سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
گروه سیاسی - هشت ماه پس از آغاز تهاجم آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران، مذاکرات از راه میانجیها حول شروط هفتگانه تهران و طرح هفتروزه بازگشایی تنگه هرمز در جریان است؛ اما کاخ سفید همزمان با تشدید محاصره دریایی، گزینه حمله تازه پس از انتخابات میاندورهای را روی میز نگه داشته است. جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) آغاز شد؛ تهاجمی که در پی آن باعث شد، تنگه هرمز مسیر عبور بخش مهمی از نفت جهان عملاً بسته شود و واشنگتن نیز در واکنش، محاصره دریایی بنادر ایران را کلید بزند. پس از حدود سهونیم ماه درگیری، دو طرف در خرداد ۱۴۰۵ به یک توافق موقت ۱۴ مادهای رسیدند که آتشبس ۶۰ روزه و زمینهسازی برای بازگشایی هرمز را در بر میگرفت. اما با سپری شدن مهلت، اختلاف در تفسیر بندها و پافشاری آمریکا بر ادامه فشار، این یادداشت تفاهم عملاً فروریخت و بحران انرژی جهانی را نیز به میراث جنگ افزود. اتحادیه اروپا رسماً از خطر «بحران قیمت انرژی» هشدار داده و کشورهای منطقه نگران گسترش دامنه درگیریاند. دیپلماسی نیویورک و شروط هفتگانه کانون دیپلماسی این روزها نیویورک و کانالهای میانجی است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، طرح «هفتروزه» ایران را برای بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری مذاکرات هستهای ارائه کرده است: طرحی که بر اساس گزارش ایرنا، مشروط به رفع فوری محاصره دریایی، کاهش فشار تحریمهای نفتی و پایبندی به آتشبس در لبنان است و به گفته او در صورت پذیرش واشنگتن، مهلت هفتروزه از همان لحظه شمارش میشود. حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز تأکید کرده شروط هفتگانه از سوی مراجع عالی نظام ابلاغ شده، قاطع است و تنها تفاوت طرح کنونی با تفاهمنامه پیشین، فشردهشدن زمان از ۹۰ روز به هفت روز است. موضع رسمی تهران همان است که مقامات بارها تکرار کردهاند و قالیباف پس از آخرین سفر عاصم منیر به تهران تصریح کرده «حرف جدیدی نداریم؛ آمریکا تنها با اجرای شروط هفتگانه میتواند به توافق برسد.» در همین حال، پزشکیان با اشاره به ادامه حملات و تحریمها پس از هر دور گفتوگو، صراحتاً از اعتمادزدایی واشنگتن گفته است. از محاصره بلندمدت تا تهدید حمله مجدد در مقابلِ میز مذاکره، کاخ سفید زبان فشار را گستردهتر کرده است. مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، به فایننشال تایمز گفته واشنگتن میتواند محاصره بنادر ایران را «برای آینده قابل پیشبینی» ادامه دهد و تا حلشدن مسئله مواد غنیشده، هدفهایش محقق نشده است. نشریه آتلانتیک نیز به نقل از مقامات آمریکایی نوشت ترامپ چند روز حمله گسترده تازه با اهدافی چون توان موشکی و پهپادی، زیرساخت انرژی و تأسیسات هستهای را برای پس از انتخابات میاندورهای میسنجد. روزنامه گاردین هم گزارش داد ایران به هفت کشور خلیج فارس هشدار داده در صورت تکرار تجاوز، تأسیسات نفتی و مراکز هوش مصنوعی در منطقه را هدف قرار خواهد داد. در جبهه روایتها نیز دو روایت متناقض دیده میشود: ترامپ مدعی است عبور نفت از هرمز به بالاترین سطح رسیده، اما فرمانده نیروی دریایی سپاه اعلام کرده نیروهای آمریکایی ۶۰۰ تا ۷۰۰ کیلومتر از تنگه عقب رانده شدهاند و «جایی در هرمز ندارند». ساعتی که برای واشنگتن تیک میزند آنچه معادله را پیچیده کرده، تقویم سیاسی آمریکاست. رویترز به نقل از مقامات آگاه گزارش داده ایران آگاهانه مذاکرات را طولانی کرده تا پیش از انتخابات ۳ نوامبر، فشار سیاسی بر ترامپ را بالا ببرد؛ گزارشی که نشانه اذعان خود رسانههای غربی به اثرگذاری راهبرد صبورانه تهران است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، نیز در پیامی خطاب به تصمیمگیران و مردم آمریکا هشدار داد جنگ با ایران دستکم ده پیامد تلخ دارد: از سقوط بازار سهام و سقوط جنگندهها گرفته تا افزایش بدهی، تورم و کشتهشدن سربازان آمریکایی؛ و از آنها خواست «ماتریکس ساختگی» را در هم بشکنند. قشقاوی نیز با اشاره به محدودیت زمانی واشنگتن و تشدید اختلافات میان جمهوریخواهان، خاطرنشان کرده آمریکا معمولاً «زیر میز مذاکره میزند» و به همین دلیل تهران بر اجرای مکتوب تعهدات اصرار دارد. میانجیها و پرونده هستهای قطر و پاکستان نقش اصلی میانجیگری را بر عهده دارند؛ ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان هفته گذشته در تهران با مقام ارشد امنیتی ایران دیدار و گفتوگو کرد. روسیه نیز ابتکار تازهای برای کاهش تنش در خلیج فارس اعلام کرده است. اما پرونده هستهای همچنان گره اصلی است: ترامپ از «صفر غنیسازی» سخن میگوید، در حالی که تهران بر حق غنیسازی در چارچوب انپیتی تأکید میکند. بر اساس گزارش الجزیره، حتی در کاخ سفید هم نشانههایی از انعطاف دیده میشود و معاون رئیسجمهور ظاهراً در نشستهای دروندولتی درباره جزئیات رژیم هستهای مایه گذاشته است؛ نشانهای که به تعبیر تحلیلگران، از هزینهبر بودن ادامه جنگ برای واشنگتن حکایت دارد. توپ در زمین آمریکا معادله کنونی دو پایه دارد: از یکسو تهران با حفظ اهرم تنگه هرمز و اصرار بر اجرای شروط هفتگانه، دیپلماسی را به آزمون عملکرد واشنگتن بدل کرده است؛ از سوی دیگر کاخ سفید میان انگیزه جنگطلبی هوادارانش و هزینه سیاسی تشدید بحران پیش از انتخابات، سرگردان است. تجربه هشتماهه نشان داده فشار نظامی و محاصره، نه تنگه را گشوده و نه مقاومت را شکسته است؛ اتفاقاً هزینه انرژی و اعتبار سیاسی را برای آمریکا سنگینتر کرده. اکنون انتخاب شفاف است: اجرای تعهدات و پایان محاصره، یا ماندن در بنبست تا زمانی که تقویم انتخاباتی خودش پاسخ را بدهد.