صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
مقایسه سئو و اینستاگرام وقتی فقط با تعداد فالوور یا رتبهٔ کلمه انجام شود، گمراهکننده است. هر کدام مشتری را در لحظهای متفاوت میگیرد. در این مقاله با نگاه دی ام روم و با تکیه بر دادههای قابلاستناد، بررسی میکنیم هر کانال برای کدام کسبوکار، با چه بودجهای و در چه بازهای جواب میدهد.
جواب سوال این است که هیچکدام بهتنهایی بهتر نیست. سؤال درست این است که مشتری شما کجا و در چه حالتی پیدایش میشود. اگر با یک نیاز مشخص جستوجو میکند، سراغ گوگل میرود. اگر هنوز نمیداند به محصول شما نیاز دارد، باید در چشم او دیده شوید.
تفاوت سئو و اینستاگرام را میشود در یک جمله گفت: سئو تقاضای موجود را جمع میکند و اینستاگرام تقاضای تازه میسازد.
|
معیار |
سئو (گوگل) |
اینستاگرام |
|
حالت مشتری |
دنبال راهحل است |
در حال مرور و سرگرمی است |
|
نوع تقاضا |
موجود |
ساختهشده |
|
عمر محتوا |
ماهها و سالها |
معمولاً چند روز |
|
کنترل روی مخاطب |
وابسته به الگوریتم گوگل |
وابسته به الگوریتم اینستاگرام |
|
لینک به سایت |
آزاد |
محدود (عمدتاً لینک بیو و استوری) |
اشتباه رایج این است که اینستاگرام را «سئوی شبکه اجتماعی» بدانیم. پستی که امروز خوب دیده شود، هفتهٔ بعد تقریباً دیده نمیشود. مقالهای که در گوگل رتبه بگیرد، میتواند سالها هر روز بازدیدکننده بیاورد.
معمولاً گوگل. کسی که عبارت «قیمت نصب پنل خورشیدی» را جستوجو میکند، سؤال خریدش را از قبل ساخته است. کسی که ریلز پنل خورشیدی میبیند، شاید فقط کنجکاو شده است. البته این یک قاعدهٔ کلی است و استثنا دارد: در محصولات تصمیممحور مثل مد، دکور و غذا، اینستاگرام هم میتواند مستقیم به خرید برسد.
اگر هدفتان مشتریهای همین حالت اول است، خدمات سئو سایت دی ام روم (https://dmroom.agency/seo-services/) برای این مسیر طراحی شده است.
برای سایت تازه، معمولاً چند ماه صبر لازم است. عدد دقیقی که برای همه صدق کند وجود ندارد، چون به رقابت کلمه، قدرت دامنه و کیفیت محتوا بستگی دارد. اشتباه رایج این است که بعد از دو ماه نتیجه نگیریم و پروژه را رها کنیم. سئو شبیه کاشتن درخت است، نه فروش روزانه.
برای اینستاگرام اگر پیج فعال باشد و محتوا خوب بگیرد، حتی در همان هفتهٔ اول پیام و سفارش میآید. اما این سرعت یک هزینهٔ پنهان دارد: وقتی تولید محتوا متوقف شود، دیدهشدن هم تقریباً متوقف میشود.
هزینه شکل متفاوت دارد، نه لزوماً مقدار متفاوت:
پیشنهاد ما در آژانس DMRoom این است که برای هر دو کانال «هزینه بهازای هر مشتری» را جداگانه حساب کنید، نه هزینهٔ کل. اگر میخواهید قبل از تصمیم، وضعیت سایتتان را کارشناسی بسنجید، مشاوره سئو میتواند مسیر را روشن کند.
دادهها دستکم نشان میدهند ترافیک جستوجو سهم بزرگی از کل ترافیک سایتهاست. طبق پژوهش BrightEdge، جستوجوی ارگانیک و پولی روی هم ۶۸٪ ترافیک قابلردیابی وبسایتها را میسازند و سهم ارگانیک بهتنهایی ۵۳٪ است، در حالی که شبکههای اجتماعی ارگانیک حدود ۵٪ ماندهاند.
این عدد نرخ تبدیل نیست، فقط سهم ترافیک است. نرخ تبدیل واقعی را فقط آنالیتیکس خود شما نشان میدهد. اما یک مقایسهٔ منصفانه این است: کانالی که ۵۳٪ ترافیک را میآورد، فرصت بیشتری برای تبدیل دارد. (https://help.brightedge.com/blog/organic-share-of-traffic-increases-to-53)
مشتری گوگل «میپرسد»، مشتری اینستاگرام «اعتماد میکند». اولی قیمت و مقایسه میخواهد، دومی به چهره، سبک و دیدن چند باره نیاز دارد. به همین دلیل خرید اینستاگرامی اغلب بعد از چند بار دیدن برند اتفاق میافتد.
برای فروش B2B، سئو برتری دارد. BrightEdge گزارش کرده است که در سایتهای B2B حدود ۶۴٪ ترافیک از جستوجوی ارگانیک و حدود ۱۲٪ از جستوجوی پولی میآید.
دلیلش ساده است: مدیر خرید یک شرکت برای «تأمینکنندهٔ قطعات X» گوگل میکند، نه اینستاگرام. با این حال اینستاگرام برای نشان دادن چهرهٔ انسانی شرکت هنوز مفید است.(https://www.mediapost.com/publications/article/340922/brightedge-acquires-trilibis-technology-forms-ma.html)
بله، برای شناختهشدن سریع. مخاطب بدون جستوجوی قبلی شما را میبیند، تصویر ذهنی میسازد و روزی که نیاز پیدا کند، اسم شما را به یاد دارد.
بله. حضور مداوم در نتایج اول گوگل برای سؤالهای تخصصی، نوعی تأیید نانوشته است. مقالهای که بتواند مشکل مخاطب را حل کند، او را به برند نزدیک میکند.
یک نکتهٔ مهم برای جلوگیری از باور غلط این است که لایک و فالوور عامل مستقیم رتبهبندی گوگل نیستند. Ahrefs هم صریحاً میگوید گوگل سیگنالهای اجتماعی را در الگوریتم رتبهبندی خود لحاظ نمیکند، اما بهبود آنها همچنان ارزش دارد.(https://ahrefs.com/blog/social-signals/)
جان مولر از گوگل هم سال ۲۰۱۶ در پاسخ به یک سؤال تأیید کرد که از لایک بهعنوان فاکتور رتبهبندی استفاده نمیشود (به نقل از Search Engine Journal). اثر اینستاگرام غیرمستقیم است: دیدهشدن، ترافیک و گاهی لینکگرفتن.(https://www.searchenginejournal.com/ranking-factors/social-signals-rankinng-factor/)
بله، و تجربه آژانس DMRoom هم این است که بهترین نتیجه معمولاً از همافزایی میآید. مقایسه سئو و اینستاگرام نباید به انتخاب یکی ختم شود؛ میتواند به تقسیم نقش برسد.
اگر مشتری شما جستوجو میکند، با سئو شروع کنید. اگر باید تقاضا بسازید یا محصولتان بصری است، با اینستاگرام شروع کنید. اگر هر دو شرایط برقرار است، سئو یا اینستاگرام یک انتخاب یا/یا نیست؛ یک تقسیم نقش است.
اگر بخواهیم چکیده نگاه آژانس دی ام روم را بگوییم: کانال را بر اساس رفتار مشتری انتخاب کنید، نه بر اساس ترند.
پیشنهاد میکنیم همین حالا صفحات خدمات سئو و طراحی سایت دی ام روم (https://dmroom.agency/) را بررسی کنید و ببینید هر سرویس دقیقاً چه کاری انجام میدهد. سپس برای بررسی وضعیت سایت خودتان و دریافت مشاوره، با کارشناسان این مجموعه گفتگو کنید و اولین قدم را برای دیدهشدن در گوگل بردارید.