سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
تعیین سازوکار مدیریت تنگه هرمز و آینده عبور و مرور از این آبراهه به عنوان حق اساسی دو کشور ساحلی آن، در مراحل نهایی خود قرار دارد؛ با اعلام این تفاهم میان ایران و عمان، دو پرسش اساسی مطرح خواهد شد؛ چرا چنین طرحی در حال ترسیم است و تداوم آن منوط و مشروط به چه شرایطی خواهد بود؟ به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، خبرها و گمانهها از نزدیکی به تفاهم تازهای درباره تنگه هرمز حکایت دارند. گمانههایی که اظهارات رسمی مقامات ایران هم تا حدودی در حال تقویت آنهاست. کاظم غریبآبادی، معاون امور حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجه روز چهارشنبه ۱۴ مرداد در گفتوگو با خبرگزاری ایرنا از نزدیک شدن تفاهم ایران و عمان درباره ترتیبات جدید تردد کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به مرحله نهایی خبر داد و تأکید کرد که این تفاهم به معنای بازگشایی کامل تنگه هرمز نیست، بلکه مدلی جدید و متفاوت از رویه شصتساله گذشته است که بخش قابل توجهی از مسیر عبوری کشتیها را از آبهای سرزمینی ایران عبور خواهد داد. بر اساس آنچه از سوی مقامات ایرانی درباره جزئیات این سازوکار، میدانیم گرچه محدود اما به این صورت است که دو کشور بر سر فرمولی که ورود کشتیها به تنگه را از مسیر ایران و خروج آنها را از مسیر عمان تعیین میکند؛ تفاهم کردهاند. در ساعات گذشته شماری از تحلیلگران و رسانههای خبری هم با استناد با منابع خود از نزدیک بودن اعلام دستیابی به توافق میان ایران و عمان خبر داده و در تحلیلهایی آن را مقدمهای برای کاهش تنش و گفتوگو درباره آینده مذاکراتی ایران و آمریکا ارزیابی میکنند. اینکه اما آیا تهران هم چنین ارزیابی از روند تحولات دارد یا نه؟ پرسشی است که به پیشنهاد سخنگوی وزارت امور خارجه برای رسیدن به پاسخ آن باید صبر کرد. در چنین فضایی، نگاهی به روند و چرایی شکلگیری این گفتوگوها از زمان تفاهم آتشبس ۲۸ خرداد تاکنون (و حتی پیش از آن) میتواند دلیل احتیاط تهران در قبال هرگونه نتیجهگیری زودهنگام درباره مسیر تعامل با واشنگتن را روشنتر کند. چرا تنگه هرمز به شرایط امروز رسید؟ باز و بسته بودن تنگه هرمز تازهترین مفهومی است که از نهم اسفند ماه سال گذشته (۲۸ فوریه) وارد ادبیات نظام بینالملل شد؛ روزی که حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل به اهداف نظامی و امنیتی ایران، منجر به شهادت رهبر و شماری از فرماندهان ارشد شد. جنگ آغاز شده بر مبنای هشدار پیشین ایران، در مرزهای کشور محدود نماند و همه سرزمینهایی را که در این درگیری به نوعی علیه ایران بودند، در برگرفت. نیروهای مسلح ایران پایگاههای آمریکا در کشورهای همسایه و نیز اهدافی را در سرزمینهای اشغالی مورد حمله قرار دادند و عبور شناورها اعم از کشتیها و نفتکشها در تنگه هرمز ممنوع شد. ممنوعیتی که تهران به واسطه نقض حاکمیت سرزمینی خود و وجود تهدیدات امنیتی در جنوب خلیجفارس آن را حق خود در راستای دفاع مشروع برای حراست از تمامیت ارضی خود اعلام کرد. برای بسیاری از دولتها و کشورها، تنگه هرمز به عنوان یکی از مهمترین آبراههای بینالمللی، مسیر تردد هزاران کشتی تجاری و نفتکشهای حامل انرژی بود. بسته شدن آن اما بسیاری از آنها را در همه حوزهها به ویژه اقتصاد و انرژی تحت تاثیرات شدید قرار داد. تداوم محدودیت در عبور و مرور کشتیهای تجاری به واسطه حملات آمریکا، فشار مضاعفی بر رئیسجمهور آمریکا وارد و او را ابتدا وادار به درخواست آتشبس و سپس امضای تفاهم اسلامآباد کرد. تفاهمی که پس از سه هفته به واسطه ماجراجویی آمریکا و برخی کشورهای منطقه در عبور از مسیری خلاف نظر ایران، سبب نقض تفاهم و آغاز دوباره درگیریها و بازگشت محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا شد.