سرمقاله

ضرورت بازاندیشی و بازکنشی در پنداشت ها و کنش ها

محمدعلی نویدی

همزمان با هشدارهای دومینووار سران اروپا نسبت به بحران انرژی ناشی از وابستگی بالا به منابع انرژی روسیه و تداوم جنگ در اوکراین، باید دید آیا کشورهای قاره سبز از زمستانی احتمالا بدون نفت و گاز روسیه جان سالم به در خواهند برد یا اینکه اهرم انرژی، معادلات جنگ را تغییر می‌دهد؟
از آغاز جنگ اوکراین تاکنون، یکی از بازارهایی که به وضوح تحت فشار قرار گرفته، بازار انرژی است. وابستگی شدید اروپا به سوخت‌های فسیلی روسیه عاملی است که تحریم صادرات نفت و گاز این غول اوراسیا را برای اتحادیه دشوار می‌کند و همزمان با اینکه کشورهای قاره کهن در حال بحث بر سر پیروی از آمریکا هستند، نوسانات طلای سیاه و گاز همچنان نبض بازار انرژی را در دست دارد. مطالعه گروهی از اقتصاددانان برجسته آلمانی نشان می‌دهد که قطع واردات گاز روسیه بین ۰.۵ تا ۲.۲ درصد از تولید ناخالص داخلی برای آلمان هزینه خواهد داشت. «فرانسیسکو دِ لا تورره» اقتصاددان اسپانیایی می‌گوید که سهمیه‌بندی انرژی در بخش صنعت «حتی در اواسط تابستان» اجتناب‌ناپذیر خواهد بود و آلمان از این منظر دوباره در کانون توجه قرار خواهد گرفت. وی معتقد است، دولت «اولاف شولتس» صدراعظم آلمان هیچ جایگزینی برای انرژی روسیه ندارد و تا زمانی که تمام نیروگاه‌های هسته‌ای این کشور مجدد فعال نشوند، این امکان وجود نخواهد داشت. باید خاطرنشان کرد که این امر نیز نه تنها زمان‌بر بوده بلکه هزینه‌های سیاسی برای صدراعظم سوسیال دموکرات در پی خواهد داشت.
پیشینه
به محض آغاز سال ۲۰۰۹ میلادی، ضامن نارنجک تنش‌های فزاینده میان روسیه و اوکراین کشیده شد و در آن یکم ژانویه (۱۲ دی ۱۳۸۷)، مسکو اعلام کرد صادرات گاز به همسایه غربی خود را به طور کامل تعلیق می‌کند. نشریه ال کنفیدنسیال اسپانیا با یادآوری این رویداد می‌نویسد: یک هفته بعد، بسته شدن شیر گاز به ۱۶ کشور عضو اتحادیه اروپا و مولداوی گسترش یافت. این بحران در ۲۰ ژانویه حل‌وفصل شد اما برای انتقال این پیام هشدار آشکار به بروکسل و درک پاشنه آشیل اروپا در وابستگی و کمبود منابع انرژی کافی بود.
به دنبال این واقعه، وابستگی اروپا به روسیه به عنوان یک تامین‌کننده گاز، که مدتی نادیده گرفته شده بود، برای همه آشکار شد. اتحادیه اروپا سپس مجموعه‌ای از اصلاحات را با هدف کاهش این ضعف استراتژیک آغاز کرد که بار دیگر در سال ۲۰۱۴، زمانی که ولادیمیر پوتین شبه جزیره کریمه را در برابر نگاه درمانده اروپا به غول اوراسیا ضمیمه کرد، مشهود شد.
اکنون ۱۳ سال از آن روزهای هشدارآمیز می‌گذرد و ظاهرا چیزی تغییر نکرده است. بار دیگر طبل جنگ در مرز اوکراین و روسیه می‌کوبد. بار دیگر، بحران انرژی قاره اروپا را در میانه زمستان درگیر می‌کند. بار دیگر اروپا مدعی است که گاز به عنوان یک سلاح ژئوپلیتیکی در نظر گرفته شده است و بار دیگر وابستگی بروکسل به سوخت روسیه دستانش را در پاسخ به اقدامات کرملین می‌بندد. خطوط لوله روسیه برای ماه‌ها با نصف ظرفیت اقدام به صادرات گاز می‌کند و به ثبت نرخ‌های بالای قبوض برق کمک کرده است.
اهمیت موضوع
«فاتح بیرول» مدیر اجرایی آژانس بین المللی انرژی به تازگی گفت روسیه ممکن است صادرات گاز به اروپا را به طور کامل قطع کند، زیرا به دنبال تقویت اهرم سیاسی‌اش در میانه بحران اوکراین است. بیرول پیشتر نیز هشدار داد، بحرانی «بسیار بزرگ‌تر» از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ با مشکلات عرضه و قیمت بالای سوخت به ویژه برای اروپا در راه است. وی تاکید کرد: با آغاز فصل تابستان در اروپا و آمریکا و افزایش مصرف برق، تقاضا برای سوخت افزایش خواهد یافت و سپس ممکن است مشکلاتی در عرضه گازوئیل، بنزین یا نفت سفید به ویژه در اروپا ایجاد شود.  
اتحادیه اروپا و دیگر کشورهای اروپایی برای جبران بسته شدن نسبی شیر گاز روسیه، مجبور شده‌اند واردات گاز طبیعی مایع (LNG) را به ویژه از آمریکا، یکی از بزرگترین صادرکنندگان سوخت در جهان، به شدت گسترش دهند. مقایسه هفته دوم سال جاری میلادی (۲۰۲۲) با بازه زمانی مشابه در سال ۲۰۲۱ نشان می‌دهد که اروپا نزدیک به ۴۲ درصد کمتر گاز از روسیه وارد کرده و در مقابل، ۱۲۵ درصد افزایش واردات ال‌ان‌جی از آمریکا داشته است. افزایش عرضه از طرف سایر شرکای انرژی بروکسل مانند نروژ یا الجزایر نیز محدود بوده است.
کمک‌های آمریکا اگرچه برای کاهش مشکلات عرضه بی‌تاثیر نبوده اما درمان قطعی نبوده و فقط به منزله آرامبخشی موقت است. دلیل این عرضه بی‌سابقه گاز مایع آمریکا را نیز می‌توان به دو دلیل دانست؛ نخست اینکه هیچ منطقه‌ای در جهان، قیمت بالاتری از اروپا نمی‌پردازد. دوم اینکه اگر کرملین نسبت به اتخاذ تدابیری شدید مشابه آنچه در سال ۲۰۱۹ رخ داد، اقدام کند، هیچ گاز مایعی در جهان وجود ندارد که بتواند از یک وضعیت فاجعه‌بار جلوگیری کند.
ارزیابی
وابستگی اروپا به انرژی روسیه به عنوان یکی از نمادهای عصر جهانی شدن تا چندی پیش شاید رضایت‌آمیز به نظر می‌رسید اما در سال‌های اخیر، درگیری‌های غیرمنتظره‌ای رخ داد که نشان داد وابستگی متقابل در رفع مشکلات میان اتحادیه اروپا و روسیه ناکارآمد بوده است.
بنابراین جنگ اوکراین نه تنها اروپا را به تماشای جنگ حقیقی در معنای متعارف آن نشانده بلکه تورم، خطر رکود، روند صعودی بهای برق و سوخت و رویارویی با زمستان آتی بدون نفت و گاز روسیه را دامنگیر کشورهای اروپایی کرده است.
به این ترتیب آنچه واضح است اینکه وضعیت تامین انرژی در اروپا در شرایط بسیار نامطمئنی قرار دارد و باید دید آیا تشدید این بحران، معادلات جنگ را تغییر خواهد داد؟


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام