سرمقاله

چرا رسیدن به توافق در برجام، منطقی ترین کار است؟

سید حامد مرندی

فاطمه امین‌الرعایا
این روزها فضای مجازی در تمام جنبه‌های زندگی حضور پیدا کرده است، از دید و بازدید مجازی گرفته تا دانشگاه‌های آنلاین. در بسیاری از رسانه‌ها، فضای مجازی تامین‌کننده سوژه یا بخشی از محتوای آن‌ها است تا اینجا شاید روند، عادی باشد اما وقتی درهم‌آمیختگی فضای مجازی و رسانه‌ای بزرگ مانند صدا و سیما که رسانه ملی نام دارد بیش از اندازه باشد این پرسش مطرح می‌شود که فضای مجازی باید به رسانه‌ای با چنین تاثیرگذاری‌ای جهت و محتوا بدهد با برعکس؟
شبکه‌های تلویزیون را که بالا و پایین کنید حتما در بخشی چهرهای از یکی از افراد مطرح در شبکه‌های اجتماعی را می‌بینید، همین‌طور برخی از سوژه‌های مورد توجه توسط این سازمان برگفته از اتفاقات دنیای مجازی است. حال آنکه قرار بود رسانه ملی دانشگاه باشد و خود به صورت مستقل در تولید محتوا و آموزش نقش داشته باشد. منصور ضابطیان، مجری برنامه‌های تلویزیونی درباره اینکه چرا تلویزیون بیشتر به سمت برنامه‌هایی با رویکرد بهره‌گیری از اینستاگرام و یا چهره‌های مجازی رفته، گفته است: وقتی با سابقه‌ها در رسانه نباشند یعنی یا تلویزیون آن‌ها را تحمل نمی‌کند یا آن‌ها تلویزیون را تحمل نمی‌کنند و این به معنای از دست رفتن سرمایه‌های کشور است. ضمن اینکه این رسانه است که باید فضای مجازی را هدایت کند نه اینکه برعکس باشد و فضای مجازی روی این رسانه تاثیر بگذارد. این حرفه‌ای نیست که ما با این هدف برنامه بسازیم که دو دقیقه از کارمان در فضای مجازی ترند باشد!
در همین راستا، جبار آذین، منتقد سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با «ابتکار» درباره چگونگی تاثیر فضای مجازی و صدا و سیما در تولید محتوا و جهت‌دهی می‌گوید: نه صدا و سیما و نه فضای مجازی این رسالت و وظیفه را ندارند که خوراک مناسب برای تغذیه فضای اجتماعی‌شان را مخاطب را فراهم کنند. در واقع آنکس که باید جهت‌دهنده محتوایی، ساختاری و حتی شکل دهی تمامی رسانه‌های فرهنگی و هنری در کشور باشد، جامعه و مردم هستند. در واقع تمامی دستگاه‌ها، سازمان‌ها و ارگان‌هایی که کار رسانه‌ای و فرهنگی می‌کنند باید بر مبنای نیاز، فرهنگ و سلیقه مخاطب برای جامعه برنامه‌ریزی کنند. خوراک مناسب جامعه باید آن چیزی باشد که از مجرای سلامت فرهنگی عبور می‌کند. بنابراین هرگونه اختلاف‌ها، درگیری‌ها و مبادلات سالم یا رقابت‌های ناسالم در این عرصه چنانچه همسو با اهداف فرهنگی جامعه نباشد، دور باطل و هدر دادن بیت‌المال است. از این منظر تمامی جریان‌ها باید در جهت برآوردن نیاز‌های جامعه حرکت کنند.
او می‌افزاید: بدیهی است هرچه به خواسته‌های مردم نزدیک‌تر باشند، از کارشناسان و متخصصان در این امر بهره بگیرند، تولیدات فرهنگی مناسب اجتماعی و فرهنگی مناسب داشته باشند با اقبال مردم روبه‌رو خواهند شد. از همین رو هرگونه رقابت‌های ناپسند و قدرت‌مدارانه تنها می‌تواند باعث تخریب فرهنگ جامعه شود. بنابراین کشاکش‌هایی که میان برخی از شبکه‌های مجازی و صدا و سیما و جریان‌های دیگر فرهنگی و سیاسی در کشور وجود دارد، هیچ‌کدام در جهت ارتقای فرهنگی جامعه و بارور شدن آموزه‌های هنری، اجتماعی و خانوادگی ما نیست. به همین دلایل چنانچه قرار است تمامی این جریان‌ها و رسانه‌ها باید بر اساس یک اساس‌نامه یا آیین‌نامه مصوب مشترک میان ستادهای اصلی فرهنگی در کشور با استفاده از عناصر کاربلد و حرفه‌ای در عمل به اجرا درآورند و به جای هدر دادن بیت‌المال و انرژی مخاطب و هنرمندان، در مسیر حفظ و ارتقای فرهنگ جامعه و ایجاد ارتباط بیشتر و مناسب‌تر با مردم و پاسخگویی به نیازهای این روزهای مردم که امید، شادی و مقابله با انواع آلودگی‌ها از جمله کرونا حرکت کنند.
آذین درباره علت استفاده صدا و سیما از خوراک‌های تولید شده در فضای مجازی می‌گوید: متاسفانه صدا و سیما در چند سال اخیر به دلیل دور شدن هنرمندان حرفه‌ای و همچنین اهمیت ندادن به برنامه‌سازان، هنرمندان و مجریان خود سازمان، فضا را به‌گونه‌ای رقم زده که عمدتا گروه‌هایی که از نظر هنری و دانش رسانه‌ای در سطح متوسط هستند در تلویزیون قدرت عرض اندام پیدا کرده‌اند. همچنین به جای آنکه از خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها و استعدادهای نسل جوان در تلویزیون بهره‌ گرفته شود، جریان به سمت کپی‌برداری‌های نازل از برنامه‌های ماهواره‌ای گرایش پیدا کرده‌اند و میدان برای حضور سرمایه‌ها و اسپانسر‌ها و سلیقه آن‌ها در تلویزیون فراهم شده است. این‌ها از جمله مواردی است که سبب شده تا تلویزیون به سوی هر وسیله‌ای دست دراز کند. در تولید محتوا از فضای مجازی بهره بگیرد، کسانی را به عنوان مجری، بازیگر یا دیگر عوامل در این سازمان به کار بگیرد که در این فضا مطرح شده‌‌اند و همچنین از ماهواره‌های خارجی تاثیرپذیری نادرست دارد. تمام این موارد نشان‌دهنده دست و پا زدن تلویزیون در محدوده کلیشه و تنگنا است. به جای آنکه از نیروهای کاربلد، خلاق و مثبت‌اندیش استفاده کند دور باطل می‌زند و در این جریان تنها امکانات، توانایی‌ها، قابلیت‌ها و بودجه صدا و سیما که بودجه جامعه است به هدر می‌دهد.
این منتقد درباره عواقب چنین استفاده‌هایی می‌گوید: ریزش هرچه بیشتر مخاطبان، روی آوردن بخش‌های بیشتری از مردم به ماهواره‌ها، رانده شدن بیشتر هنرمندان از تلویزیون، دور شدن این سازمان از مردم و فرهنگ جامعه و همچنین تبلیغ فرهنگ غربی به جای فرهنگی ایرانی و اسلامی از عواقب چنین تصمیماتی است. به همین دلیل لطمات بزرگی به بودجه، فرهنگ مردم و سلیقه جامعه می‌زند که آسیب‌های فراوان آن را نسل‌های امروز و به ویژه نسل‌های آینده متحمل خواهند شد.
او در پایان افزود: تمامی دستگاه‌ها باید در خدمت جامعه باشند و اگر جز این باشد، به هیچ وجه به سامان نخواهند رسید.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام