سرمقاله

چرا رسیدن به توافق در برجام، منطقی ترین کار است؟

سید حامد مرندی

گروه فرهنگ و هنر – قدیم‌ترها که هنوز تکنولوژی اینچنین پیشرفته نبود و اینترنتی هنوز وجود نداشت، مجله‌های زرد خوراک طرفداران دوآتشه‌ای (خصوصا نوجوانان) بود که هنرمند یا فوتبالیستی را تا سر حد مرگ دوست داشتند. دیوارهای اتاق‌های این طرفداران پر بود از پوسترهای فرد مورد علاقه‌شان. اگر امضایی هم از آن‌ها گیرشان می‌آمد که دیگر تا چند وقتی کیف‌شان کوک بود. اما حالا با پیشرفت تکنولوژی، گشترش اینترنت و ورود شبکه‌های اجتماعی طرفداری‌ها هم تغییر کرده. حالا عاشقان سوپراستارها صفحه‌های مجازی‌شان را دنبال می‌کنند، برایشان فن‌پیج می‌سازند و در جریان بسیاری از کارهایشان قرار می‌گیرند. اما آنچه تغییر نکرده طرفداری بی حد و حصر نوجوانان به سوپراستارها است.
چند روز است که کلیپی از دختران و پسرانی که طرفدار محمدرضا گلزار، بازیگر و خواننده، هستند در فضای مجازی دست به دست می‌شود و به شدت مورد انتقاد قرار می‌گیرند. ماجرا از این قرار است که در ویدئوی عجیب با چند دختر و پسر دهه هشتادی مصاحبه می‌شود که از طرفداران سینه چاک گلزار هستند. مجری سوال‌هایی کوتاه و عجیب می‌پرسد در حالی که تعدادی دختر و پسر جوان با تصاویر گلزار در پشت صحنه ایستاده‌اند! مجزی می‌پرسد اگر محمدرضا گلزار نیاز به قلب داشته باشد، چه کسانی حاضرند قلبشان را به او بدهند؟! اما سوال‌ها به همینجا ختم نمی‌شود و مجری از نوجوانان دهه هشتادی می‌خواهد که دنیای بدون محمدرضا گلزار را تصور کنند... سوالی که پاسخ آن با اشک و آه مهمانان برنامه آغاز می‌شود و یکی از دختران با بغض می‌گوید: «تصورش هم سخته، ایشون نباشن منم نیستم.» دختری دیگر می‌گوید: «اگه گلزار نباشه دووم نمی‌آریم، نمی‌تونیم» و شروع به گریه می‌کند! نظر پسرهای طرفدار گلزار هم همین است و جوانی که ۱۱ سال عاشق گلزار است می‌گوید به او وابسته است و اگر گلزار حتی از تهران هم خارج شود، حالش بد و تهران برایش سیاه می‌شود!
این ویدئو با انتقاد بسیار زیادی در فضای مجازی روبه‌رو شده‌اند. عده‌ای این نوجوانان را مسخره می‌کنند و عده دیگری هم معتقدند نوجوانان الگوهای اشتباهی را برای خودشان انتخاب می‌کنند.
همان طور که می‌دانیم عشق به معنی یک پیوند دو طرفه است با سه ضلع تعهد و صمیمیت که با تعقل کامل می‌‌شود. مهم‌ترین و اصلی‌ترین راه پیشگیری از بسیاری از آسیب‌های نوجوانی، دقت و توجه والدین در دوره کودکی بچه‌هاست، این که بچه، دوره کودکیِ خوب و شیرینی را تجربه کند. کودکی خوب و شیرین، نه با پول و امکانات که بیش از همه چیز، با محبت و حوصله و وقت گذاشتنِ پدر و مادر برای بچه رقم می‌خورد.
به هر صورت اما طرفداری یا به اصطلاح خارجی‌اش «فن» یک سلبریتی بودن اتفاق تازه‌ای نیست. همیشه بوده‌اند کسانی که علاقه بسیار زیادی به یک سوپراستار یا ورزشکار داشتند. اما معمولا بیشتر این طرفدارها را نوجوانان تشکیل می‌دهند. اما چرا زندگی برای این نوجوانان بدون این سوپراستارها تیره و تار می‌شود؟ اصغر کیهان‌نیا، روانشناس، درباره علت تقلید نوجوانان از نوع پوشش شخصیت خاصی یا دلبستگی به خواننده، هنرمند و یا چهره مطرحی در دوره نوجوانی گفت: نوجوانان در دوران بلوغ به بحرانی به اسم بحران هویت دچار می‌شوند. در بحران هویت سوالاتی از خودشان دارند که این سوالات را نمی‌توانند از شخص دیگری بپرسند. پرسش‌هایی که من کیستم؟ چه کاره هستم؟ آیا زیبا هستم؟موفق می‌شوم؟ و ... از خود می‌پرسند.
او در ادامه افزود: نوجوانان این سوالات بسیار ساده را در بحران هویت از خود می‌پرسند. در این بحران یکی از مهم‌ترین نکاتی که برای این بچه‌ها مطرح بود توجه است علاقه‌مند و نیازمند هستند تا به آنها توجه شود. بنابراین چهره‌هایی که مشهور هستند مانند بازیگران، خوانندگان، نقاش و هر شخصی که در جامعه مطرح است؛ نوجوانان دوست دارند شبیه این اشخاص باشند بنابراین الگوبرداری می‌کنند تا بتوانند مورد توجه دیگران قرار بگیرند. از پوشش و لباس خاصی استفاده می‌کنند تا دیگران به این نوجوانان توجه نشان دهند. این دوران دوره بحران هویت نامیده می‌شود و تا هجده سالگی ادامه پیدا می‌کند.
کیهان‌نیا درباره همراهی این بحران در دوران میانسالی این نوجوانان اظهار کرد: پس از هجده سالگی فرد وارد دوران جوانی می شود. اگر این نوجوانان از پدر و مادر باشعور و باسواد باشند البته سواد نه به معنای تحصیلات این والدین به بچه ها اعتماد به نفس کافی یا عزت نفس بدهند تا تصور ذهنی خوب و رضایت از خودشان داشته باشند، زمانی که تصویر ذهنی خوب داشته باشند با این دوره و رفتارها وداع می‌کنند.
اگر اعتماد به نفس ضعیفی داشته باشند ممکن است سن بالایی داشته باشد اما همچنان بچه هستند. او افزود: خانم و یا آقایی که سن بالایی هم دارد اما هنوز تمایل به نمایش و توجه دارند به این افراد می‌گوئیم همچنان کودک باقی مانده است و رشد عقلایی نکردند. تغییر پوشش و ظاهر هیچ گونه ایرادی ندارد اما این که به طور دائم و متداول رنگ مو خود را تغییر و یا دائم لباس خودشان را عوض کنند تا مورد توجه قرار گیرند این معنی را می‌دهد که ما همچنان در دوران نوجوانی مانده‌ایم. هر اندازه عزت نفس بچه‌ها بالاتر باشد به خود‌باوری می‌رسند و زمانی که به خودباوری رسیدند با جسم و روح روان خودشان آشتی می‌کنند و از رفتارهای احساسی و خشونت‌ها رفتاری دور می‌شوند.
اما جدا از بحث روانشناسی، دوران نوجوانی و عکس‌العمل‌هایشان در برابر اطرافیان و رویدادهای مختلف، همین یدک کشیدن عنوان نوجوانی خود عاملی مهم است برای درک این نوجوانان عاشق محمدرضا گلزار و اشک‌هایشان. اما ما بازیگران خوش تیپ و خوش استایل کم نداریم. اما چرا فقط محمدرضا گلزار چنین عاشقان سینه چاکی دارد؟
پاسخش به نوع برخورد این فرد با طرفدارانش است. او تا آنجایی که بتواند هرجا که طرفدارانش باشند و شرایط مناسب، با همه آنها عکس می‌گیرد و امضا می‌دهد؛ نوجوان هم همین را می‌خواهد حس اهمیت داده شدن آن هم از طرف یک شخصیت معروف.
اگر در این کلیپ می‌بینیم دختران نوجوان در پاسخ به سوال مجری که اگر روزی محمدرضا گلزار نباشد چه می‌کنید؟ چنین احساساتی و از خود بی‌خود می‌شوند و اشک‌هایشان جاری می‌شود باید بدانیم که این اتفاق اقتضای سن‌شان است. بنابراین با مسخره کردن‌شان، در آن‌ها ایجاد عقده نکنیم.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام