سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
تولید پهپادها بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی بازدارندگی نامتقارن ایران به سطحی رسیده که حتی ارزیابیهای غربی سرعت بازسازی آن را فراتر از انتظار توصیف کردهاند. در حوزه موشکی نیز با وجود آسیب به برخی تأسیسات روزمینی، بخش قابلتوجهی از ظرفیتهای ذخیرهسازی و پرتاب زیرزمینی حفظ شده و امکان پاسخگویی همچنان وجود دارد. این دستاوردها نتیجه سالها سرمایهگذاری روی نیروی انسانی متخصص، شبکهسازی صنعتی و تبدیل تحریم به فرصت است. در شرایطی که آمریکا و برخی متحدان منطقهایاش با اتکا به روایت فروپاشی توان دفاعی ایران، سیاست فشار حداکثری و تهدید نظامی را پیش بردند، واقعیتهای میدانی چیز دیگری نشان داد. جمهوری اسلامی نهتنها تسلیم نشد، بلکه با اتکا به ظرفیتهای بومی، صنایع دفاعی خود را تقویت کرد و ثابت کرد که همچنان حرفهای جدی در عرصه دفاعی دارد. جنگهای اخیر و تشدید فشارهای اقتصادی و نظامی بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که آیا فشار حداکثری میتواند اراده ملی و توان دفاعی یک کشور را درهم بشکند؟ پاسخ میدانی و صنعتی ایران منفی بوده است. در حالی که برخی محافل غربی و عربی فروپاشی یا فلج شدن توان دفاعی ایران را پیشبینی میکردند، آنچه رخ داد تداوم تولید، افزایش خودکفایی و حفظ بازدارندگی بود. از وابستگی تا خودکفایی ۹۰ درصدی یکی از نقاط قوت راهبردی ایران حرکت شتابان به سمت خودکفایی در صنایع دفاعی است. بر اساس اظهارات مقامات وزارت دفاع، ایران امروز بیش از یکهزار نوع سلاح، تجهیزات و مهمات را بهصورت بومی تولید میکند و نرخ خودکفایی به حدود ۹۰ درصد رسیده است. این رقم در مقایسه با وابستگی نزدیک به ۹۰ درصدی پیش از انقلاب، نشاندهنده تحول ساختاری عمیق است. تحریمهای طولانیمدت که قرار بود صنعت دفاعی را فلج کند، در عمل به موتور محرک بومیسازی تبدیل شد. شبکهای متشکل از حدود ۹۳۰۰ شرکت دانشبنیان و خصوصی در زنجیره تأمین مشارکت دارند و بخش قابلتوجهی از قطعات در داخل تولید میشود. این ساختار غیرمتمرکز و انعطافپذیر یکی از دلایل اصلی مقاومت صنعت دفاعی در برابر حملات هوایی و محدودیتهای تحریمی بوده است. مقامات دفاعی تأکید کردهاند که تولید برخی اقلام استراتژیک، بهویژه پهپاد و موشک، در فاصله میان جنگ ۱۲ روزه سال ۱۴۰۴ و درگیریهای سال ۱۴۰۵ تقریباً دو برابر و در برخی موارد چند برابر شده است. این جهش در شرایطی رخ داد که دشمنان انتظار داشتند زیرساختها آسیب جدی دیده و بازسازی طولانی شود. اعتراف رسانههای غربی نکته قابلتوجه تداوم و حتی افزایش تولید در جریان درگیریهاست. خطوط تولید برخی سامانههای کلیدی نهتنها متوقف نشد، بلکه با بهرهگیری از ظرفیتهای پراکنده و زیرزمینی سطح تولید بالا رفت. رونمایی از خطوط تولید زیرزمینی پیامی روشن مخابره کرد: صنعت دفاعی ایران در عمل نیز قابلیت استمرار دارد. در حوزه پهپادها تولید به سطحی رسیده که ارزیابیهای غربی سرعت بازسازی آن را فراتر از انتظار دانستهاند. در حوزه موشکی نیز بخش قابلتوجهی از ظرفیتهای زیرزمینی حفظ شده است. ایران از مرحله کپیبرداری عبور کرده و به نوآوری و طراحی بومی رسیده؛ واقعیتی که حتی منتقدان غربی بهطور ضمنی میپذیرند. رسانهها و اندیشکدههای غربی نیز نتوانستهاند ناکامی راهبرد فشار حداکثری را انکار کنند. نیویورکتایمز به نقل از ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نوشته که ایران بخش عمدهای از قابلیتهای موشکی خود را حفظ کرده و بسیاری از سایتهای زیرزمینی دوباره عملیاتی شدهاند. برخی برآوردها حاکی از آن است که حدود ۷۰ درصد از موجودی موشکی پیش از جنگ همچنان در اختیار نیروهای مسلح است. فارین افرز و گاردین جنگ و فشار حداکثری را بنبست استراتژیک برای واشنگتن توصیف کردهاند. آنها تأکید کردهاند آمریکا نتوانسته برنامه موشکی ایران را نابود کند، رژیم را وادار به تسلیم نماید یا بازدارندگی تهران را از بین ببرد. مجله نیویورکر نیز نوشته که پس از شش ماه آمریکا در حال باختن به ایران است و اهداف اولیه محقق نشده است. این اعترافات در حالی مطرح میشود که روایت رسمی آمریکا تلاش دارد تصویری از موفقیت ارائه دهد. واقعیت اما چیز دیگری است: فشار حداکثری اقتصادی اراده ایران را نشکست و تهدید نظامی نیز به دلیل هزینههای بالا و حفظ قابلیت پاسخگویی، به ابزار مؤثری تبدیل نشد. تحلیلگران غربی به سرعت بازسازی صنایع دفاعی ایران نیز اشاره کردهاند. گزارشهای اندیشکدههایی مانند CSIS نشان میدهد ایران با وجود آسیبها توانسته تولید پهپاد را سریعتر از انتظار از سر بگیرد و شبکههای تأمین را تطبیق دهد. محاسبات اشتباه متحدان منطقهای بخشی از خوشبینی نسبت به ناکارآمدی دفاعی ایران از سوی برخی کشورهای عربی حامی سیاستهای آمریکا وجود داشت. این کشورها با تصور اینکه ایران پس از حملات متوالی توان پاسخ مؤثر نخواهد داشت، از تشدید فشارها حمایت کردند. اما آنچه رخ داد نشان داد محاسبات نادرست بوده است. ایران نهتنها بازدارندگی خود را حفظ کرد، بلکه با نمایش تداوم تولید و آمادگی عملیاتی، پیام داد که هرگونه ماجراجویی جدید با پاسخ متناسب روبهرو خواهد شد. هزینههای اقتصادی و امنیتی این درگیریها برای کشورهای منطقه نیز قابلچشمپوشی نبود. اختلال در امنیت کشتیرانی، افزایش هزینههای بیمه و نااطمینانی سرمایهگذاری، پیامدهای جانبی سیاستهایی بود که با هدف تضعیف ایران طراحی شده بود اما دامنگیر کل منطقه شد. تحولات اخیر نشان میدهد ایران برخلاف تصور دشمنان، حرفهای جدی در عرصه دفاعی دارد. خودکفایی صنعتی، پراکندگی و عمق استراتژیک تأسیسات و حفظ قابلیت پاسخگویی، بازدارندگی را همچنان معتبر نگه داشتهاند. آمریکا و متحدانش با وجود بهکارگیری ابزارهای نظامی و اقتصادی گسترده، نتوانستند به اهداف اعلامشده برسند. این ناکامی صرفاً شکست تاکتیکی نیست؛ بلکه نشاندهنده محدودیتهای ساختاری راهبرد فشار حداکثری در مواجهه با کشوری است که اراده مقاومت و ظرفیت بومیسازی را همزمان در اختیار دارد. برای جمهوری اسلامی این تجربه بار دیگر اهمیت اتکا به توان داخلی را اثبات کرد. صنایع دفاعی که روزگاری وابسته بودند، امروز به یکی از ارکان اقتدار ملی تبدیل شدهاند. این دستاورد نه در شرایط آرامش، بلکه در دل تحریم و جنگ به دست آمده و به همین دلیل ارزشمندتر است. در نهایت، آنچه ایران تا به امروز نشان داده پیامی روشن برای آینده دارد: هرگونه محاسبه مبتنی بر فروپاشی یا تسلیم توان دفاعی این کشور، محاسبهای اشتباه است. ایران همچنان میتواند از خود دفاع کند و هزینههای سنگینی بر مهاجمان تحمیل نماید. این واقعیت باید مبنای هرگونه ارزیابی واقعبینانه از معادلات امنیتی منطقه باشد.