سرمقاله

حاشیه و متن ماجرای سیلی خوردن استاندار

جلال خوش چهره

سیزدهمین انتخابات ریاست جمهوریِ جمهوری اسلامی، بالاخره با همه حواشی خود به پایان رسید و ابراهیم رئیسی، همچون نظرسنجی‌ها و همچنین با توجه به پایین‌ترین مشارکت تاریخ جمهوری اسلامی معادل ۴۸/۸ درصد، عدم حضور ۳۰ میلیون نفر و همچنین آمار نگران کننده آرای باطله، رئیس جمهوری سیزدهم کشورِ خسته ایران شد.
یکی از پر بحث ترین چالش‌های انتخابات سیزدهم حواشی مناظرات نامزدهای ریاست جمهوری بود. مناظراتی که از نگاه تحلیلگران بیشتر در جدال شعارهای بدون پشتوانه گرفتار بود تا برنامه شفاف و مدون. از نگاه بسیاری این مناظرات نتوانستند بخش اعظمی از جامعه را در خصوص نگرانی‌های اقتصادی خود اقناع کنند؛ با توجه به کمبود زمان و سوالات از قبل مشخص شده برنامه، شاید بسیاری از باورها و برنامه های نامزدها بی پاسخ ماند؛ از این رو چند پرسش از رئیس جمهور سیزدهم ایران در سر دارم که معتقدم به آینده مستقیم ایران گره خورده اند و نیازمند توجه بیشتری هستند.
با گذشت زمان، در شبکه‌های اجتماعی شاهد گسترش لیست هایی از اعضای هیئت دولت سیزدهم به چشم می‌خورد؛ هر چند این لیست ها جدی نیستند و می توان از کنار آنها بی تفاوت گذشت، اما پیام آور این نگرانی مهم هستند که با توجه به شرایط نا به هنجار جامعه، چه اشخاصی قرار است سکاندار وزارتخانه‌های مهم کشور باشند؟ در رابطه با دولت‌های اصولگرا، همیشه یک نگرانی بزرگ وجود دارد و آن این است که همواره در طول تاریخ چند دهه اخیر، باور و ایدئولوژی افراد نقشی بسیار پر رنگ تر از تخصص آنها دارد؛ شاید در نگاه عده ای مملکت را بتوان تنها با صرف انقلابی بودن فرد ساخت؛ اما این بیان یادآور مناظره مرحوم بازرگان با آیت الله بهشتی است که طی آن، بازرگان از بهشتی پرسید که آیا حاضر هستید خانواده خود را با راننده‌ای که متدین است ولی جاده را بلد نیست به سفر بفرستید؟! شاید این بزرگ ترین نگرانی نگارنده در رابطه با انتخاب وزرای دستگاه های سرنوشت ساز مملکت باشد؛ وزرایی که دیدن نامشان در لیست های پیشنهادی اینترنت، تن هر تحلیل گر و روشن بینی را به لرزه می اندازد. برای مثال غیرممکن است وزیرِ اقتصادی باور به ساخت کشور تنها با تکیه به تولید و عدم نیاز به همکاری با کشورهای بزرگ دنیا داشته باشد و بتواند به شکم گرسنه ملت سامانی ببخشد!. با توجه به این که آقای رئیسی در چنین موردی شفاف‌سازی نداشته اند، امید است تا با انتخاب افراد متخصص، معتدلِ غیر تندرو و جهان دیده در وزارت خانه های اصلی خود، از نگرانی های جامعه در خصوص آینده مبهم پیش رو بکاهند. چرا که تبعات تصمیمات یک وزیر متعصب، برای کشور در برهه کنونی غیرقابل جبران هستند.
پرسش مهم بعدی که گویی در مناظرات مبهم ماند؛ نگاه ابراهیم رئیسی به تعامل با دنیاست. سرنوشت ما در رابطه با FATF به کجا ختم خواهد شد؟ هیچ اقتصاد موفقی در دنیا وجود ندارد که با محدودسازی ارتباط در برابر ابر قدرت های دنیا و عدم قبول شرایط و ضوابط بین المللی، موفق شده باشد که تغییری در سفره مردم پدید آورد؛ نگاه ایشان به فرآیند بازگشت به برجام چیست؟ آیا قرار است سهم تعامل‌مان با کشورهای بزرگ دنیا تنها به چین و روسیه ختم شود؟ نگاه ایشان در این رابطه چیست و نظرشان از ضربه بزرگی که وابستگی یک طرفه به این کشورها می‌تواند پدید آورد چیست؟ مهم ترین پرسش از ابراهیم رئیسی این است که چگونه می توان اقتصاددانان را به خط کرد، مادامی که گره اصلی اقتصاد کشور از انتظارات تورمی، دیپلماسی ضعیف خارجه، محدود سازی روابط با کشورهای خاص، فضای بسته جامعه و عدم پیوستن به FATF می‌گذرد؛ حال آنکه در چنین فضایی، آدام اسمیت را هم توان ایجاد تغییری نیست. امیدوارم رویکرد رفتاری ایشان در رابطه با اقتصاد، همچون قوه قضاییه دستوری نباشد؛ چرا که رفتار دستوری در اقتصاد همچون فنری فشرده است که در صورت رهایی، سفره مردم را کوچک تر خواهد کرد؛ تعامل با دنیا، آزادی بخشی به جامعه و خاطر جمعی در خصوص چشم‌انداز آینده، از مهم ترین فاکتورها برای آرام سازی اذهان عمومی و کاهش انتظارات تورمی است. مواردی که احتمالا به صورت ناخواسته در تضاد با باورهای بنیادین هیئت دولت سیزدهم هستند؛ دولتی که علی‌رغم داشتن نیت خیر، احتمالا به دلیل داشتن باوری مغایر با ۴۳ میلیون نفر، نتواند بسیاری از وعده های اقتصادی خود را حداقل به راحتی عملی کند. امیدوارم تا روزهای آرام تری را سپری کنیم و به دور از تمایلات حزبی، با بهره گیری از افراد متخصص، ایران را نجات دهیم.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام