال حرکت‌های مشابه بسیاری در راستای ترویج کتاب و کتابخوانی در مناطق محروم توسط نهادهای دولتی و مردمی صورت گرفته است. گرچه هدف از این اقدامات بالا رفتن سطح فرهنگ و ارتقای فرهنگ ذکر می‌شود اما آیا این هدف به تنهایی کافی است؟ حسین ایمانی، جامعه‌شناس و رئیس سابق موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، در این رابطه به «ابتکار» می‌گوید: بهترین حالت برای چنین اقداماتی این است که به صورت مشارکتی بین نهادهای دولتی و مردمی صورت بگیرد. یعنی دستگاه‌های دولتی که بودجه، منابع و امکانات کافی در اختیار دارند با همکاری سازمان‌های جامعه مدنی مثل NGOها، مجلات و نظیر این‌ها برنامه‌ها را جلو ببرند. وگرنه NGOها به تنهایی نمی‌تواند اثرگذار باشد. سازمان‌ها و نهادهایی مثل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پیش از انقلاب برای همین منظور تاسیس شده‌اند تا دسترسی به منابع فرهنگی مثل کتاب، مجله، فیلم و ... را فراهم کند. همچنین کتابخانه‌های روستایی و کتابخانه‌هایی که زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می‌کنند، حتی بخش‌هایی که زیر نظر وزارت جهاد کشاورزی است همگی می‌توانند در این زمینه فعالیت کنند. قاعدتا انتظار می‌رود موضوع ترویج کتاب و کتابخوانی و فراهم کردن منابع توسط این منابع صورت بگیرد. این نهادها باید پاسخگو باشند که چرا در نقاطی از کشور این امکانات فرهنگی در دسترس نیست.
شکاف دیجیتال؛ مسئله فراموش شده
در روزگاری که اکثر مردم از تلفن هوشمند و وسایل دیجیتال استفاده می‌کنند و در مدارس کشورهای توسعه یافته آموزش با استفاده از این ابزار صورت می‌گیرد، آیا ارسال کتاب برای جبران کمبود منابع فرهنگی کافی است؟ ایمانی می‌گوید: اگر مسئله ما توسعه فرهنگی باشد، باید موارد متعددی را برای پوشش فرهنگی در نظر بگیریم. در این شرایط تنها کتاب ابزار فرهنگی نیست. خصوصا این روزها که عصر کتاب به پایان رسیده و ما در عصر اطلاعات و ابزار دیجیتال هستیم. امروزه منابع فرهنگی بسیار فراوان شده است. اگر قرار است در زمینه فرهنگ کاری بکنیم، بهتر است به فکر شکاف دیجیتال باشیم. آنچه که در آینده احتمالا با آن روبه‌رو خواهیم بود، بی‌سوادی دیجیتال است.
او ادامه می‌دهد: نسل‌های جدید در کشورهای توسعه یافته با ابزار دیجیتال به راحتی کار می‌کنند و با ابزار الکترونیک در ارتباط هستند. اما کشورهای در حال توسعه مثل ما ممکن است چنین نباشند. زمانی که صمد بهرنگی در روستاها کتاب پخش می‌کرد، مطابق زمان خودش عمل می‌کرد چون کتاب مهمترین کالای فرهنگی بود اما در این زمانه الزاما مهمترین کالای فرهنگی کتاب نیست، بلکه تبلت است، شبکه‌های ارتباطی و اطلاعاتی است. البته انقدر در این زمینه کار نشده که همین جمع شدن افراد و اهدای و ارسال کتاب کار قابل تقدیری است و هدف از صحبت درباره شکاف دیجیتال، کم کردن ارزش کار این افراد نیست.
این جامعه‌شناس می‌افزاید: آنقدر دستگاه‌ها و نهادهایی که بودجه و امکانات در اختیار دارند کار نمی‌کنند، ما به اینجا رسیده‌ایم. یک مجله وظیفه‌ای در این خصوص ندارد. منابع مجله زیاد نیست. مجله با کارخانه متفاوت است. زمانی که یک کارخانه بزرگ خودروسازی این کار را می‌کند که بر اساس مسئولیت اجتماعی‌اش عمل کرده ولی منابع یک مجله محدود است و اثرگذاری کمی دارد. البته ممکن است ارزش نمادین داشته باشد. یعنی چنین اقدامی ممکن است دستگاه‌های مذکور از غفلت بیدار شوند و به مناطق کمتر توسعه‌یافته و حاشیه‌ای کشور فکر بکنند.
دست روی دست نگذاریم
ایمانی درباره تاثیرگذاری این کمپین‌های مردمی‌ می‌گوید: این کمپین‌ها ممکن است بتوانند به همراه خودشان تحولات بزرگی را رقم بزنند و اگر جامعه به آنها توجه کند، این کمپین‌ها می‌توانند رفتارها را تغییر بدهند. ولی مهم این است که صداها توسط جامعه شنیده شود و این کمپین‌ها برای جامعه پیامی داشته باشد و بتوانند دیگران را هوشیار کند تا رفتارشان را تغییر دهند. چنین کمپین‌هایی بیشتر به دنبال همان ارزش نمادین هستند و اقدامات سمبلیک می کنند. در هر حال این کارها بهتر از این است که دست روی دست بگذاریم و این مناطق را فراموش کنیم. حداقل ماجرا این است که چند کتاب بیشتر در اختیار افراد این مناطق قرار می‌گیرد.
کمپین‌های مردمی برای دستیابی به اهداف خودشان هرچند نمادین باید چه کنند تا در راه‌شان موفق باشند؟ این جامعه شناس می‌گوید: بهترین حالت برای دستیابی به اهداف فرهنگی شراکت بین بخش‌های دولتی و فعالان جامعه مدنی است تا بتوان منابع بیشتری را در اختیار گرفت و از امکانات استفاده کرد. فعالیت‌های NGOها عموما محلی است. مثلا می‌توانند یک روستا را پوشش دهند چون امکانات کافی در اختیار ندارند. البته این دستگاه‌ها باید به سراغ NGOها بروند. بسیاری از نهادهای دولتی وظایف اجتماعی دارند ولی کاملا این حوزه را فراموش کرده‌اند. حتی این نهادها می‌توانند ابزارهای جدید فرهنگی با قیمت پایین‌تر را در اختیار افراد این مناطق قرار بدهند تا در آینده نزدیک این افراد از نظر دانش دیجیتالی بی‌سواد نباشند. همه چیز عوض شده. امروز همه باید بتوانند با اینترنت و تبلت کار بکنند. باید تمام کالاهای فرهنگی در توسعه فرهنگی مناطق کمتر توسعه‌یافته در نظر گرفته شوند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام