سرمقاله

در هنگامه طوفان، چرا صدای تفرقه؟؟ / هادی انصاری

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • تأیید قاطع سهامداران؛ مهر تأیید بر کارنامه مالی ۱۴۰۴ بیمه سرمد
  • منجیل در ترازوی تمدن؛ ارزش‌گذاری ۴.۲ هزار میلیارد تومانی برای بزرگ‌ترین نیروگاه بادی ایران
  • درخشش سرمد در مسیر سودآوری؛/ تحقق سودآوری با جهش چشمگیر ۳۷۰ درصدی سود انباشته
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 61219  |  صفحه ۳ |  جامعه  |  تاریخ: 10 تی‍ 1405
    روستایی‌ها، شهرنشین ها را پشت سر گذاشتند
    رکورد غم‌انگیز، با جامعه روستایی چه می کند؟

    گزارش مرکز آمار آمد و مثل همیشه، ارقام را ردیف کرد: تورم نقطه‌به‌نقطه روستایی به بیش از ۱۰۰ درصد رسیده است. این رکورد، با جامعه روستایی چه خواهد کرد؟ تورم نقطه‌به‌نقطه روستایی به بیش از ۱۰۰ درصد رسیده؛ یعنی ۱۰۱.۸ درصد در اردیبهشت، و بالاتر در ماه‌های بعد. اما این اعداد، فقط خطوطی روی کاغذ نیستند؛ فریادی هستند از عمق روستاها، از جایی که خاک هنوز بوی نان و عرق می‌دهد، اما سفره‌ها خالی‌تر از همیشه شده‌اند. به گزارش تابناک، روستا، آن سرزمین مادری که همیشه پشتیبان شهرها بوده، حالا خودش زیر بار تورم سه‌رقمی خم شده است. جایی که بیش از نیمی از هزینه خانوار به خوراکی‌ها اختصاص دارد، دو برابر شدن قیمت‌ها در یک سال، معنایی جز فروپاشی معیشت ندارد. این تورم، نه فقط اقتصادی است؛ اجتماعی است، فرهنگی است، و در عمق، انسانی. تورم سه‌رقمی روستایی، بیش از یک آمار، سیگنال مرگ تدریجی جامعه روستایی به مثابه واحد اجتماعی-اقتصادی مستقل است. در جامعه‌شناسی، جوامع وقتی پایه معیشتی‌شان فرو می‌ریزد، ابتدا انسجام‌شان را از دست می‌دهند، سپس هویت‌شان را، و در نهایت به حاشیه رانده می‌شوند. ایران با این پدیده، در آستانه یک «انتقال جمعیتی-اجتماعی» پرهزینه قرار دارد: شهری‌سازی اجباری که نه از سر پیشرفت، بلکه از سر ناچاری است. این تورم، مانند لنزی، ناکارآمدی سیاست‌های توسعه نامتوازن، وابستگی به واردات و ضعف تولید محلی را آشکار می‌کند. مداخله فوری در این باره ضرورت دارد. از منظر جامعه‌شناختی، این پدیده بیش از هر چیز، نابرابری ساختاری را عریان می‌کند. روستایی که دسترسی‌اش به بازار و کالا محدودتر است، حمل‌ونقل گران‌تر، و تولیدش وابسته به طبیعت و نهاده‌های وارداتی، بیشترین ضربه را می‌خورد. دهک‌های پایین روستایی، که ۴۵ تا ۵۷ درصد درآمدشان را صرف غذا می‌کنند، حالا در برابر گرانی بی‌رحمانه، بی دفاع مانده‌اند. این همان «فقر نسبی» است که اعتماد را می‌خورد و انسجام را می‌لرزاند. خوره‌ای روی سرمایه اجتماعی تورم سه‌رقمی، مثل خوره به سرمایه اجتماعی روستا افتاده. جایی که همسایه به همسایه کمک می‌کرد، حالا رقابت بر سر بقا جای تعاون را گرفته. اعتماد به یکدیگر و کلیت جامعه، به آینده، به همدیگر، رنگ باخته. خانواده‌ها تحت فشار، فرزندان از مدرسه به مزرعه یا مهاجرت کشیده می‌شوند. زنان، ستون خیمه خانه، بار سنگین‌تری بر دوش می‌کشند. این، انومی اجتماعی است؛ بی‌هنجاری‌ای که هویت روستایی – هویت تولیدکننده، خودکفا، متکی به زمین – را به چالش می‌کشد. تبعاتش را در مهاجرت ببینید. مهاجرتی اجباری، نه برای پیشرفت، که برای بقا. روستاها خالی می‌شوند، جوان‌ها به حاشیه شهرها پناه می‌برند، کشاورزی ضعیف‌تر می‌شود، امنیت غذایی تهدید. آمارهای قدیمی از تخلیه ده‌ها هزار آبادی حرف می‌زنند؛ حالا با این تورم، این روند سرعت گرفته. شهرها هم از این سیل آسیب می‌بینند: حاشیه‌نشینی، فشار بر خدمات، و فاصله بیشتر طبقاتی. فقط قیمت ها بالانرفته به اعتقاد کارشنایان این تورم، فقط قیمت‌ها را بالا نبرده؛ هویت را پایین آورده. روستایی که روزی غرور تولید داشت، حالا مصرف‌کننده‌ای وابسته و آسیب‌پذیر شده. نسل‌ها تحت تاثیر قرار گرفته‌اند: کودکان با سوءتغذیه احتمالی، سالمندان با نگرانی معیشت، و جوانی که آینده‌اش را در شهر جستجو می‌کند. در استان‌های غربی و محروم، این سه‌رقمی شدن شدیدتر است. شکاف مرکز-پیرامون عمیق‌تر، نارضایتی بیشتر. این زنگ خطری است. تورم روستایی، آینه‌ای است از سیاست‌های توسعه نامتوازن؛ جایی که روستا همیشه در حاشیه مانده، حالا اما حاشیه‌اش به مرکز فشار می‌آورد. مرثیه پایانی روستا، فقط محل تولید غذا نیست؛ خزانه سرمایه اجتماعی، حافظه تاریخی و تنوع فرهنگی ماست. نجات آن، نیازمند نگاهی فراتر از ارقام است: حمایت واقعی از تولید محلی، کنترل زنجیره تامین، سرمایه‌گذاری عادلانه در زیرساخت. وگرنه، این تورم سه‌رقمی، نه فقط معیشت، که روح روستای ایران را خواهد سوخت.