سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
گروه بینالملل - نشریه پولیتیکو در گزارشی تازه پرده از نگرانیهای فزاینده شرکای اروپایی آلمان درباره ثبات سیاسی برلین برداشته است. پس از مجموعهای از شکستهای انتخاباتی برای صدراعظم فریدریش مرتس و رشد چشمگیر محبوبیت احزاب راست افراطی، برخی پایتختهای اروپایی در حال بررسی سناریوهایی هستند که ممکن است به کنار رفتن او یا درگیر شدن آلمان در یک بحران داخلی عمیق منجر شود. بر اساس این گزارش، شکستهای پیدرپی انتخاباتی که با افزایش تاریخی آرای راست افراطی همراه بوده، همراه با اختلافات داخلی در ائتلاف حاکم بر سر سیاستهای خدمات اجتماعی، فضای تردید را در میان شرکای برلین گسترش داده است. دو دولت اروپایی حتی نشستهای داخلی برای ارزیابی پیامدهای احتمالی پایان دوره صدراعظمی مرتس بر سیاستگذاری اتحادیه اروپا برگزار کردهاند. این اقدام نشاندهنده عمق نگرانیها در بروکسل و دیگر پایتختهاست. ویلهلم گبهارد، نماینده پارلمان آلمان و از مقامهای حزب دموکرات مسیحی، هشدار داده که هرگونه بحث علنی درباره آینده صدراعظم، نقش آلمان در اتحادیه اروپا و عرصه جهانی را تضعیف میکند. با این حال، واقعیتهای میدانی نشان میدهد که این بحثها دیگر محدود به محافل داخلی آلمان نیست و به سطح اروپایی رسیده است. زمینههای بحران موقعیت فریدریش مرتس، که پس از دورهای طولانی از سلطه حزب دموکرات مسیحی بر صحنه سیاسی آلمان به قدرت رسید، به سرعت متزلزل شده است. نشریه اکونومیست پیشتر با اشاره به شکست تاریخی این حزب در انتخابات ایالتی مکلنبورگ-فورپومرن نوشته بود که مرتس در متزلزلترین موقعیت خود قرار گرفته است. این شکست نه تنها ضعیفترین نتیجه تاریخی حزب را رقم زد، بلکه نشان داد صدراعظم در آزمونی که منتقدان داخلی حزب برای او ترتیب داده بودند نیز ناکام مانده است. ائتلاف حاکم که ترکیبی از حزب دموکرات مسیحی و شریک چپمیانه آن، حزب سوسیال دموکرات است، با اختلافات جدی بر سر سیاستهای خدمات اجتماعی روبهروست. این اختلافات در شرایطی رخ میدهد که فشارهای اقتصادی، مسائل مهاجرت و نارضایتی عمومی از عملکرد دولت، زمینه را برای رشد احزاب راست افراطی فراهم کرده است. الگوی مشابهی در فرانسه نیز مشاهده میشود، جایی که افزایش حمایت از راست افراطی و نزدیک شدن انتخابات ریاستجمهوری سال آینده، نگرانیها را در بروکسل دوچندان کرده است. آلمان بیثبات یا راستگرا؟ در بروکسل، اصلیترین نگرانی این است که آلمان، به عنوان موتور اقتصادی و سیاسی اتحادیه اروپا، درگیر مسائل داخلی شود و مذاکرات مهم اروپایی را مختل کند. بدترین سناریو برای مقامهای اتحادیه، وجود آلمانی بدون رهبری سیاسی باثبات یا روی کار آمدن دولتی با گرایش راست افراطی است. با این حال، کارشناسان چنین احتمالی را در کوتاهمدت بسیار بعید میدانند، زیرا هیچیک از احزاب اصلی آلمان خواهان برگزاری انتخابات زودهنگام نیستند. گزارش پولیتیکو تأکید میکند که حتی در صورت استعفای مرتس به دلیل افزایش نارضایتی عمومی، بلافاصله فرد دیگری از حزب دموکرات مسیحی یا شریک ائتلافی آن جایگزین خواهد شد. این ساختار حزبی و ائتلافی میتواند تا حدی به بروکسل اطمینان دهد که خلأ رهبری طولانیمدت در برلین ایجاد نخواهد شد. با این وجود، تغییر صدراعظم حتی در چارچوب همان ائتلاف، میتواند اولویتهای سیاست خارجی و اروپایی آلمان را تحت تأثیر قرار دهد و مذاکرات جاری در حوزههایی مانند بودجه اتحادیه، سیاست صنعتی، دفاع مشترک و مهاجرت را پیچیده کند. آلمان همواره نقش محوری در پیشبرد پروژههای بزرگ اروپایی داشته است. از مدیریت بحرانهای مالی گذشته تا هماهنگی در سیاستهای انرژی و دفاعی پس از تحولات ژئوپلیتیک اخیر، برلین یکی از ستونهای اصلی تصمیمگیری در بروکسل بوده است. هرگونه تضعیف این نقش، نه تنها بر اعتبار اتحادیه تأثیر میگذارد، بلکه میتواند فرصت را برای قدرتهای دیگر داخل اتحادیه یا حتی بازیگران خارجی فراهم کند تا خلأ ایجادشده را پر کنند. پیامدهای احتمالی برای اتحادیه اروپا اگر مرتس مجبور به کنارهگیری شود، فرآیند جایگزینی او احتمالاً در چارچوب ائتلاف فعلی انجام خواهد شد. این موضوع از یک سو ثبات نسبی را حفظ میکند، اما از سوی دیگر میتواند به تغییر در لحن و اولویتهای آلمان منجر شود. شرکای اروپایی نگرانند که تمرکز بیش از حد برلین بر مسائل داخلی، سرعت تصمیمگیری در اتحادیه را کاهش دهد، بهویژه در شرایطی که اروپا با چالشهای متعددی از جمله رقابت اقتصادی با چین و آمریکا، مسائل امنیتی و مهاجرت روبهروست. افزایش محبوبیت راست افراطی در آلمان و فرانسه، تصویر بزرگتری از چالش پوپولیسم در اروپا را ترسیم میکند. تجربه نشان داده که رشد این جریانها میتواند نه تنها سیاست داخلی کشورها را قطبی کند، بلکه هماهنگی در سطح اتحادیه را نیز دشوارتر سازد. در فرانسه، نزدیک شدن به انتخابات ریاستجمهوری سال آینده این نگرانی را تشدید کرده که ممکن است دو قدرت بزرگ اروپایی همزمان با بیثباتی سیاسی مواجه شوند. با این حال، ساختار سیاسی آلمان که بر پایه ائتلافها و اجماع نسبی استوار است، همچنان مانعی در برابر تغییرات رادیکال کوتاهمدت محسوب میشود. احزاب اصلی ترجیح میدهند بحران را در چارچوب موجود مدیریت کنند تا اینکه با انتخابات زودهنگام، ریسک قدرتگیری بیشتر راست افراطی را بپذیرند. موقعیت کنونی مرتس بیش از هر زمان دیگری شکننده به نظر میرسد. شکستهای انتخاباتی پیاپی، اختلافات ائتلافی و رشد مخالفان راستگرا، او را در معرض فشارهای داخلی و خارجی قرار داده است. شرکای اروپایی که زمانی بر ثبات آلمان حساب ویژهای باز میکردند، اکنون مجبور شدهاند برای سناریوهای جایگزین برنامهریزی کنند. این وضعیت نشاندهنده تغییراتی عمیقتر در سیاست اروپایی است. آلمان که سالها نماد ثبات و پیشبینیپذیری بود، اکنون خود به منبعی از عدم اطمینان تبدیل شده است. اینکه آیا مرتس میتواند موقعیت خود را تثبیت کند یا اینکه ائتلاف حاکم ناچار به تغییر رهبری خواهد شد، در ماههای آینده روشنتر میشود. آنچه مسلم است این است که هرگونه تحول در برلین، پیامدهای مستقیمی برای کل اتحادیه اروپا خواهد داشت و بروکسل دیگر نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت بماند. در نهایت، گزارشهای پولیتیکو و اکونومیست تصویری از یک آلمان در حال تغییر ارائه میدهند؛ آلمانی که نه تنها با چالشهای داخلی دستوپنجه نرم میکند، بلکه شرکای اروپاییاش را نیز به بازنگری در فرضیات قدیمی درباره ثبات سیاسی این کشور واداشته است. آینده نزدیک نشان خواهد داد که آیا این نگرانیها به واقعیت تبدیل میشود یا برلین بار دیگر توانایی خود در مدیریت بحران را به اثبات میرساند.