سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
گروه سیاسی - دوران فرسایش زمان و دیکته کردن مطالبات یکطرفه گذشته است. این شاید مهمترین بخش سخنان روز یکشنبه محمدباقر قالیباف باشد؛ سخنانی که در شرایط ادامه تماسهای غیرمستقیم تهران و واشنگتن، بار دیگر موضع ایران درباره تنگه هرمز را در مرکز توجه قرار داد. رئیس مجلس تأکید کرد تا زمانی که هفت شرط ایران براساس تفاهمنامه اسلامآباد محقق نشود، تنگه هرمز بازگشایی نخواهد شد. اهمیت این موضع زمانی بیشتر میشود که در کنار اظهارات همزمان دیگر مقامهای کشور قرار گیرد. حمیدرضا حاجیبابایی، نایبرئیس مجلس، همان روز تأیید کرد که مذاکرات با آمریکا در حال انجام است و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه نیز در جمع سفرا و نمایندگان خارجی در تهران گفت ایران برای دستیابی به راهحل دیپلماتیک آمادگی دارد، اما در صورت ازسرگیری برخورد نظامی، پاسخ محکمتری خواهد داد. کنار هم قرار دادن این سه موضع، تصویری نسبتاً روشن از راهبرد فعلی تهران ارائه میدهد: ادامه دیپلماسی، بدون کنار گذاشتن اهرمهای قدرت. هرمز در مرکز مذاکرات قالیباف در نطق خود گفت آمریکاییها اخیراً از طریق میانجی پیشنهادهایی مطرح کردهاند، اما تهران حاضر نیست وارد فرآیندی شود که به گفته او صرفاً زمان را فرسوده کند یا مطالبات یکطرفه واشنگتن را پیش ببرد. به همین دلیل، اجرای هفت شرط مندرج در تفاهمنامه اسلامآباد را شرط بازگشایی تنگه اعلام کرد. این موضع با روند مذاکرات روزهای گذشته نیز ارتباط مستقیم دارد. رویترز گزارش داده است که ایران پیشنهاد هفتروزهای برای کاهش تنش ارائه کرده و آمریکا نیز پاسخ خود را از طریق میانجی قطری منتقل کرده است. براساس این گزارش، یکی از اختلافات موجود نه لزوماً بر سر اصل همه اجزای تفاهم، بلکه بر سر ترتیب اجرای اقدامات دو طرف است. موضوع از این جهت اهمیت دارد که «چه کسی ابتدا اقدام کند» در مذاکرات ایران و آمریکا همواره مسئلهای تعیینکننده بوده است. تهران خواهان مشاهده اقدامات عملی طرف مقابل پیش از کنار گذاشتن اهرمهای خود است و واشنگتن نیز خواستههای متقابلی را مطرح کرده است. هرمز اکنون به مهمترین نمود این اختلاف تبدیل شده است. در واقع پیام سخنان قالیباف این است که بازگشایی تنگه نباید نقطه آغاز اجرای توافق باشد، مگر اینکه شروط مورد نظر ایران نیز وارد مرحله اجرا شود. مذاکرهای از موضع قدرت بخش دیگری از سخنان رئیس مجلس نیز همین منطق را توضیح میدهد. قالیباف گفت ایران «هم میجنگد و هم مذاکره میکند» و دیپلماسی را در کنار توان دفاعی بخشی از راهبرد کشور دانست. فارغ از ادبیات سیاسی این سخنان، مفهوم اصلی آن تأکید بر پیوند میان قدرت میدانی و قدرت چانهزنی است. اظهارات حاجیبابایی نیز مکمل همین دیدگاه بود. نایبرئیس مجلس صراحتاً گفت مذاکرات با آمریکا در حال انجام است، اما رسیدن به جمعبندی نیازمند برخورداری ایران از «قدرت بالا» است. او به طور مشخص تنگه هرمز را یکی از حوزههایی دانست که از نگاه او میتواند قدرت چانهزنی تهران را افزایش دهد. به این ترتیب، مجلس در حال ارسال این پیام است که ادامه مذاکره به معنای عقبنشینی از ابزارهای فشار نیست. از این منظر، هرمز تنها یک آبراه راهبردی نیست؛ بخشی از معادله مذاکراتی تهران و واشنگتن است. چرا هرمز اهمیت دارد؟ اهمیت این اهرم را باید در جایگاه تنگه هرمز در بازار جهانی انرژی جستوجو کرد. ادامه اختلال در این مسیر طی ماههای گذشته بازار نفت را تحت فشار قرار داده است. رویترز در اواخر سپتامبر گزارش کرد نفت برنت در بحبوحه نگرانی درباره ادامه اختلال عرضه در محدوده ۱۰۵ دلار معامله شده بود. به همین دلیل، مذاکرات درباره هرمز تنها مسئلهای میان ایران و آمریکا نیست. کشورهای صادرکننده نفت در منطقه، واردکنندگان بزرگ انرژی و اقتصادهای صنعتی نیز مستقیماً از سرنوشت این آبراه تأثیر میپذیرند. همین مسئله میتواند توضیح دهد چرا قطر طی روزهای گذشته تلاش خود برای میانجیگری را ادامه داده است. طولانی شدن وضعیت موجود برای کشورهای منطقه نیز هزینه اقتصادی و امنیتی ایجاد میکند و در نتیجه، آنها انگیزه بالایی برای رساندن تهران و واشنگتن به یک تفاهم دارند. پیام عراقچی به سفرا همزمان با سخنان رئیس مجلس، عراقچی نیز در دیدار با سفرا و رؤسای نمایندگیهای خارجی مقیم تهران تلاش کرد همین راهبرد را با ادبیات دیپلماتیک تشریح کند. وزیر امور خارجه گفت ایران در جریان مجمع عمومی سازمان ملل طرح هفتروزه خود را برای حل اختلافات و پایان دادن به جنگ ارائه کرده است و در صورت اجرای این طرح، امکان بازگشایی تنگه هرمز ظرف هفت روز وجود دارد. او این پیشنهاد را نشانه جدیت ایران در استفاده از مسیر دیپلماسی دانست. عراقچی در عین حال تأکید کرد تهران در «دفاع از خود و پیشبرد دیپلماسی» به صورت همزمان جدی است. به گفته او، اگر مسیر نظامی دوباره دنبال شود، ایران پاسخ خواهد داد و اگر طرف مقابل مسیر سیاسی را انتخاب کند، تهران برای دستیابی به راهحلی جهت پایان دادن به جنگ آماده است. این سخنان از آن جهت قابل توجه است که مخاطب آن دیپلماتهای خارجی مستقر در تهران بودند. در واقع وزارت خارجه تلاش دارد به کشورهای دیگر اطمینان دهد که در کنار مواضع بازدارنده، مسیر توافق همچنان باز است. اختلاف بر سر «چگونگی اجرا» مجموع تحولات چند روز گذشته نشان میدهد اصل مذاکره میان تهران و واشنگتن متوقف نشده است. رویترز پیشتر گزارش داده بود آمریکا از طریق قطر بازخورد خود درباره پیشنهاد ایران را منتقل کرده و رایزنیها برای کاهش فاصله میان دو طرف ادامه دارد. اما پیچیدهترین بخش هر توافق احتمالی، چگونگی اجرای تعهدات خواهد بود. اگر ایران بازگشایی هرمز را منوط به تحقق شروط خود میداند و آمریکا نیز اجرای برخی اقدامات را به گامهای تهران وابسته کند، مسئله «ترتیب اجرا» میتواند مذاکرات را با بنبست روبهرو سازد. در چنین شرایطی نقش میانجیها اهمیت بیشتری پیدا میکند. یکی از راههای عبور از این مشکل میتواند طراحی فرآیندی مرحلهای و همزمان باشد که در آن هر اقدام یک طرف با اقدام متناظر طرف دیگر همراه شود؛ موضوعی که البته حصول توافق درباره آن همچنان نیازمند مذاکرات بیشتر است. هفت شرط و یک پیام از این منظر، سخنان روز یکشنبه قالیباف را میتوان بیش از هر چیز تعیین خطوط مذاکراتی تهران دانست. رئیس مجلس میگوید ایران حاضر به مذاکره است، اما انتظار دارد نتیجه مذاکرات در اقدامات عملی طرف مقابل دیده شود. تفاوت مهم مرحله کنونی نیز شاید همین باشد. برخلاف فضایی که در آن دیپلماسی و قدرت نظامی دو مسیر متضاد تلقی میشدند، مواضع روز یکشنبه مقامهای ایرانی نشان میدهد تهران اکنون تلاش دارد این دو را اجزای یک راهبرد واحد معرفی کند. هنوز مشخص نیست پاسخ نهایی واشنگتن به این چارچوب چه خواهد بود و آیا میانجیها قادر خواهند بود اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات را حل کنند یا خیر. اما دستکم موضع اعلامی تهران روشنتر شده است: مسیر مذاکره باز است، اما مسیر هرمز به اجرای هفت شرط گره خورده است.