سرمقاله

بازگشت سخت به برجام

جلال خوش چهره

عادی برای مردم، قرنطینه برای مسئولان
الهام برخوردار
داستان کرونا و راه‌های کنترل و مهار آن همچنان در کشور ما به یکی از مهم‌ترین معضلات در نهادهای تصمیم‌گیر تبدیل شده است. از ابتدای شناسایی این ویروس در کشور تا به حال تصمیمات مختلفی برای مهار آن گرفته شده است که هیچ کدام نتیجه مطلوب را به دنبال نداشته است. هرچند در ایام تعطیلات به نظر می‌رسید که این ویروس تحت کنترل قرار گرفته است اما از زمانی که تعطیلات به پایان رسید و کلان‌شهری مانند تهران شاهد هجوم جمعیت به خیابان‌ها و ادارات و ایستگاه‌های مترو و بی‏آرتی بود، نگرانی‌ها دوباره شدت گرفت یعنی درست در شرایطی که بسیاری از نهادها و سازمان‌ها و ادارات دولتی تعطیل هستند بسیاری از مردم باید برای امرار معاش و پرداخت هزینه‌های خود در چنین شرایطی به محل کارشان برگردند.
درواقع فاصله‌گذاری اجتماعی فقط در حد همان صحبت ماند و هر روز صبح مردم باید در شرایطی به محل کار بروند که حتی شلوغ‌تر از روزهای قبل از کرونا است. این تضاد در تصمیم‌گیری اما یک سوال مهم را ایجاد می‌کند. فاصله‌گذاری اجتماعی برای چه قشری در نظر گرفته شده است و چرا یک عده باید در این شرایط همچنان در محل کار حاضر شوند؟
اما این همه ماجرا نیست و گویا این روند به گفته سخنگوی دولت تا یک سال ادامه خواهد داشت بنابراین تضاد رفتاری قطعا واکنش‌هایی را در آینده درپی خواهد داشت. علی ربیعی روز گذشته در دومین نشست خبری خود در سال ۹۹ که به صورت ویدئو کنفرانس برگزار شد، گفت: پیش‌بینی می‌شود تا یک سال آینده احتمال تداوم بحران کرونا وجود داشته باشد، ما باید بر اصل حفظ فاصله‌گذاری و سلامت بر سبک‌های زندگی مبتنی بر بهداشت را اجرا کنیم. ادارات را نمی‌توان یک سال تعطیل کرد. به افرادی که بیماری زمینه‌ای دارند، گفته‌ایم نیایند. گفته‌ایم ساعت کاری هفت تا دو بعدازظهر باشد و افرادی که امکان دورکاری دارند، گفته‌ایم حاضر نشوند.
این تصمیمات در حالی است که در بسیاری از مشاغل امکان تعطیلی و یا دورکاری وجود ندارد و مردم برای امرار معاش و پرداخت هزینه‌های زندگی چاره‌ای جز حضور در محل کار ندارند. یعنی در حالی که مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام تعطیل شده‌اند اما کارمندان و کارگران همچنان باید سر کار بروند. مدارس و دانشگاه‌ها را که به سختی تعطیل کردند اما ادارات تا به حال با کاهش ساعات کاری باید همچنان به کار خود ادامه دهند. نکته عجیب اینجاست که همزمان با اوج‌گیری این ویروس، مسئولان تاکید دارند که ادارات باید طبق روال گذشته فعالیت داشته باشند و از سویی دیگر نه تنها اصرار دارند بلکه حتی مردم را نیز تهدید می‌کنند که از خانه بیرون نیایند. حال سوال اینجاست که وقتی دولت ادارات را تعطیل نکرده، کارمند دولت چگونه هم خانه بماند و هم سر کار برود؟! یا اینکه کسبه بازار و ... که ناچار است برای تامین هزینه‌های خود، درهای مغازه‌اش را باز نگه دارد، چگونه می‌تواند بدون کمک مالی دولت مغازه خود را تعطیل کند و در خانه بماند؟! چگونه مسئولان با بلندگوها در خیابان‌ها راه می‌افتند و از مردم می‌خواهند که در خانه بمانند اما با قرنطینه کردن شهرها و تعطیلی ادارات و ... مخالف هستند؟ اگر قرنطینه کردن و فاصله‌گذاری اجتماعی راهکاری کارآمد برای روزهای کرونایی در ایران است چرا این قانون برای همه مشاغل یکسان رعایت نمی‌شود؟ اگر جلسات مجلس شورای اسلامی و برخی نهادهای دیگر به خاطر کرونا تعطیل است باید دیگر ادارات و مشاغل نیز تعطیل باشد. آیا جان مردم عزیز نیست یا این ادارات در مقابل کرونا مقاوم هستند؟ تناقض رفتاری در مقابله با کرونا در کشور نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی‌کند بلکه باید شاهد بحرانی اجتماعی در ادامه چنین رفتارهایی از سوی افکار عمومی باشیم. درواقع سیاست‌ها و تصمیمات غلط باعث گسترش و طولانی‌ترشدن بحران کرونا در ایران و تلفات جانی بیشتر آن خواهد شد.
شاید در هفته‌های ابتدایی شیوع کرونا ویروس در ایران انتظار تعطیلی بسیاری از مراکز، ادارات و مشاغل از سوی مردم قابل پذیرش بود. اما ادامه این روند آن هم در شرایطی که بسیاری از مردم برای پرداخت هزینه‌های خود مجبور هستند در محل کار خود حاضر شوند دشوار شده است. البته این یک طرف ماجراست چرا که همین مردم زمانی که می‌بینند که تعطیلی فقط برای برخی نهادها و سازمان‌هاست و تناقض رفتاری را در این روزها می‌بینند دچار یک سردرگمی نسبت به جایگاه و ارزش وجودی خود شده‌اند و آن این است که چرا جان ما برای کسی اهمیت ندارد و باید در هر شرایطی حضور داشته باشیم اما نهادهای تصمیم‌ساز تعطیل باشند. نهادهایی که تصمیمات آنها سرنوشت یک کشور را تعیین می‌‌کنند و سیاست‌های اعمالی آنها زندگی شهروندان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
اگر از مردم انتظار می‌روند برای کنترل و مهار کرونا در کشور با سیاست‌های اعمالی دولت و نهادهای تصمیم‌گیر همراهی شود در آن سوی ماجرا هم مردم انتظار دارند تا یک نگاه یکسان نسبت به آنها نیز وجود داشته باشد. درست است که نمی‌شود اقتصاد یک کشور را به طور کامل تعطیل کرد اما نمی‌شود از به خطر افتادن جان هزاران نفر نیز بی‌تفاوت بود. زمانی می‌توان از مردم انتظار همراهی با سیاست‌های اعمالی داشت که در آن طرف نیز با تصمیمات خود اطمینان و اعتماد افکار عمومی را جلب کرده باشیم. اگر یک تصمیم همگانی است باید در عمل نیز به طور یکسان برای همه نهادها، سازمان‌ها و ادارات اجرا شود. اگر برای حضور مردم در محل کارشان تصمیماتی کارشناسانه اتخاذ می‌شود همین روال را می‌توان برای دیگر نهادها در نظر گرفت.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام