سرمقاله

پذیرش مشکل، مقدمه اصلاح

ژوبین صفاری

کیکاووس پورایوبی - انبوه جمعیتی که ساکن شهرهای بزرگند، به خصوص پایتخت چندین میلیونی! چاره‌ای ندارند تا در ایام تعطیلات از این شهر آشفته و پریشان ساعتی خارج شوند و دل به دریا بزنند شاید رویای یک گردش خاطره انگیز را محقق سازند، غافل از آنکه این راه پیچ در پیچ و پر سنگلاخ است؛ نمی‌دانم خوش می‌گذرد یا برای گذراندن وقت است که عزم سفر می کنند.
فارغ از مسائل بین راهی، جاده‌های پراضطراب و پرترافیک، امکانات شهری و خدمات رفاهی نیز مسئله کوچکی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت.
حال که با این همه مشکلات، مردم گردش و سفر را به جان دل می خرند و از شهر و دیار خود به شهر و روستایی دیگر راهی می شوند انصاف نیست از کمترین امکانات محروم باشند و حتی برای رسیدن به مقصد ساعت ها عمر شریف خود را در راه ها و جاده های پر ازدحام سپری کنند.
با توجه به مشکلات پیش رو، حال که برنامه‌ریزی دقیق اقتصادی برای مردم تخیلی شده، لازم است برای حداقل تفریح و گردشگری آنان پس از سه سال محدودیت های پاندمی کرونا کار کارشناسی انجام پذیرد تا درآخر هفته ها و ایام تعطیلات رسمی سرگردان و ویلان رهسپار مقصدی نامعلوم نشوند که حاصلی جز پشیمانی نداشته باشد و مدعی باشیم زندگی مردم خوب است اگر در رفاه نبودند این همه مسافرت نمی‌رفتند!! نه جان برادر رفتن به این سفر خوشگذرانی و لذت نیست فرار از زندگی تکراری و ملال آور است با حداقل توشه راه.
گرچه بخش کوچکی از امکانات رفاهی مناسبی برخوردارند و سفر را برای خود سفر انتخاب می کنند مابقی افراد لذتی از مسافرت نمی برند.
متاسفانه در مدیریت صنعت گردشگری و توریسم همانند دیگر حوزه های مدیریت با بحران عدم برنامه ریزی مواجه هستیم.
شهرهای مختلف ایران هرکدام دارای جاذبه‌های خاص توریستی و تفریحی می‌باشند که سرشار از منابع درآمد اقتصادی هستند و بخش‌های وسیعی از آن به حال خود رها شده‌اند، در حال حاضر که مشکل بتوان توریست از خارج پذیرش کرد‌، اسکان‌، جابه‌جایی و تقویت توریست داخلی و فراهم کردن امکانات برای آنان لازم است در الویت برنامه‌ها قرار گیرد؛ گاهی وقت‌ها با مواردی مواجه می‌شویم که عمق عدم برنامه‌ریزی‌، کج‌سلیقگی و شلختگی را به صورت عریان مشاهده می‌کنیم، نمونه‌ای که به‌ تازگی شخصا مواجه شدم را برایتان تعریف می کنم: روز عید فطر توفیقی حاصل شد به اتفاق خانواده سفری داشته باشیم به شهر تاریخی و قدیمی کاشان؛ مگر در طول زندگی، هر شخص چند بار به مسافرت شهر کاشان می رود؟ قطعا اگر اهل آنجا نباشی گاه گداری.
در همان ابتدای ورود به شهر حمام تاریخی فین را برای دیدن انتخاب کردیم، انبوه جمعیت و صف طولانی تهیه بلیط توجه هر کسی را جلب می‌کرد و زمان زیادی از سفر را اتلاف می‌کرد، جالب‌ترین مسئله قیمت بلیط ورودی، پنج هزار تومن! یعنی مجانی، آیا دیدن یک بنای تاریخی هیچ قیمتی نباید داشته باشد‌؟ حتما می‌گویید نویسنده پولدار است و می‌خواهد برای بنای‌های تاریخی خودمان هم دلار پرداخت کنیم، نه اصلا اینطور نیست، برای مرمت و ترمیم فرسودگی و بازسازی این بناها نیاز به ریل گذاری و هزینه نیست؟ توسعه بناها، تجهیز امکانات و از همه مهمتر بکارگیری نیروی انسانی جوان و بیکار شهر در خدمت صنعت توریسم نیاز به منابع ندارد؟
چه بهتر این هزینه و منابع از توریست تامین و برای رونق بهتر و ایجاد امکانات بیشتر جذب توریست شود ، برای این آثار تاریخی مرمت کاری، میناکاری، رنگ و لعاب جدید دادن به بناها، گسترش فضای سبز، ایجاد امکانات بهداشتی، توسعه صحن‌ها لازم و ضروری است تا هنگام بازدید انبوه جمعیت در ایام تعطیلات رسمی دچار سردرگمی، تشویش و خستگی فراوان نگردند.
در اریبهشت ماه و فصل گلابگیری در کاشان با یک برنامه ریزی منظم، هزینه یکسال زندگی را می توان تامین کرد، فرش دستبافت این شهر که یک روز شهره خاص و عام بود عمده فعالیت آن جایگزین با کارخانجات بافندگی فرش ماشینی شده است.
دو پدیده دیگر نیز که بصورت تاسف انگیزی در این سفر هنوز برایم باقی مانده است ، شهری با این همه قدمت و عظمت با کمبود سالن غذاخوری مواجه بود که ذکر آن نیز حدیثی مجمل است ، بالاخره تصمیم گرفتیم برای دیدن آبشار نیاسر به دامن کوه و دشت پناه ببریم حال آنکه تپه‌های کویر اجازه ورود به آبشار را ندادند! بله به علت ترافیک و شلوغی، راه را بسته بودند و مسیر رفته را باید برمی‌گشتیم ، این شد حاصل یک روز گردش و تفریح ما !


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام