سرمقاله

پیش‌زمینه رسیدن به زنجیره ارزش تولید جهانی

پیمان مولوی

دنیای سیاست به مفهوم کنش سیاسی، دنیای انتزاع نیست. این دنیا فاصله شگرفی با سرزمین مفاهیم پیچیده و تودرتوی مفاهیم و معانی تئوریک دارد. از این رو است که یک کنشگر سیاسی به هر میزان که بر واژگان یا مفاهیم سیاسی تسلط داشته باشد، نمی‌تواند عرصه کنشگری‌اش را بر این پایه استوار کرده و زمین و زمانه را بر آن اساس سامان دهد. چه اینکه جامعه بیش و پیش از آن‌که مفاهیم و معانی سیاسی را مورد ارزیابی قرار دهد، به قضاوت عملکردها و کنش‌گری‌ها می‌نشیند.
در این بستر است که باید فعل سیاسی را فراسوی باورهای سیاسی بررسی کرد. گرچه پیوندی ناگسستنی میان باور و عمل وجود دارد، لیکن ملاک و معیار و سنجه ارزیابی‌ها بیش از هر چیز فعل است. درحقیقت، میدان عمل و عرصه عملکرد، کارنامه‌ساز هر سیاستمداری محسوب می‌شود. جالب آنکه به ندرت پیش می‌آید که گفتار سیاسی، معنای عملکرد پیدا می‌کند. به دیگر بیان، در معدود رویدادها و اتفاقاتی است که اعلام موضع و تبیین جایگاه و نسبت فرد سیاسی با رویداد و اتفاقی خاص، چون عملکردی جدی وارد عرصه شده و زمینه را برای قضاوت سیاستمدار مهیا و فراهم می‌کند. این همه یعنی، باید عمل، فعل و گفتار سیاسی اصحاب سیاست را در بزنگاه‌های مخاطره‌آمیز و انتخاب‌های سخت و حیاتی به نظاره نشست.
آنجا که تعارضی حقیقی میان منافع گروهی، جریانی و سیاسی با مصالح عمومی و بدنه اجتماعی به وجود می‌آید. در موقعیتی که کنش‌گر لابد و ناگزیر می‌شود تا میان حقیقت و منفعت یکی را انتخاب کرده و در شرایطی خطرخیز، به تبیین جایگاه خویش با مناسبات اجتماعی و عمومی بپردازد. مسئله از راهروهای آکادمیک خارج شده و در کف کوچه‌ها و خیابان‌ها و زیر پوست شهر رقم می‌خورد. در این شرایط، زمینه و زمانه برای یک انتخاب بزرگ و اساسی فراهم می‌شود.
موقعیت‌هایی نظیر وضعیت پیش‌گفته چندان در عرصه عمومی مجال ظهور و بروز پیدا نمی‌کنند. لیکن به محض ایجاد زمینه برای بروز وضعیت‌هایی از این دست، علیرغم همه مشکلات و مسائلی که ممکن و بلکه به صورت حتمی برای جامعه به وجود می‌آید، ره‌آوردهایی کم‌نظیر نیز به دنبال دارند. از جمله این ره‌آوردها می‌توان به شناخت دقیق سره از ناسره در سپهر سیاست اشاره کرد. جایی که عیار شعارها رخ نشان می‌دهد و وضعیت به شکلی واقعی روشن می‌شود. در این موقعیت، سیاستمدار می‌تواند انتخابی مبتنی بر تمام انگاره‌ها و آموزه‌های واقعی و حقیقی را داشته باشد و خود را بازتعریف کند.
این همه گفته آمد تا به گزاره‌ متداول این روزها اشاره‌ای دوباره شود؛ «خوزستان آب ندارد»! و تشنگی جلگه خوزستان فرصتی مناسب به دست داده تا مشخص شود که عیار هر یک از سیاستمداران چیست و هرکدام از آنها به چه میزان دل در گرو خواسته‌ها و مطالبات عمومی دارند.
مطالبه این روزهای مردم خوزستان با هر میزان از رادیکالیزم احتمالی در آن، مطالبه‌ای فراسیاسی، بنیادین و اساسی است. مطالبه‌ای برای ساده‌ترین و طبیعی‌ترین حقوق انسانی؛ رفع عطش مسئله‌ای نیست که بتوان حتی به سیاسی شدن آن فکر کرد. لذا در این امر به طور کلی غیر سیاسی است که باید دید کنشگران سیاسی چه موضعی اتخاذ می‌کنند و از چه منظری به مسئله می‌نگرند. اگر توانستند در این رویداد با سویه‌ای درست موضوع را تحلیل کنند، می‌توان به ادامه حیات سیاسی آنها امیدوار بود و اگر نتوانستند، نباید انتظاری فراتر از آنچه تا به حال بر بسیاری از سیاسیون رفته است، دلخوش کنند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام