سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
محتملترین ارزیابی در این لحظه این نیست که «حمله امشب قطعی است»، بلکه این است که واشنگتن وارد خطرناکترین مرحله پیش از حمله شده است؛ مرحلهای که یک شکست در دیپلماسی یا یک حادثه در میدان میتواند تصمیم نهایی را تغییر دهد. تصمیمی که نه فقط ایران و منطقه بلکه آرایش جهان را یا به نظم یا به بینظمی مطلق میکشاند در آنصورت آیا اژدهای زرد هم بالاخره بیدار میشود؟ هنوز چند روزی از زمانی که دونالد ترامپ از «مذاکراتی بسیار دوستانه» با ایران سخن میگفت نگذشته بود که فضای کاخ سفید بار دیگر تغییر کرد. آنچه ابتدا تنها یک تهدید لفظی به نظر میرسید، حالا در گزارشهای پیاپی رسانههای آمریکایی به طرحی عملیاتی تبدیل شده است؛ طرحی که از اتاق وضعیت کاخ سفید تا کمپ دیوید، از جلسات محرمانه فرماندهان ارتش تا رایزنیهای واشنگتن با اسرائیل امتداد پیدا کرده و تنها یک امضا با اجرا فاصله دارد. به گزارش خبرآنلاین طی کمتر از ۲۴ ساعت، رسانههای آمریکایی هر کدام بخشی از روند تصمیم گیری در کاخ سفید را مخابره کردهاند. یکی از صدور تصمیم برای آغاز جنگ تمام عیار خبر داد. دیگری از دیدارهای ترامپ با خالد بن سلمان وزیر دفاع سعود و نتانیاهو در اتاق بیضی، رسانهای دیگر از اهداف حمله آمریکا گفت و برخی دیگر همچنان در گمانهزنی اینکه ترامپ دستور حمله را صادر میکند؟ برخی از این رسانهها معتقدند که شاید امروز دیپلماسی بار دیگر گرهگشا باشد و شاید وال استریتژورنال که خبر تصمیم ترامپ برای حمله را قطعی دانسته پاسخ انتظارات جهان باشد. با این شرایط اگر این گزارشها را کنار هم بگذاریم، تصویری شکل میگیرد که با روایتهای روزهای گذشته تفاوت دارد؛ دیگر بحث بر سر این نیست که آیا واشنگتن گزینه نظامی را بررسی میکند یا نه، بلکه پرسش اصلی این است که آیا آخرین فرصت برای دیپلماسی پیش از صدور فرمان حمله از دست خواهد رفت یا خیر؟ آیا هنوز میتوان امیدوار بود که گفتگوهایی که ترامپ به آن اشاره دارد خروجی مثبتی به نفع «نه به جنگ» داشته باشد؟ ترامپ در گفتگویی با «ریل امریکنز ویس» که روز جمعه منتشر شد مدعی شد: ما میخواهیم یک توافق واقعی داشته باشیم، من توافق صوری یا ساختگی نمیخواهم. او می گوید مذاکرات در جریان است اما از خروجی این مذاکره تقریبا کسی مطلع نیست. آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، تغییر لحن خود ترامپ است. رئیسجمهوری که همین هفته از توقف حملات برای ایجاد فرصت مذاکره سخن میگفت، اکنون در نشست کابینه در کمپ دیوید از «ضربهای سخت» حرف میزند؛ ضربهای که به گفته او آنقدر ادامه خواهد یافت تا تهران «دیگر نتواند ادامه دهد.» این تغییر لحن، تنها یک موضعگیری سیاسی نیست؛ به نوشته والاستریت ژورنال، پشت این جملات هفتهها جلسه محرمانه، ارزیابی اطلاعاتی و طرحهای عملیاتی قرار دارد. والاستریت ژورنال در رمزگشایی این اخبار نوشت: برخلاف گزارشهای اولیه که از «بررسی گزینه حمله» سخن میگفتند، این روزنامه نوشت ترامپ در کمپ دیوید، طرحی را که فرماندهان نظامی روی میز او گذاشته بودند، تأیید کرده است؛ عملیاتی که میتواند از همین آخر هفته آغاز شود و چند روز ادامه داشته باشد. با این حال، مقامهای آمریکایی یک نکته را نیز همزمان مطرح میکنند؛ هنوز فرمان نهایی صادر نشده است و اگر در آخرین لحظه روزنهای برای دیپلماسی باز شود، رئیسجمهور آمریکا ممکن است اجرای همین طرح را متوقف کند. همین نکته، تفاوت مهم وضعیت امروز با هفتههای گذشته است. کاخ سفید دیگر میان «جنگ یا مذاکره» انتخاب نمیکند؛ بلکه هر دو مسیر را به طور همزمان پیش میبرد. از یک سو، ارتش برای سناریوی حمله آماده میشود و از سوی دیگر، دیپلماسی آخرین فرصت خود را تجربه میکند. آکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی مینویسد هدف از حمله احتمالی، افزایش فشار بر تهران برای پذیرش شروط واشنگتن در مذاکرات است؛ فشاری که این بار ممکن است نه بر مراکز نظامی، بلکه بر قلب زیرساختهای انرژی ایران وارد شود. اما آنچه در گزارشهای جدید بیش از همه توجهها را جلب کرده، تغییر ماهیت اهداف احتمالی آمریکاست. اگر در دورهای پیشین تنش میان تهران و واشنگتن، بحث اصلی بر سر مراکز نظامی، برنامه موشکی یا تأسیسات هستهای بود، این بار نام بخش دیگری از زیرساختهای ایران به میان آمده است؛ انرژی و در کنار آن جنگ کریدورها. حالا دیگر رسانهها به صراحت اذعان دارند که مساله هستهای ایران دروغی بیش نیست. امروز جنگ بر سر انرژی و کریدورها برای خفقان چین است و ایران ما تنها یک قربانی است. حالا امروز در واشنگتن، گزینهای روی میز قرار گرفته که میتواند پیامدهایی فراتر از میدان نظامی داشته باشد؛ حمله به نیروگاهها، پالایشگاهها و دیگر تأسیسات حیاتی انرژی ایران. به نوشته آکسیوس، مقامهای آمریکایی در حال بررسی حمله به اهدافی هستند که بتواند فشار اقتصادی و سیاسی بر تهران را افزایش دهد؛ اقدامی که از نگاه طراحان آن، میتواند محاسبات ایران در مذاکرات را تغییر دهد. اما همین گزینه، نگرانیهای جدی را در داخل آمریکا نیز برانگیخته است. زیرا حمله به زیرساختهای انرژی برخلاف یک عملیات محدود علیه اهداف نظامی، میتواند پیامدهایی گستردهتر برای اقتصاد ایران، بازار جهانی انرژی و حتی امنیت منطقه داشته باشد به این معنا که این فشار حداکثری شاید تبدیل به فشار حداکثری به جهان تلقی شود. سیبیاس نیوز در گزارش خود از بررسی سناریویی خبر داده است که در آن نیروگاهها، پالایشگاهها و تأسیسات مرتبط با انرژی ایران در میان اهداف احتمالی قرار دارند. حتی به گفته این رسانهها، در برخی بحثهای داخلی آمریکا موضوع قطع برق تهران نیز مطرح شده است؛ سناریویی که نشان میدهد بخشی از محاسبات واشنگتن، بر وارد کردن فشار مستقیم به ساختارهای حیاتی کشور متمرکز شده است. با این حال، این گزینه مخالفانی نیز در داخل دولت آمریکا دارد. برخی مشاوران سیاسی کاخ سفید نگران هستند که حمله به زیرساختهای غیرنظامی، نه تنها تهران را به عقبنشینی وادار نکند، بلکه زمینه را برای واکنشی گستردهتر از سوی ایران فراهم کند. از فشار حداکثری تا آزمون یک راهبرد پرریسک در پشت تصمیم احتمالی ترامپ، یک پرسش اساسی وجود دارد؛ آیا فشار نظامی شدید میتواند ایران را به تغییر رفتار وادار کند یا تنها جنگ را وارد مرحلهای غیرقابل پیشبینی خواهد کرد؟ رئیسجمهور آمریکا معتقد است پاسخ این پرسش روشن است. او بارها گفته است که افزایش فشار، تهران را ناچار خواهد کرد میان ادامه تقابل و بازگشت به مذاکره یکی را انتخاب کند. اما در سوی دیگر، برخی مقامهای آمریکایی نگرانند که این محاسبه بیش از حد سادهانگارانه باشد. آنها معتقدند ایران در سالهای گذشته نشان داده است که حتی در شرایط فشار شدید نیز ابزارهای متعددی برای پاسخ در اختیار دارد؛ از توان موشکی گرفته تا شبکه متحدان منطقهای. والاستریت ژورنال در گزارش خود به یکی از نگرانیهای مهم پنتاگون نیز اشاره کرده است؛ ذخایر مهمات آمریکا. به نوشته این روزنامه، مشاوران نظامی ترامپ درباره یک کارزار گسترده هوایی دو هفتهای برای کاهش توان موشکی ایران هشدار دادهاند، اما همزمان نگرانیهایی درباره کاهش ذخایر برخی مهمات وجود دارد. این موضوع میتواند بر تصمیمگیری واشنگتن اثر بگذارد؛ زیرا یک عملیات کوتاه و محدود با یک جنگ فرسایشی تفاوت اساسی دارد. در واقع، مسئله اصلی برای پنتاگون تنها توانایی آغاز حمله نیست، بلکه توانایی مدیریت پیامدهای آن است. تهران چگونه به محاسبات واشنگتن نگاه میکند؟ در تهران نیز نشانهها حاکی از آن است که مقامهای ایرانی سناریوی حمله گسترده را جدی گرفتهاند. آکسیوس به نقل از خبرگزاری تسنیم نوشت: یک مقام ارشد امنیتی ایران گزارش داده که حمله به زیرساختهای ایران با پاسخ متقابل مواجه خواهد شد. این مقام ایرانی گفته است که ایران طرحی برای هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی اسرائیل و همچنین زیرساختهای انرژی آمریکا در منطقه آماده کرده است. این موضع نشان میدهد محاسبه دو طرف تا حد زیادی بر پایه یک منطق بازدارندگی شکل گرفته است؛ واشنگتن معتقد است فشار بیشتر میتواند تهران را وادار به عقبنشینی کند و تهران معتقد است نشان دادن هزینههای احتمالی حمله میتواند آمریکا را از اجرای آن منصرف کند. در چنین شرایطی، کوچکترین حادثه میتواند به عاملی برای تغییر مسیر تبدیل شود. اندیشکدههای آمریکایی؛ مشکل اصلی فقط آغاز جنگ نیست، پایان آن است در محافل فکری آمریکا، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا ایالات متحده توانایی حمله به ایران را دارد یا نه. تقریباً همه تحلیلگران نظامی معتقدند واشنگتن از نظر توان هوایی، اطلاعاتی و فناوری برتری قابل توجهی دارد. اما مسالهای که فعلا ناظران از پاسخ آن عاجز ماندهاند این است: پس از حمله چه اتفاقی خواهد افتاد؟ مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا (CSIS) در تحلیلهای خود درباره جنگ ایران هشدار داده است که گسترش درگیری میان آمریکا و ایران میتواند فراتر از میدان نبرد مستقیم پیش برود و امنیت خلیج فارس، زیرساختهای انرژی و ثبات منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. این مرکز تأکید کرده است که مدیریت پیامدهای یک جنگ گسترده، به اندازه اجرای عملیات اولیه اهمیت دارد. این همان نگرانیای است که در داخل پنتاگون نیز دیده میشود؛ جایی که مسئله فقط نابودی یک هدف مشخص نیست، بلکه جلوگیری از تبدیل یک عملیات محدود به یک جنگ فرسایشی است. والاستریت ژورنال نیز در گزارش خود به همین نگرانی اشاره کرده و نوشته است که مشاوران نظامی ترامپ درباره یک کارزار هوایی طولانیتر علیه توان موشکی ایران بررسیهایی انجام دادهاند، اما همزمان مسئله ذخایر مهمات آمریکا به عنوان یک عامل محدودکننده مطرح شده است.