سرمقاله

میان فریاد و سکوت؛ لبه تیغ روزنامه‌نگاری ‪/‬ علی قلی زاده

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • چه عواملی قیمت لوله فولادی را تغییر می‌دهند؟ بررسی مهم‌ترین پارامترهای اثرگذار بر بازار لوله
  • داده‌های سنهاب در کانون توجه؛ نظارت دیجیتال بر صنعت بیمه چگونه پیش می‌رود؟
  • مسعود مهاجری، سرپرست شعبه بیمه سرمد در استان اصفهان شد
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 62462  |  صفحه ۲ |  جامعه  |  تاریخ: 28 مر 1405
    ترامپ در تله هرمز
    جنگ برای بمب اتم یا نفت ارزان؟

    جنگ ایران و آمریکا دیگر فقط در آسمان و دریا جریان ندارد؛ هرمز اکنون هزینه جنگ را به اقتصاد آمریکا منتقل کرده است. دیزل 5.44 دلاری، بنزین 4.06 دلاری و افت محبوبیت ترامپ نشان می‌دهد موازنه جنگ در حال ورود به زمین اقتصاد و سیاست آمریکاست. جنگ آمریکا و ایران را نمی‌توان فقط با تعداد موشک‌ها، هواپیماها و ناوهای جنگی سنجید. یکی از مهم‌ترین میدان‌های این جنگ، اقتصاد و انرژی است؛ جایی که قدرت نظامی آمریکا در برابر یک واقعیت ژئوپلیتیک قرار گرفته: ایران توانسته ریسک اختلال در تنگه هرمز را به بازار جهانی انرژی و از آنجا به اقتصاد آمریکا منتقل کند. یک نشانه روشن، قیمت سوخت در آمریکاست. بر اساس داده های رسمی منتشرشده در روزهای اخیر، قیمت متوسط گازوئیل به حدود ۵.۴۴ دلار در هر گالن رسیده؛ رقمی که در صورت استمرار، فشار قابل توجهی بر حمل‌ونقل، کشاورزی، زنجیره تأمین و هزینه تولید وارد می‌کند. چند روز قبل نیز میانگین رسمی دیزل آمریکا ۵.۲۵۷ دلار اعلام شده بود؛ حدود ۱.۵ دلار بیشتر از سال گذشته. همزمان، قیمت بنزین در آمریکا در ۱۷ اوت به حدود ۴.۰۶ دلار در هر گالن رسید؛ بالاترین سطح ثبت‌شده برای ماه اوت و حدود یک دلار بیشتر از یک سال قبل. اهمیت این اعداد در وابستگی اقتصاد آمریکا به سوخت دیزل است. کامیون‌ها، کشاورزی، ماشین‌آلات و بخش بزرگی از زنجیره لجستیک با دیزل حرکت می‌کنند. بنابراین افزایش قیمت آن فقط فشار بر رانندگان نیست؛ هزینه حمل هر کالا را بالا می‌برد و می‌تواند به تورم منتقل شود. در آغاز جنگ نیز قیمت برنت از حدود ۷۰ دلار پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به بیش از ۱۱۱ دلار رسید و قیمت دیزل آمریکا از مرز ۵ دلار عبور کرد. اینجاست که گزاره اصلی خود را نشان می‌دهد: «جنگی که ترامپ با ادعای جلوگیری ازدسترسی ایران به سلاح هسته ای آغاز کرد، اکنون به جنگی برای بازگرداندن قیمت نفت و گاز تبدیل شده است؛ و همین تغییر صورت مسئله، مهم‌ترین نشانه تغییر موازنه راهبردی در میدان است.» شاید مهم‌ترین شاهد این تغییر، اختلاف علنی میان دونالد ترامپ و جی‌دی ونس باشد. ونس اخیراً گفت پایین نگه داشتن قیمت نفت و بنزین برای آمریکایی‌ها هدف شماره یک دولت در جنگ است و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای در رتبه دوم قرار دارد. اما ترامپ یک روز بعد این ترتیب را رد کرد و تأکید کرد جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای همچنان «هدف شماره یک و همیشگی» آمریکا است. این اختلاف را نمی‌توان صرفاً یک تفاوت لفظی دانست. ترامپ برای حفظ روایت سیاسی جنگ، همچنان به «تهدید هسته‌ای» نیاز دارد؛ اما ونس ناچار است درباره مسئله‌ای صحبت کند که رأی‌دهنده آمریکایی مستقیماً آن را لمس می‌کند: قیمت سوخت. به بیان دیگر، بازار در حال تحمیل صورت مسئله خود به سیاست واشنگتن است. هزینه این تغییر فقط اقتصادی نیست. تازه‌ترین نظرسنجی Reuters/Ipsos نشان می‌دهد رضایت از عملکرد ترامپ به ۳۳ درصد، پایین‌ترین سطح دوران ریاست‌جمهوری او سقوط کرده است. ۸۰ درصد آمریکایی‌ها معتقدند جنگ برای مدت طولانی ادامه خواهد یافت و تنها حدود ۲۰ درصد آن را ارزشمند می‌دانند؛ حتی در میان جمهوری‌خواهان نیز فقط حدود نیمی چنین نظری دارند. این وضعیت برای جمهوری‌خواهان، در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، یک تهدید راهبردی است. جنگی که قرار بود نمایش قدرت آمریکا باشد، اکنون می‌تواند به پرونده‌ای درباره تورم، قیمت سوخت، هزینه زندگی و طولانی‌شدن یک جنگ خارجی تبدیل شود؛ دقیقاً حوزه‌هایی که رأی‌دهندگان آمریکایی نسبت به آنها حساس‌اند. تحلیل‌های انتخاباتی اخیر نیز از کاهش حمایت حتی در میان رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه حکایت دارد. از این منظر، موازنه راهبردی جنگ را نمی‌توان با مقایسه صرف قدرت نظامی دو طرف سنجید. حتی اگر آمریکا در قدرت هوایی، دریایی، مالی و توان اعمال فشار اقتصادی برتری داشته باشد؛ اما ایران یک اهرم متفاوت در اختیار دارد: توان تبدیل جغرافیای هرمز به هزینه اقتصادی و سیاسی برای قدرتی که در ظاهر بزرگ‌تر از او است. اگنون اصلی ترین فرصت ایران، افزایش هزینه ادامه جنگ و تقویت اهرم مذاکره و تلاش برای مدیریت تهدید ناشی از تحریم و محاصره دریایی است. برای آمریکا، توان نظامی و منابع انرژی داخلی مزیت است؛ اما تهدید اصلی آن است که جنگ خارجی ور حال تبدیل شدن به بحران داخلی است. شاید یکی از دقیق‌ترین شاخص‌های موازنه جدید نه تعداد حملات هوایی، بلکه فاصله میان روایت کاخ سفید و قیمت روی پمپ بنزین آمریکایی باشد. جنگی که قرار بود امنیت آمریکا را تضمین کند، اکنون وادارشان کرده درباره ارزان‌کردن نفت و گاز توضیح بدهند؛ و همین تغییر، نشانه‌ای مهم از هزینه‌ شکننده ای است که جنگ ایران برای واشنگتن ایجاد کرده است.