سرمقاله

ضرورت بازاندیشی و بازکنشی در پنداشت ها و کنش ها

محمدعلی نویدی

گروه بین الملل - پس از آنکه انریکه مورا، معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا خبر داد که وی به همراه جوزب بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و رابرت مالی فرستاده ویژه آمریکا در امور ایران در رستورانی در خصوص برجام و چشم‌اندازهای منطقه خاورمیانه به طور مفصل گفت وگو و رایزنی کرده اند، روز گذشته سعید خطیب زاده، سخنگوی وزارت خارجه ایران از سفر جوزف بورل نماینده عالی سیاست خارجی و امور امنیتی اتحادیه اروپایی به تهران برای دیدار با وزیر امور خارجه کشورمان و برخی‌ دیگر از مقامات جمهوری اسلامی ایران خبر داد. به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه در این سفر که در چارچوب رایزنی‌های جاری میان ایران و اتحادیه اروپایی انجام می شود در خصوص مناسبات دوجانبه، برخی موضوعات منطقه‌ای و بین‌المللی و همچنین آخرین وضعیت مذاکرات رفع تحریم‌ها بحث و تبادل نظر صورت خواهد گرفت.
پیش از این نیز بورل در پیامی توئیتری اعلام کرده بود: من به عنوان هماهنگ‌کننده برجام به تهران سفر خواهم کرد تا دیداری با امیرعبداللهیان و دیگر مقامات مربوطه داشته باشم. دیپلماسی تنها راه بازگشت به اجرای توافق و معکوس کردن تنش‌های کنونی است.
در همین رابطه روز پنجشنبه، حسین امیرعبدالهیان وزیر خارجه کشورمان در یک گفت و گوی تلفنی با وانگ یی، همتای چینی خود در خصوص روند مناسبات دوجانبه و برخی مسائل منطقه ای و بین المللی مورد اهتمام مشترک از جمله مذاکرات رفع تحریم‌ها گفت‌وگو و تبادل نظر کردند.
امیرعبداللهیان در این گفت‌و‌گو درخصوص مذاکرات رفع تحریم‌ها، با غیر سازنده دانستن قطعنامه سیاسی آژانس بین المللی انرژی اتمی تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران آمادگی دارد تا با حسن نیت و جدیت به یک توافق پایدار و با حفظ منافع ملت ایران دست یابد. وزیر امور خارجه چین نیز با رد یکجانبه‌گرایی در فضای بین‌المللی، وجود مشارکت راهبردی جامع با ایران را برای توسعه مناسبات میان دو کشور مفید و سازنده ارزیابی کرد. وانگ‌یی با اعلام حمایت از تداوم مذاکرات هسته‌ای و تنش‌زا بودن قطعنامه سیاسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ابراز امیدواری کرد مسیر دیپلماسی و گفت‌و‌گو به حصول توافق در مذاکرات وین منجر شود.
دوران بلاتکلیفی
این گفت‌و‌گوها در حالی صورت گرفته که برخی از منابع خارجی اعلام کرده‌اند که جوزف بورل در سفر خود به تهران، حامل پیامی از سوی ایالات متحده است. در همین رابطه کورش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل متحد در تحلیلی درخصوص مذاکرات وین و سرنوشت برجام، می‌نویسد: بلاتکلیفی را می‌توان ویژگی عمده برجام در این دوره بشمار آورد. برجام دوره‌های مختلفی را تا کنون از سر گذرانده، اما هیچگاه اینچنین در ورطه بلاتکلیفی گرفتار نبوده است. به رغم آنکه تقریبا همه طرف‌ها توافق را نهایی شده دانسته‌اند و حتی مذاکره‌کننده روسی دو هفته پیش از تکمیل توافق در حد ۹۹/۹۹ درصد سخن گفت، اما دلیل بلاتکلیفی موجود روشن نیست.
یکی از ویژگی‌های این دوره بلاتکلیفی بی‌اطلاعی از دلیل تعلق مذاکرات است. طرف ایرانی تقریبا سکوت کامل پیشه کرده و توضیحی درمورد اینکه چرا مذاکرات در تعلیق است، جز ذکر برخی عناوین کلی، سخنی نمی‌گویند. در حالی که طرف‌های غربی مسئله حذف سپاه از فهرست گروه‌های تروریستی را مشکل اصلی معرفی می‌کنند، آقای امیرعبدالهیان این را «یک مسئله فرعی» و «تقلیل دادن موضوع» خوانده و «مسئله برخورداری ایران از مزایای کامل اقتصادی در تجارت جهانی» عامل اصلی خوانده است. اگر مشکل این باشد، طبعا مذاکرات در وین نباید متوقف می‌شد و صحبت از تکمیل ۹۹/۹۹ درصدی توافق نیز بی‌معنا بود.
در چنین شرایطی، اعلام امیرعبدالهیان در ۱۸ خرداد مبنی بر ارائه «یک بسته سیاسی جدید» در ۱۶ خرداد یعنی در روز شروع به کار شورای حکام آژانس خوش‌بینی‌هایی را موجب شد. سخنگوی وزارت خارجه هم از ارائه «جدول زمانی و نقشه راه» به طرف غربی گفت. اما واکنش برخی مقامات آمریکایی که بدون ذکر نام مدعی شده‌اند که «بسته سیاسی» ایران مبهم و غیرمحتوایی است و ادعای یک دیپلمات اروپایی مبنی بر اینکه ابتکار ایران تنها قول برگزاری جلسات در برابر عدم طرح قطعنامه در شورای حکام بود، خوش‌بینی‌های اولیه را کم رنگ کرد. طرف اروپایی همچنین مدعی است که طی چند هفته گذشته خواستار برگزاری نشست‌ها بوده، اما طرف ایرانی نپذیرفته است.
طبیعی است که ادعا‌های طرف غربی را نمی‌توان پذیرفت، اما سکوت طرف ایرانی و عدم ارائه توضیح در مورد چونی و چرایی شرایط موجود به لحاظ روابط عمومی آسیب‌زا است. خاصه آنکه اکنون بخشی از تلاش‌ها متوجه «معرفی مقصر» است و اگر طرف ایرانی در اقناع افکار عمومی ضعف نشان دهد، خطر عقب افتادن در امر مقصر یابی وجود خواهد داشت. طبعا هرگونه توفیق طرف مقابل در این زمینه قابل ترجمه به اقدامات عملی نیز خواهد بود.
به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده است: مشکل بزرگ این است که بلاتکلیفی و سکوت جاری به تدریج با نوعی تقابل فزاینده نیز همراه شده است. اخیرا اوج این تقابل را در جریان صدور قطعنامه‌ای از سوی آژانس علیه ایران از یک سو و اعلام ایران مبنی بر خاموش کردن شماری از دوربین‌های فراپادمانی آژانس و راه اندازی دو آبشار سانتریفیوژ‌های IR۶ در فردو دیدیم. این اقدامات تقابلی در حالی که تلاشی نیز در حوزه مذاکرات مشهود نیست، می‌تواند موجب افزایش سطح تقابل شود.
برخی مواجهه‌ها و تحریکات تهدیدآمیز اسرائیل در خلیج فارس و سخن از شکل‌گیری یک ائتلاف نظامی با شرکت آمریکا، اسرائیل و اعراب جو را بیش از پیش مستعد افزایش تنش کرده است.
به علاوه، رژیم اسرائیل اخیرا توجه خود را بر انگلیس متمرکز کرده و به نظر می‌رسد که یکی از اهدافش تشویق لندن برای پیشگامی در توسل به «مکانیسم ماشه» در سازمان ملل با هدف احیای قطعنامه‌های ضد ایرانی است. آمریکا چون عضو برجام نیست، نمی‌تواند در این مورد اقدام کند. نخست وزیر رژیم اسرائیل در مصاحبه با نشریه انگلیسی «تلگراف» از نوعی مکانیسم ماشه جدید (Tripwire mechanism) با هدف «تحریم‌های شدیدتر» در صورت ادامه تلاش‌های جاری ایران نیز سخن گفته است. شاید پیشگامی انگلیس در کمک نظامی به اوکراین نیز مشوق اسرائیل برای تمرکز بر انگلیس بوده باشد. بعلاوه، ضعف دولت بنت در داخل اسرائیل می‌تواند زمینه‌ساز تشویق او به ماجراجویی در سیاست خارجی نیز بشود.
در رابطه با اقدامات تقابلی، اظهارات اخیر مقامات آمریکایی در مورد مشورت با شرکای منطقه‌ای در مورد برجام و حمایت از مذاکرات آن‌ها در مورد امنیت منطقه نیز قابل توجه است. آمریکا همچنین از تقویت رژیم تحریم و مشارکت در یک ائتلاف منطقه‌ای علیه ایران و تشویق کشور‌های خلیج فارس و اسرائیل به ایجاد یک سیستم دفاعی یکپارچه در برابر تهدید‌های موشکی و پهبادی سخن گفته است. فشار شیوخ عرب خلیج فارس برای کشاندن آمریکا به تقابل با ایران فاکتور مهم دیگری در این مقطع زمانی است. در شرایطی که آمریکا به همکاری این شیوخ در زمینه افزایش تولید و صدور نفت و گاز برای رفع کمبود ناشی از بحران اوکراین و کاهش قیمت انرژی در آمریکا نیاز دارد، واشنگتن در برابر این فشار‌ها آسیب پذیرتر از زمان‌های دیگر است. سفر بایدن به عربستان به رغم انتقادات تند او از عربستان و شخص بن سلمان در گذشته یکی از نشانه‌های ضعف آمریکا است.
در مقابل طرف غربی مدعی است که ایران به اهرم‌سازی از طریق غنی‌سازی با غنای بالا ادامه می‌دهد. در شرایطی که سازمان ملی اطلاعات آمریکا در ۹ مارس گذشته اعلام کرد که نشانه‌ای حاکی از اقدام ایران برای ساختن بمب اتمی مشاهده نکرده است، بعید است که غرب بطور جدی و در کوتاه مدت نگران غنی‌سازی در ایران باشد. طرف ایرانی نیز قطعا توجه دارد که سیاست ابهام در این قبیل حوزه‌ها بیش از آنکه بازدارنده باشد خطرزا است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام