سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
جنگ در غرب آسیا نهتنها معادلات امنیتی منطقه را به هم ریخته، بلکه محاسبه کشورهای خلیج فارس درباره نحوه مواجهه با ایران را نیز تغییر داده است. در چنین شرایطی، دیدار مسعود پزشکیان با شیخ خالد بن محمد بن زاید، ولیعهد ابوظبی، در حاشیه اجلاس بریکس دهلینو، تنها یک دیدار دیپلماتیک در حاشیه یک اجلاس بینالمللی نیست؛ این دیدار در کنار تلاشهای منطقهای برای مدیریت تنش و حفظ امنیت کشتیرانی و انرژی، نشانهای از یک واقعیت مهمتر است: جنگی که قرار بود تهران را بیش از گذشته منزوی کند، همزمان کشورهای عربی خلیج فارس را با ضرورت گفتوگو با ایران و بازتعریف ترتیبات امنیتی منطقه روبهرو کرده است. خبرآنلاین- زهره نوروزپور: در یک روز عادی و گرم تابستان منطقه که نسیم پاییزی هم گه گداری میوزد شاید این تصویر، یک دیدار دیپلماتیک میان دو کشور همسایه در یک نقطه از جغرافیا بود. یک تصویر عادی از یک دیدار عادی که میان همه کشورهای جهان امری طبیعی به حساب میآید. روئسای دو کشور در حال گفتگو برای تجارت، برای اقتصاد و برای فردای کشورشان و نسل پس از آن. در دنیا امری عادی است! اما امروز این تصویر عادی نیست! نه فقط برای ایرانیان و نه فقط برای اهل امارات بلکه برای رسانههای جهان تصویری عادی نبود. رئیس جمهور پزشکیان که زمامداری دولت خود را با ترور اسماعیل هنیه در تهران آغاز کرد و پس از آن شهادت سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله و سقوط بشار اسد و پس از آن جنگ ۱۲ روزه مدیریت جنگ در کشور را به عهده گرفت حالا با گذشت دو دوره جنگ و جنگی که در جریان است و مهمتر از همه این موارد پرونده هستهای ایران که بیست سال پیش، در سال ۲۰۰۶، از شورای حکام آژانس به شورای امنیت رفت و پس از سالها کشمکش و تحریم، سرانجام با برجام وارد مرحلهای تازه شد، حالا دوباره به شورای امنیت بازگشته است؛ اما این بار نه در فضای مذاکرات هستهای دهه ۸۰، بلکه در میانه جنگ و در شرایطی که منطقه در آستانه یک بحران بزرگتر قرار دارد. با همه این احوال باید تصویر این دیدار را دید! اولین دیدار با ولیعهد امارات پس از دو مرحله جنگ علیه کشورمان، دیگر فقط یک عکس سیاسی و دیپلماتیک عادی نیست. تصویری از یک مدیریت بحران است تصویری که می گوید همیشه میز مذاکره بهتر از جنگنده ها و بمب افکن ها بر سر مردمان کشور و منطقه بوده است تصویری که می گوید مردم منطقه می خواهند زندگی کنند. شاید برای همین است که این تصویر، در میان انبوه تصاویر جنگ، موشک و آتش، مفهومی دیگر دارد، مفهومی که مردم ایران طی سالها تحریم و پشت سرگذاشتن دو جنگ، آن را به بحر امیدی میفهمند. حالا این تصویر امروز در رسانههای خبری جهان بازتاب گستردهای داشت که در ادامه بخشی از این روایتها را مرور میکنیم تا بفهمیم یک دیداری که باید عادی باشد چرا عادی نبود و چرا جنگی که قرار بود ایران را منزویتر کند، در عمل کشورهای خلیج فارس را بیشتر به گفتوگو با تهران سوق داده است؟ و چه اتفاقی افتاد که امارات در اجلاس پیشین بریکس در کازان که حاضر نشد در بیانیه پایانی درباره محکومیت جنگ علیه ایران حمایت کند حالا در بیانیه دهلی در این بیانیه مشارکت کرد؟ کشورهای عربی با گذشت زمان چه چیز را درک کردهاند؟ سالها بحران پشت یک تصویر کمی از قاب عکس فاصله میگیریم؛ ایران و امارات دو کشور همسایهاند؛ دو کشوری که فاصله جغرافیاییشان اندک است، اما در سالهای گذشته بارها در دو سوی معادلات امنیتی منطقه قرار گرفتهاند. ابوظبی روابط گسترده امنیتی و اقتصادی با غرب دارد و همزمان، بهویژه در سالهای اخیر، تلاش کرده کانال ارتباطی خود با تهران را نیز باز نگه دارد. با وجود ادعای این کشور برسر جزایر سهگانه ایران، اختلال در وضعیت ارزی کشور، تهران در تمامی ادوار سعی کرده است با دیپلماسی روابط دو کشور همسایه را در توازن دیپلماتیک نگه دارد و هیچگاه سطح تنش میان دو کشور به این حد خود که به لغو تجارت دو کشور برسد نرسیده بود! چراکه جنگ، همه این محاسبات را سختتر کرده است. چراکه امارات نیز مانند کشورهای دیگر منطقه با دادن پایگاه و پشتیبانی و حملاتی که در حمایت از آمریکا به ایران داشت دست بزرگی در این آتش داشت. به این معنا که وقتی پای کریدورها در میان باشد؛ نفتکشها، مسیرهای تجارت، پایگاههای نظامی و امنیت انرژی، امنیت غذایی به میان میآید. وضعیت فعلی و دفاع ایران از کشور نشان داد که دیگر هیچ پایتختی در جنوب خلیج فارس نمیتواند خود را صرفاً تماشاگر یک بحران که فقط مربوط به ایران است بداند. و این بحران همانی است که در دهلی نو در این قاب و در این دست دادن ثبت شد. ابوظبی دیگر نمیتواند جنگ را پشت درهای خود نگه دارد امارات سالها تلاش کرده است میان روابطش با قدرتهای بزرگ و مناسباتش با همسایگان منطقهای تعادل ایجاد کند. این سیاست در شرایط عادی میتواند یک انتخاب هوشمندانه اقتصادی و سیاسی باشد، اما در شرایط جنگی، مسئله شکل دیگری پیدا میکند. روزنامه هندی پرینت ThePrint در گزارشی به این دیدار پرداخت و نوشت: در میانه جنگ در غرب آسیا، جایی که روابط ایران و امارات نیز از تبعات درگیریها در امان نمانده، مسعود پزشکیان و شیخ خالد محمد بن زاید آل نهیان در دهلینو روبهروی یکدیگر نشستند؛ دیداری که در حاشیه اجلاس بریکس انجام شد و از این جهت اهمیت داشت که دو طرف، با وجود اختلافات جدی بر سر جنگ، همچنان راه گفتوگو را نبستهاند. اما اهمیت این دیدار را نمیتوان صرفاً در ادبیات معمول دیپلماتیک درباره «ثبات» و «کاهش تنش» خلاصه کرد. این گفتوگو در شرایطی انجام شد که جنگ، روابط تهران و ابوظبی را بیش از گذشته پیچیده کرده است. امارات در ماه اوت، در پی چندین حمله موشکی و پهپادی، تجارت و مبادلات مالی خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد و اختلافات دو کشور به یکی از بازتابهای مهم شکافهای درون بریکس تبدیل شد. با این حال، در دهلینو دو طرف تصمیم گرفتند در فضایی که جنگ منطقه را تحت تأثیر قرار داده است، با یکدیگر گفتوگو کنند. پزشکیان نیز پس از این دیدار در گفتوگو با یک رسانه هندی تأکید کرد که ایران مشکلی با امارات ندارد، اما با استفاده از پایگاههای آمریکا در منطقه برای حمله به ایران مخالف است. این روزنامه یادآور شد: دو دولت همچنان اختلافات عمیقی با یکدیگر دارند و هیچ نشانهای وجود نداشت که دیدار آنها بتواند مناقشه گستردهتر را حل کند. اما آنها حاضر شدند با یکدیگر دیدار کنند. تنها اهمیت ماجرا در این بود که در شرایطی که جنگ، اختلافات میان دو کشور را تشدید کرده، دو طرف همچنان حاضرند پشت یک میز بنشینند و درباره کاهش تنش و ثبات منطقهای گفتوگو کنند که این نشانهای از عقلانیت و هوشمندی دو کشور است. این روزنامه با اشاره به نقش دهلی نوشت: هند در این اجلاس تلاش کرد میان اعضایی که در جنگ غرب آسیا مواضع متفاوتی دارند، دستکم بر سر ادبیاتی برای کاهش تنش و ادامه گفتوگو به توافق برسند. ایران و امارات، که در جریان جنگ در موقعیتهای متفاوتی قرار گرفتهاند، یکی از دشوارترین شکافهای درون بریکس را نمایندگی میکردند. با این حال، در دهلینو اتفاقی افتاد که چند ماه قبل شاید ساده به نظر نمیرسید: ایران و امارات هم در سطح رهبران دیدار کردند و هم در بیانیه مشترک بریکس بر کاهش تنش و حفظ ثبات منطقهای تأکید کردند.