سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی در سند امنیتی جدید خود بر ضرورت افزایش توان نظامی اسرائیل تأکید کرده و خواستار آن شده است که این رژیم بتواند حتی بدون کمک آمریکا، علیه تأسیسات هستهای ایران اقدام کند. او از اقدام پیشدستانه، ایجاد مناطق حائل، توسعه تولید تسلیحات در داخل سرزمینهای اشغالی و برتری در فناوریهای پیشرفته، از جمله هوش مصنوعی، سخن گفته است. به گزارش مهر در ظاهر، این مواضع بخشی از تلاش برای کاهش وابستگی نظامی اسرائیل به متحد اصلی خود، یعنی آمریکاست. اما در پس این ادعا، تناقضی جدی وجود دارد. رژیمی که سالها امنیت خود را بر پایه حمایت نظامی، تسلیحاتی و سیاسی واشنگتن تعریف کرده، اکنون از ضرورت توانایی اقدام مستقل سخن میگوید. همین تأکید نشان میدهد که موضوع وابستگی به آمریکا، به یکی از دغدغههای راهبردی اسرائیل تبدیل شده است. البته اعلام هدف برای افزایش توان نظامی، به معنای برخورداری از ظرفیت لازم برای تحقق آن نیست. میان انتشار یک سند سیاسی و ایجاد توان عملیاتی پایدار فاصله زیادی وجود دارد. اسرائیل برای تبدیل این شعارها به واقعیت، به منابع مالی، فناوری پیشرفته، نیروی انسانی متخصص و مهمتر از همه، ارزیابی واقعبینانه از محدودیتهای خود نیاز دارد. این در حالی است که تجربه رویارویی با ایران نشان داده است که برتری در برخی تجهیزات و فناوریها، لزوماً به معنای توان تحمیل اراده سیاسی به طرف مقابل نیست. واکنش مخالفان نتانیاهو به این سند، بخش مهمی از ماجراست. یائیر لاپید، رهبر مخالفان، با لحنی تمسخرآمیز آن را شبیه متنی دانسته که یک هوش مصنوعی رایگان نوشته است. گادی آیزنکوت نیز محتوای آن را مجموعهای از شعارهای توخالی توصیف کرده است. این انتقادها از سوی چهرههایی مطرح میشود که خود به جریان سیاسی و امنیتی اسرائیل تعلق دارند و نمیتوان آنها را صرفاً مخالفانی بیرون از ساختار قدرت دانست. بنابراین، مسئله فقط اختلافات حزبی نیست؛ بخشی از نخبگان اسرائیلی درباره میزان عملی بودن ادعاهای امنیتی نتانیاهو و توانایی او برای ارائه تصویری روشن از آینده تردید دارند. پرسش اساسی این است که اگر سندی با هدف ترسیم آینده امنیتی اسرائیل منتشر میشود، چرا باید تا این اندازه کلی و کمجزئیات باشد؟ یک راهبرد امنیتی جامع باید تهدیدها را اولویتبندی کند، منابع و امکانات مورد نیاز را توضیح دهد، محدودیتها را بسنجد و مسیر دستیابی به اهداف را مشخص کند. تکرار عباراتی مانند افزایش قدرت نظامی، استقلال راهبردی و برتری فناوری، بدون ارائه جزئیات کافی، بهتنهایی چنین انتظاری را برآورده نمیکند. از سوی دیگر، نتانیاهو نمیتواند صرفاً با اعلام اینکه اسرائیل باید مستقلتر عمل کند، وابستگیهای عمیق این رژیم به آمریکا را کنار بگذارد. حمایت واشنگتن فقط به تأمین تسلیحات محدود نیست؛ همکاری اطلاعاتی، فناوری، پشتیبانی سیاسی و هماهنگی نظامی نیز بخش مهمی از این رابطه را تشکیل میدهد. بنابراین، استقلال راهبردی ادعاشده، بیش از آنکه با یک اعلام سیاسی تحقق یابد، به تغییرات گسترده و پرهزینه نیاز دارد. انتشار سندی کوتاه در آستانه انتخابات، زمینهای فراهم میکند که منتقدان درباره اهداف سیاسی نخستوزیر پرسش مطرح کنند. نتانیاهو میخواهد خود را سیاستمداری نشان دهد که در برابر تهدیدهای خارجی، قاطع و آماده اقدام است. تأکید بر ایران و وعده توانایی حمله مستقل، میتواند بخشی از همین تصویرسازی باشد. در چنین شرایطی، مسئله فقط محتوای سند نیست؛ بلکه نحوه استفاده سیاسی از آن نیز اهمیت دارد.