سرمقاله

ایران و آمریکا، نزدیک به توافق

جلال خوش‌چهره

کشته شدن ایمن الظواهری، رهبر شبکه القاعده و از محدود چهره های پرنفوذ در این شبکه، به تاریخ سی ام جولای، نقطه عطفی در سیر تحولات خواهد بود. این رویداد، نه تنها یک اتفاق معمول نیست و نمی تواند یک امر عادی تلقی شود، بلکه زمینه را برای انکشافات بعدی اوضاع در افغانستان، مساعد می سازد. 
به گزارش دیپلماسی ایرانی، عبدالناصر نورزاد، استاد پیشین دانشگاه کابل در این رابطه می نویسد:
کشته شدن الظواهری، تبعات مختلفی خواهد داشت: اول: ممکن انجام این حمله و اطمینان از موجودیت الظواهری در کابل تحت سیطره طالبان، زمینه را برای یک مداخله نظامی دیگر به رهبری امریکا مساعد سازد. این گزینه با اندک احتمال، می تواند در ذهن هر کس خطور کند، زیرا امریکا علی رغم اخذ تعهدات از جانب طالبان در توافق نامه دوحه، مبنی بر همکاری با امریکا در امر مبارزه با گروه های تروریستی، که گروه طالبان تعهد داده بودند تا با تمامی گروه های تروریستی به شمول القاعده، قطع رابطه کرده و اجازه ندهند از خاک افغانستان تحت کنترلشان، حملات تروریستی علیه کشورهای دیگر صورت گیرد، بوده باشد. اما با اثبات موجودیت رهبر القاعده در کابل که به زعم وزارت امور خارجه امریکا، خیانت و تخطی اشکار و نقض فاحش توافق نامه دوحه است، یک بار دیگر، طالبان زیر سئوال رفته و اعتبار شان در هاله از ابهام قرار گرفته است. 
دوم: ممکن است جامعه جهانی با کشته شدن رهبر شبکه القاعده آن هم در مرکزی ترین نقطه کابل، نظر به رسمیت شناختن طالبان را، کنار گذاشته و این گروه را تحت تحریم های جدی تری قرار دهد. این کار منجر به آن می شود تا افغانستان تحت کنترل طالبان با موجودیت فشار های اقتصادی و سیاسی، به مکان امن تروریست‌های چند ملیتی و بین المللی مانند دهه نود مبدل شود و حملات مشابه یازده سپتامبر از آن، سازماندهی شود؛ 
سوم: کشته شدن رهبر القاعده در کابل، جای هیچ شک و تردیدی را در ماهیت تروریستی بودن گروه طالبان و ارتباط عمیق آنها با سایر گروه های تروریستی بین المللی، باقی نمی گذارد. پس دشوار به نظر می رسد افغانستان، منطقه و جهان از خطر تروریسم در آینده مصئون بماند و خطری از خاک آن متوجه منطقه و جهان نشود. حال آن که طالبان بارها از عدم موجودیت گروه های تروریستی خارجی در افغانستان، سخن گفته است. 
چهارم: افشای محل الظواهری قطعا از درون طالبان صورت گرفته است. بعید نیست که برخی از گروه های تندروتر طالبان در درون شان اقدام به انتقام گیری کنند. این مسئله قبلا هم تذکر یافت و نشان عمیق از امتیاز گیری و اوج اختلافات میان گروه طالبان دارد، زیرا گروه های مختلف با تفکر جدا از فکر طالبانی، در درون این گروه وجود دارد و از هر فرصتی برای مغلوب ساختن حریف های خود استفاده می برند. 
پنجم: قتل الظواهری در منطقخ به شدت تحت کنترل طالبان در کابل، زمینه های شک و تردید را میان این گروه و سایر گروه های خارجی تروریستی که در همپیانی نزدیک با این گروه قرار داشته اند، خلق خواهد کرد. پس از این رهبران طالبان ایغور، تاجیکستانی و ازبکستانی دیگر خودشان را مصوون احساس نخواهند کرد. این باعث می شود تا کشور های حمایت گر این گروه ها از اختلافات و عدم اطمینان و اعتماد میان آنها استفاده برده و برای اهداف استراتیژیک تری آنها را به کار ببرند. از سوی دیگر، این رویداد نظر به منافع و خواست گروه‌ها و دولت‌ها به گونه‌‌های متفاوت و متناقضی تعریف و داوری خواهد شد و بسترهای تازه‌یی را برای کش‌مکش و همسویی میان آنها، فراهم خواهد کرد.
ششم: بالاخره این قتل باعث می شود تا سناریو های جدید، با بازیگران جدید و اهداف جدید در محور منطقه ای بوجود بیاید. امریکا با هدف قرار دادن الظواهری، نشان داد که داستان القاعده و هدف قرار دادن آن، به اینجا نمی‌شود و حوادث متعاقب آن، پس لرزه های این رویداد خواهد بود. در ضمن، این کار اشراف اطلاعاتی و کنترل هوایی امریکا بر حریم فضایی افغانستان را نشان می دهد و برای طالبان و منطقه پیام می دهد که تا هنوز امریکا، مالک افغانستان است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام