سرمقاله

عروسی درعزای ملت!

محمدعلی وکیلی

شبی در یاسوج منزل یکی از آشنایان جمع بودیم. از هر دری سخن رفت. جوانی حدود ۳۰ ساله و تحصیلکرده که ازدواج کرده و صاحب یک دختر ده ماهه بود، در میان جمع، بسیار پریشان و نگران و نسبت به همه چیز بدبین بود. جوانی شایسته که تحصیلات ارشد معماری داشت و تنها فرزند ذکور یک پدر ایثارگر بود. از توضیحاتش متوجه شدم که نزدیک به چهار سال در یک شرکت پیمانکاری و مشاوره‌ای در زیرمجموعه اداره راه و شهرسازی یاسوج (استان ک و ب) مشغول به کار بوده است. متاسفانه در پایان اسفند ۱۳۹۹ بدون هیچ دلیلی عذرش را خواستند و این هدیه تولد دخترش بود!!
به گفته خودش تنها دلیل اخراجش این بود که از قوم و قبیله کاندیدای رقیب نماینده فعلی مجلس شورای اسلامی مردم بویراحمد بوده است. این تنها گناه این مهندس جوان بوده که حالا باید جای خود را به فردی بدهد که از قبیله نماینده فعلی است. حالا این مهندس اگر به رقیب هم رای نداده باشد تنها همین گناهش بس که از قبیله اوست. مهم نیست که زندگی این فرد از هم می‌پاشد، مهم نیست که فرد جایگزین شایستگی و تجربه کافی ندارد، مهم نیست مردم به نظام بدبین می‌شود، مهم نیست که حق و عدالت قربانی می‌شود، مهم نیست که کارها درست انجام نمی‌شود، اصلا مهم نیست منطق و عقل و اصول و ارزش‌ها و انسانیت فدا می‌شود، آنچه مهم است تعهدات و عرق و تعصبات قبیله‌ای و قومی است که بی‌کم و کیف در این منطقه و البته مناطق شبیه به آن باید به اجرا درآید.
موضوع این مهندس جوان مشت نمونه خروار است. شاید صدها و هزاران نفر اینگونه قربانی می‌شوند و بعضا زندگیشان از هم می‌پاشد یا بسیاری از نظام و انقلاب زده و بریده می شوند تا عده قلیلی بتوانند به منویات خود دست یابند.
یکی از پیامدهای شوم اینگونه رفتارهای قبیله‌گرایی در انتخاب‌ها و انتصاب‌ها و امتیازات و ... ایجاد اختلاف شدید میان قبایل و طوایف و پاشیدن بذر نفرت و نفاق و دشمنی و تفرقه میان اقوام یک شهرستان یا استان است. البته این نوع تفکر متاسفانه در سطح بالاتر میان اقوام لر و ترک و بلوچ و عرب و ... خودی و ناخودی، اصولگرایی و اصلاح طلبی، شرق محوری و غرب گرایی، استقلال و پیروزی، ده بالا و ده پایین، بالا شهر و جنوب شهر، فقیر و غنی، به طور کلی همواره بصورت دعوای حیدری و نعمتی نقش بازی می‌کند و به این اختلافات و تبعیضات و بی‌عدالتی‌ها دامن زده و می‌زند. در مناطق و شهرستان‌هایی که پیوندهای قومی بیشتر است و ریشه خونی بر تعقل می‌چربد، اختلافات و تبعیضات شدت بیشتری می‌یابد.
به عنوان نمونه، در همین شهرستان بویراحمد به نوعی میان قوم نماینده منتخب و قوم رقیب و سایر اقوام و طوایف به شدت دارد اختلاف ایجاد می‌شود. درست و یا نادرست افرادی که تنزل پست و منصب می‌یابند و یا از کارهای موقت بیکار می‌شوند و از بخت بد غالبا هم از قوم و قبیله رقیب شکست خورده انتخابات مجلس هستند، این اتفاقات را ریشه در هجوم قوم و قبیله پیروز برای تصاحب و برخورداری از منافع همین مناصب کوچک محلی و بیرون راندن افراد قبیله شکست خورده تلقی می‌کنند و این تلقی و برداشت چه درست باشد چه غلط، قطعا بسیار خطرناک است و عواقب ناگواری به دنبال خواهد داشت و جامعه شهری و روستایی این نواحی را به شدت دستخوش اختلاف و اختلال و از هم پاشیدگی خواهد کرد. این بحث‌ها و اختلافات از زیر پوست دارد به روی جامعه کشیده می شود. رفتارهای بسیار خشن و گفتار‌های خشونت بار و توهین‌آمیز و تحقیر‌آمیز و... اندکی از جلوه‌های این اختلافات است. در این شرایط اقتصادی بسیار بد که مردم حوصله و اعصاب خود را هم ندارند، چنین اتفاقاتی نیز مزید بر علت شده و کاملا دیگ خشم مردم را به جوش می آورد و احساسات آنان را بشدت جریحه‌دار می‌کند.
یکی دیگر از پیامدهای برخوردهای قبیله ای در ادارات این مناطق مهاجرت تحصیل کرده‌های توانمند و مستعد یا همان فرار مغزها به شهرهای بزرگتر به ویژه کلان شهر تهران است. اگرچه مهاجرت‌شان به تهران نیز آنان را به گونه‌ای دیگر با تبعیض و قبیله‌گرایی کلان‌تر و بی‌عدالتی گسترده تر مواجه می‌کند و می‌بینند در این کشور هر جا بروند آسمان همین رنگ است. با همه اینها این مهاجرت‌ها از سر استیصال صورت می‌گیرد و ترجیح می‌دهند در گوشه‌ای از این شهر، گمنام زندگی کنند تا در شهر و دیار خود زیر چماق بی‌اخلاقی و بی‌عدالتی قبیله‌گرایی له شوند. امیدوارم که تصمیمات و تغییرات و انتصابات و اعطای امتیازات و ... به گونه‌ای باشد که بیش از این اختلافات را دامن نزند و شهر و دیار را از فرزندان دلسوز و توانمند خود خالی نکند. کمی در این شرایط به تعقل و رفتارهای انسان دوستانه نیاز داریم. نظارت‌ها و دقت نظرها بیشتر شود تا عدالت در رفتار با همه مردم یکسان صورت گیرد. از آنجایی که متاسفانه نمایندگان مجلس از هر جناح یا قبیله‌ای غالبا در تغییرات و انتصابات در سطح شهرستان و حوزه انتخابیه خود اعمال نظر کرده و می‌کنند و در این شهرستان مثل کشور، هیچ ضابطه و قاعده و قانونی - به جز وابستگی و دلبستگی - برای انتصاب و انتخاب وجود ندارد؛ لذا مردم درست یا غلط همه چیز را به پای نماینده خود می‌نویسند اگرچه امکان دارد روح آن نماینده از بسیاری از این مسائل خبر نداشته باشد. از این روی باید فکری اساسی برای این موضوع کرد تا دیر نشده است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام