سرمقاله

پیوستن ایران به سازمان همکاری شانگهای و فرصت های دوسویه

شهاب زمانی

فاطمه امین‌الرعایا
اگر دیروز در خیابان‌های اطراف مصلی امام خمینی(ره)، حد فاصل بزرگراه رسالت، خیابان قنبرزاده و خیابان شهید بهشتی تردد کرده باشید، شاهد ترافیکی غیرمعمول در آن نواحی بوده‌اید؛ ترافیکی که نشان‌دهنده شروع بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی کشور است! دیروز سی‌ودومین دوره نمایشگاه تهران رسما آغاز به کار کرد.
اولین روز نمایشگاه بین‌المللی کتاب در حالی در مصلی امام خمینی(ره) شروع شد که حتی پیش از آغاز رسمی نیز برخی از علاقه‌مندان پشت درهای بسته منتظر بازگشایی آن بودند. از ورودی‌های مترو، سرویس ایاب و ذهاب به شبستان برقرار است گرچه برخی از بازدیدکنندگان ترجیح می‌دهند در مسیر سالن‌های اصلی از هوای بهاری استفاده کنند و کمی قدم بزنند.
غرفه‌های اغذیه‌فروشی در مسیر هنوز سوت و کورند و تنها یخچال‌های خالی مهمان‌های‌شان هستند. آنچه مانند دیگر سال‌ها کاملا به چشم‌ می‌آید کمبود مبلمان شهری است. همچنان صندلی یا محلی برای استراحت دیده نمی‌شود و گویا باز هم چمن‌ها، جدول‌های کنار باغچه‌ها و در نهایت پله‌ها فرصتی برای استراحت به بازدیدکنندگان بدهند.
بی‌نظمی در روز نخست
به نسبت ساعت‌های ابتدایی روز نخست، تعداد بازدیدکنندگان قابل توجه است. در سالن اصلی، هنوز تمامی غرفه‌ها برپا نشده‌اند. در شبستان که بچرخید، هنوز غرفه‌های خالی به چشم می‌خورند. باقی ناشران هم تازه در حال چیدن کتاب‌های‌شان هستند. در کنار برخی از غرفه‌ها کارتن‌های خالی روی هم انباشته شده‌اند. بسیاری از غرفه‌های ناشران مطرح هنوز به‌طور کامل آماده نیستند. انگار قرار باشد نمایشگاه روزها ادامه داشته باشد و فرصت هم برای آماده شدن فراوان باشد! همچنان بی‌نظمی در ساعات اولیه به چشم می‌خورد گرچه اگر همین‌ ساعت‌ها را با ساعت‌های مشابه سال گذشته مقایسه کنیم، باید آن را منظم‌ترین حالت روز نخست نمایشگاه بدانیم.
هنوز سردر بسیاری از غرفه‌ها در سالن اصلی سفید است و اثری از نام ناشران روی آن‌ها دیده نمی‌شود و بازدیدکنندگان سرگردان، به دور خودشان می‌چرخند و به سختی آنچه‌ را که به ‌دنبالش هستند، می‌یابند. عملا نقشه‌ها چندان به‌کار نمی‌آیند و به نظر می‌رسد بسیاری (حتی مسئولان اجرایی) روز نخست را جدی نگرفته‌اند و این در حالی است که هر ساعت بر تعداد بازدیدکنندگان افزوده می‌شود.
از عناوین تکراری تا نویسنده شدن در سه‌سوت!
ناشران بسیاری در نمایشگاه شرکت کرده‌اند. از ناشران خرد گرفته تا ناشران قدرتمندی که طرفداران بسیاری را به نمایشگاه کتاب می‌کشانند، گرچه هنوز بازارشان کساد است. برخی از این ناشران معتقدند اوضاع به نسبت سال گذشته خوب نیست و بعضی دیگر امیدوارند و میزان فروش‌ پایین‌شان را اقتضای روز نخست می‌دانند. اما اگر گشتی در میان انبوه غرفه‌ها بزنید شاید این سوال برای شما هم ایجاد شود که چرا تعداد کتاب‌ها با عنوان‌های مشابه در میان این تعداد غرفه آنقدر زیاد است؟ آیا موضوعات جدید‌تری برای انتشار وجود ندارد؟
در میان این گشت زدن‌ها اما با غرفه‌هایی عجیب و با ادعاهایی عجیب‌تر هم روبه‌رو می‌شویم! به‌طور مثال غرفه‌ای مدعی است که شما را نویسنده می‌کند! انگار نویسنده شدن تنها یک فرمول باشد و شما با عملی کردن آن در چند قدم می‌توانید یک، دو، سه؛ نویسنده شوید! اتفاقا کم هم نیستند افرادی که مقابل این غرفه می‌ایستند و کنجکاوانه به صحبت‌های مسئولش گوش می‌دهند. او با اسم بردن از نام چند نفر که آن‌ها را استاد خطاب می‌کند، (جالب آنکه حتی نام استادان را هم دقیق نمی‌داند) می‌گوید که قبلا در کارگاهی نویسنده شدن را آموزش می‌داده‌اند اما به دلیل هزینه‌های بالا امسال همان کارگاه را در قالب یک کتاب پیاده‌سازی کرده‌اند. حالا افراد می‌توانند با خرید کتاب‌شان آن هم با تخفیف نمایشگاهی! (قیمت پشت جلد کتاب 30 هزار تومان است!) در 26 گام راه نویسنده شدن را بیایند و مطابق با کتاب، نوشته‌ها را برای‌شان بفرستند و بعد اگر استادانی که نمی‌خواهند نام‌شان فاش شود‌(!!) آن‌ را تایید کردند، نوشته را به صورت مشارکتی در قالب کتابی چاپ کنند؛ هدف هم حمایت از نوقلمان است، لابد حمایت پولکی! انگار همان دادزن‌های خیابان انقلاب که تبلیغ چاپ کتاب‌های تک‌تیراژ را می‌کنند، لباسی موجه پوشیده‌اند و در غرفه‌ای همان رفتار را تکرار می‌کنند! هیچ‌کس هم توجه ندارد که این رفتارها به نوعی نابود کردن فرهنگ است!
حضور پررنگ چینی‌ها
بخش بین‌الملل اما به نسبت سال گذشته نظم بسیار بیشتری دارد. تقریبا بیشتر غرفه‌ها کاملا در محل مستقر شده‌اند و در حال ارائه خدمات هستند. در صورتی که سال گذشته حتی پس از گذشت روزهای نخست هم هنوز برخی از غرفه‌ها در حال چیدمان بودند!
امسال با حضور کشور چین به عنوان مهمان ویژه، بخش خارجی با استقبال ویژه‌ای روبه‌رو شده است. طبقه دوم مصلا پر است از چشم‌بادامی‌هایی که مشغول نگاه‌کردن کتاب‌های این غرفه هستند. افتتاح رسمی این غرفه، شاید مهم‌ترین رخداد روز نخست نمایشگاه بود.
در ساعت ابتدایی شروع کار نمایشگاه، گوئو ویمین، معاون وزیر تبلیغات جمهوری خلق چین، در سخنانی اظهار کرد: کسانی که در این محفل فرهنگی شرکت کرده‌اند از کشورهای مختلف جهان برای به اشتراک گذاشتن دوستی و ایجاد تعامل فرهنگی در این‌جا گرد آمده‌اند. از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خاطر دعوت از چین برای مهمان ویژه شدن در سی‌و‌دومین نمایشگاه کتاب تهران صمیمانه تشکر می‌کنم.
او افزود: این دو کشور (چین و ایران) با تمدن باستانی و از طریق جاده ابریشم مبادلات دوستانه خود را از سال‌های دور شروع کرده‌اند که این موضوع در حوزه فرهنگی عمق بیشتری دارد و دستاوردهای فراوانی در این زمینه حاصل شده است.
معاون وزیر تبلیغات چین با اشاره به حضور ایران به عنوان مهمان ویژه در نمایشگاه کتاب پکن در سال ۲۰۱۷ گفت: ایران با شعار «رویای رنگین جاده ابریشم» در نمایشگاه پکن شرکت کرد که فصل جدیدی در روابط فرهنگی دو کشور ایجاد شد. به دستور رهبران دو کشور چین و ایران، ما در جهت تقویت روابط انسانی و گسترش روابط تمدنی دو کشور در این‌جا حضور داریم.
او با ارائه توضیحاتی درباره کتاب‌هایی که از کشور چین به نمایشگاه کتاب تهران آورده‌اند بیان کرد: با ارائه فعالیت‌های چین در نمایشگاه کتاب تهران، فرهنگ و کتاب چین در این کشور جلوه خواهد کرد و خوانندگان می‌توانند با چین واقعی آشنا شوند و همه ابعاد آن را درک کنند.
در ادامه مراسم محسن جوادی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سی‌و‌دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران گفت: نام کشور چین از روزگار دور در میان ایرانیان شناخته ‌شده است و شاعران و نویسندگان ایرانی برای امور دست‌نیافتنی و یا تمجید از هنر تصویرگری از عنوان این کشور استفاده می‌کردند. به‌رغم نام‌گذاری شبکه ارتباطی ایران و چین به عنوان راه ابریشم، قبل از آن، این راه یک جاده فرهنگی و هنری بوده و رفت و آمد فرهنگ‌دوستان و اهل اقتصاد در سال‌های اخیر زمینه رشد اقتصاد فرهنگی دو کشور را فراهم کرده است.
پانگ سن، سفیر چین در ایران‌ نیز با خیر‌مقدم به حاضران در غرفه مهمان ویژه نمایشگاه کتاب تهران گفت: چین و ایران دو کشور با تاریخ و تمدن دیرینه هستند و دوستی دیرینه و عمیقی دارند. در سال‌های اخیر نیز روابط چین و ایران در مسیر توسعه خوبی قرار گرفته است. کشور چین در این دوره از نمایشگاه فعالیت‌های متنوعی را در زمینه فرهنگ و هنر در نظر گرفته است.
در پایان این مراسم، چینی‌ها یک نسخه خطی و تاریخی به کتابخانه ملی ایران اهدا کردند تا به گفته خودشان، دوستی بین ایران و چین را عمیق‌تر کنند.
قیمت‌ سرسام‌آور و جیب خالی بازدیدکنندگان
شاید پررنگ‌ترین نکته در میان هر آنچه که در روز اول شاهد آن بودیم، قیمت‌های بسیار بالای کتاب‌ها باشد! قیمت‌هایی که گاهی آنقدر عجیب هستند که ترجیح بدهیم از خیر خریدن آن کتاب بگذریم. کافی است چند دقیقه‌ای مردم را تماشا کنید تا ببینید چند درصد از بازدیدکنندگان پس از پرسیدن قیمت، کتاب را سر جایش می‌گذارند و با چهره‌ای گرفته غرفه را ترک می‌کنند. این آش آنقدر شور است که کتاب شعری با قیمت 20 هزار تومان در یکی از انتشارات مطرح به‌فروش می‌رسد که حتی تعداد اشعارش به 15 عدد هم نمی‌رسد! حال سوال این است که آیا با این قیمت‌ها کتاب هنوز هم می‌تواند جایی در سبد خرید خانواده‌ها داشته باشد؟
روز نخست نمایشگاه با کاستی‌های فراوان به‌پایان رسید، اما آیا نمایشگاهی که تنها 10 روز ادامه دارد نباید از همان روز اول با تمام قدرت ظاهر شود؟


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام