سرمقاله

هنر ایجاد ارتباط با مخالفان

جلال خوش‌چهره

روز گذشته یکی از نمایندگان مجلس نسبت به یک طرح تحقیق و تفحص کمیسیون کشاورزی درخصوص مسئله آب اعتراض کرد. اعتراضی که با اعتراض شدید شروع و نهایتاً به مرحله‌ای از عصبیت غیر قابل کنترل تبدیل شد. فارغ از درستی و یا نادرستی فحوای اعتراض که می‌تواند بحق هم باشد؛ نحوه بیان این نماینده در خود چند نکته اساسی دارد. نخست آنکه متاسفانه طی سال‌های اخیر باب شده که برای تاثیرگذاری نظر و دیدگاه لازم است تا کلام نه به صورت منطقی و استدلالی و در یک فضای تعاملی که همراه با گونه‌های مختلف خشم بیان شود. وایرال شدن این نوع از اظهارات در شبکه‌های اجتماعی نیز به این اپیدمی خطرناک دامن زده است. بررسی این نوع از رفتارها در بستر اجتماعی نه نشان از رشد که ضعف پارادایمی در سطح گفتمان عمومی را به رخ می‌کشد. به عبارتی از سال‌هایی که واژگانی چون مدارا، گفت‌وگو، جامعه مدنی و تعامل در سطح وسیعی از ادبیات سیاسی و اجتماعی رواج یافت و داشت ذره ذره به عنوان ارزش‌های غالب در گفتار و رفتار مسئولان و مردم نمو پیدا می‌کرد فاصله گرفته‌ایم و دچار نوعی عقب گرد شده‌ایم.
از زاویه دیگر، این نوع رفتار و پخش گسترده چنین ویدئوهایی تنها یک پیام به مخاطب ارائه می‌کند، که برای گرفتن حق در کشور باید حتما فریادهای خشم آلود زد و از خود بی‌خود شد. در حالی که فرهنگ مدارا و تعامل همواره در گفتمان دینی نیز مورد توجه قرار گرفته است. فارغ از اینکه این گفته‌ها تا چه حد می‌تواند برای دامن زده به اختلافات قومی خطرناک باشد، الگوی ارائه شده برای بیان اعتراض در جامعه‌ای که از مسئله خشم به واسطه انواع مشکلات اقتصادی رنج می‌برد، مناسب نیست.
این موضوع نشان می‌دهد که از اواسط دهه هشتاد و با تغییر ادبیات گفتاری مسئولان سیاسی وقت، بسیاری از مفاهیم جا افتاده پیش از آن به محاق رفت و امروز حتی ادبیات ضد مدارایی تبدیل به ارزش شده است.
به نظر می‌رسد امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند احیای مفاهیمی چون گفت‌وگوی مسالمت آمیز و استدلالی هستیم.
هابرماس در نظریه کنش ارتباطی می‌گوید که می‌توان با مباحثه استدلالی و رسیدن به فهم مشترک در شرایط برابر به تعالی جامعه کمک کرد. به نظر می‌رسد جامعه امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند کنش ارتباطی استدلالی و نه استراتژیک برای رسیدن به فهم مشترک در همه مسائل است. درست است که مدارا یک مفهوم عام و کاربردی برای همه وضعیت‌ها نیست اما متاسفانه در جامعه امروز برای باز کردن هر نوع گره‌ای، مدارا آخرین راهکار است. اگرچه از دیدگاه روانشناختی خشونت درون آدمی نباید سرکوب شود بلکه باید پالایش و درمان شود اما بروز آن به عنوان یک ارزش اپیدمیک می‌تواند تبدیل به الگوی غالب و مخرب در جامعه شود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام