صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
گروه سیاسی - اظهارات تازه بهروز کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران درباره پیگیری منافع ملی از مسیر دیپلماسی یا میدان نبرد، بار دیگر وضعیت پیچیده روابط تهران و واشنگتن را در کانون توجه قرار داده است. این سخنان در شرایطی مطرح میشود که دو کشور همچنان از طریق میانجیها پیامهایی مبادله میکنند، اما نشانه روشنی از دستیابی به توافقی پایدار مشاهده نمیشود. در یک سوی این معادله، ایران بر ضرورت رفع فشارهای اقتصادی و دریافت تضمینهای معتبر تأکید دارد و در سوی دیگر، دولت دونالد ترامپ میکوشد با ترکیب تهدید نظامی و محدودیتهای اقتصادی، امتیازات بیشتری به دست آورد. لذا پرسش اصلی این است که آیا تحرکات دیپلماتیک میتواند بر فضای بیاعتمادی غلبه کند یا دو کشور بار دیگر به سوی تشدید رویارویی حرکت خواهند کرد؟ پیام تهران؛ مذاکره بدون عقبنشینی بهروز کمالوندی روز یکشنبه ۱۹ مهر در جمع خبرنگاران اعلام کرد مسئولان کشور بر حرکت همزمان در دو مسیر مذاکره و مقاومت تأکید دارند. وی تصریح کرد ایران منافع خود را با اقتدار دنبال خواهد کرد و چنانچه این منافع از طریق دیپلماسی تأمین نشود، برای دستیابی به آنها از توان خود در میدان نبرد استفاده خواهد کرد. اهمیت این اظهارات صرفاً در تأکید بر توان دفاعی ایران نیست، بلکه در پیوند دادن مذاکره با مقاومت نهفته است. تهران تلاش دارد نشان دهد آمادگی برای گفتوگو به معنای پذیرش شرایط یکجانبه نیست و فشار نظامی نمیتواند بهتنهایی تعیینکننده نتیجه مذاکرات باشد. کمالوندی همچنین بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران تأکید کرد و گفت صنعت هستهای کشور با وارد آمدن ضربه از میان نخواهد رفت. این بخش از سخنان وی نشان میدهد که موضوع هستهای همچنان یکی از محورهای اصلی اختلافات باقی مانده است. پیشنهادهایی که به توافق نرسید تحولات هفتههای اخیر نشان میدهد مسیر دیپلماسی، باوجود اختلافات جدی، کاملاً مسدود نشده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در جریان نشست مجمع عمومی سازمان ملل از ارائه طرحی هفتروزه از طریق میانجیگری قطر خبر داده بود؛ طرحی که بازگشایی تنگه هرمز و فراهم شدن زمینه گفتوگوهای گستردهتر را دنبال میکرد. دونالد ترامپ چهارم مهر اعلام کرد پیشنهاد ایران را رد کرده است، اما عراقچی تأکید داشت تهران هنوز پاسخ رسمی واشنگتن را از طریق میانجیها دریافت نکرده است. وی همچنین تصریح کرد تغییری در مواضع جمهوری اسلامی ایجاد نشده و شرایط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز مشخص است. بااینحال، گزارش تازه آسوشیتدپرس نشان میدهد ایران پس از دریافت پیشنهاد متقابل آمریکا، در حال بررسی پاسخ رسمی خود است. عراقچی پنجشنبه گذشته از احتمال ارائه پاسخ طی روزهای آینده سخن گفت و ترامپ نیز گفتوگوهای غیرمستقیم را سازنده توصیف کرد. این تحولات بیانگر آن است که اختلاف اصلی دیگر صرفاً بر سر آغاز مذاکره نیست؛ بلکه طرفین درباره ترتیب اجرای تعهدات و امتیازاتی که باید در برابر یکدیگر ارائه کنند، اختلاف دارند. واشنگتن؛ فشار اقتصادی در کنار مذاکره در سوی آمریکایی، اظهارات اخیر مقامهای دولت ترامپ از تداوم سیاست فشار حکایت دارد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در گفتوگو با شبکه نیوزمکس اعلام کرده واشنگتن سیاست فشار حداکثری را به کارزاری برای انزوای اقتصادی گستردهتر ایران تبدیل کرده است. وی مدعی شد آمریکا با همکاری برخی کشورهای منطقه، از جمله پاکستان و ترکیه، برای محدود کردن مسیرهای زمینی ارتباط اقتصادی ایران تلاش میکند. این اظهارات نشان میدهد واشنگتن در کنار محدودیتهای نفتی و مالی، مسیرهای حملونقل و تجارت منطقهای را نیز هدف فشار قرار داده است. بااینحال، ارزیابی میزان موفقیت این سیاست نیازمند احتیاط است. گزارش واشنگتنپست نشان میدهد باوجود کاهش درآمدهای نفتی ایران، تهران همچنان توانسته بخشی از صادرات و ارتباطات اقتصادی خود را حفظ کند. بنابراین فشار اقتصادی اگرچه هزینههای قابلتوجهی ایجاد کرده، هنوز به تحقق کامل اهداف اعلامی آمریکا منجر نشده است. از منظر مذاکرات، چنین وضعیتی میتواند دو پیامد متفاوت داشته باشد: افزایش انگیزه طرفین برای توافق یا تشدید تلاش برای کسب امتیاز از طریق فشار بیشتر. تناقض در پیامهای ترامپ یکی از عوامل پیچیدهکننده شرایط، تفاوت میان پیامهای دیپلماتیک و ادبیات تهدیدآمیز رئیسجمهور آمریکاست. ترامپ در روزهای اخیر از امکان پایان سریع جنگ سخن گفته، اما همزمان هشدار داده است در صورت نپذیرفتن خواستههای واشنگتن، گزینههای سختتری مطرح خواهد شد. براساس گزارش آسوشیتدپرس، وی در جریان فعالیتهای انتخاباتی خود نیز بر آمادگی آمریکا برای تشدید اقدامات علیه ایران تأکید کرده است. در مقابل، اعلام کرده پیش از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر حمله تازهای انجام نخواهد داد. این مواضع متغیر، پیشبینی رفتار واشنگتن را دشوار کرده است. هرچند تهدید نظامی میتواند ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی باشد، تکرار آن ممکن است اعتماد لازم برای دستیابی به توافق را نیز تضعیف کند. گره هرمز و تضمینهای امنیتی در چنین شرایطی تنگه هرمز اکنون به یکی از مهمترین محورهای چانهزنی تبدیل شده است. ایران رفع محاصره و محدودیتهای اقتصادی را پیششرط اقدامات متقابل میداند، درحالیکه آمریکا خواستار بازگشت جریان عادی کشتیرانی و دریافت تعهدات مشخص از تهران است. در همین حال، مسعود پزشکیان در دیدار اخیر با ولادیمیر پوتین بار دیگر نسبت به تجربه مذاکرات پیشین ابراز تردید کرد و یادآور شد گفتوگوهای گذشته مانع حملات نظامی نشدهاند. این نگرانی نشان میدهد مسئله تضمینهای اجرایی به اندازه مفاد توافق اهمیت یافته است. حتی اگر طرفین درباره بازگشایی مسیرهای دریایی یا کاهش محدودیتهای اقتصادی به تفاهم برسند، بدون سازوکاری قابل اعتماد برای اجرای تعهدات، احتمال بازگشت بحران همچنان وجود خواهد داشت. انتخابات آمریکا؛ فرصت یا عامل تشدید بحران؟ انتخابات میاندورهای سوم نوامبر نیز بر محاسبات سیاسی واشنگتن سایه انداخته است. افزایش قیمت انرژی و پیامدهای اقتصادی جنگ، دولت ترامپ را با فشار داخلی روبهرو کرده است. بااینحال، گزارش آسوشیتدپرس حاکی است هر دو طرف تأکید دارند تصمیمهای خود را براساس تقویم انتخاباتی آمریکا اتخاذ نمیکنند. ازاینرو نمیتوان نزدیک شدن انتخابات را بهتنهایی نشانه قطعی توافق یا تشدید درگیری دانست. برای تهران نیز اتکا به فشارهای انتخاباتی بر ترامپ، بدون دریافت تعهدات مشخص، میتواند محاسبهای پرریسک باشد. نتیجه انتخابات ممکن است فضای سیاسی آمریکا را تغییر دهد، اما الزاماً اختلافات بنیادین دو کشور را برطرف نخواهد کرد. آینده در گرو تصمیمهای عملی مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد تهران و واشنگتن در موقعیتی قرار گرفتهاند که هیچیک مایل به واگذاری ابزارهای فشار خود نیستند، اما هزینههای ادامه تقابل نیز برای هر دو طرف افزایش یافته است. در چنین شرایطی، سه مسیر قابل تصور است: دستیابی به توافقی محدود درباره مسائل فوری، ادامه مذاکرات فرسایشی همراه با فشار اقتصادی یا تشدید دوباره درگیریهای نظامی. تحقق هرکدام به تصمیمهای عملی طرفین در روزهای آینده بستگی دارد. برای ایران، مسئله اساسی دستیابی به توافقی است که علاوه بر حفظ حقوق و منافع ملی، از قابلیت اجرا و پایداری برخوردار باشد. در مقابل، واشنگتن باید میان ادامه سیاست فشار و پذیرش راهحلی مبتنی بر تعهدات متقابل تصمیم بگیرد. بنابراین سخنان کمالوندی را میتوان بازتاب همین دوگانگی دانست: حفظ آمادگی دفاعی در کنار باز گذاشتن مسیر دیپلماسی. بااینحال، آنچه سرنوشت مناسبات دو کشور را تعیین خواهد کرد، نه شدت تهدیدها، بلکه توانایی تبدیل پیامهای سیاسی به توافقهایی روشن، متوازن و قابل اجراست.